
جمهوری اسلامی در یک افسارگسیختگی تمام عیار و با تهدید و ارعاب و تحت فشار قرار دادن خانواده و فرزندان "سکینه محمدی آشتیانی" او را مجبور کرد تا در یک نمایش تلویزیونی مسخره علیه خودش، وکیل فراری اش و کارزار جهانی و عظیم جهانی برای نجات سکینه و لغو مجازات سنگسار و اعدام، سخن بگوید. بر اساس اخباری که "جاوید کیان" وکیل دیگر پرونده سکینه، بلافاصله بعد از این شوی تلویزیونی حکومت در اختیار رسانه ها قرار داد، سکینه با ضرب و شتم و شکنجه وادار به این باصطلاح اعترافات شده است. او می گوید: " در عین حال رفتار خطرناک دیگری هم مرتکب شده اند... رفته اند سراغ خانواده خانم محمدی که افرادی بشدت مذهبی هستند و از چند نفر از آنها علیه سکینه فیلمی گرفته اند مبنی بر اینکه سکینه مرتکب زنا شده و باید مجازات شود... متأسفانه خانواده خانم محمدی هم بشدت فرزندان او را تحت فشار قرار داده اند که مادر شما آبروی خانواده ما را برده و باید اعدام یا سنگسار شود و فشار روانی شدیدی علیه بچه های خانم محمدی ایجاد کرده اند".
رژیم اسلامی همچون بسیاری از موارد قبلی و محاکمات باصطلاح قضایی خود که طی آن عده ای سرسپرده و آدمکش و جانی با استناد به قوانین اسلام و "علم" خود در مورد مرگ و زندگی انسانها تصمیم می گیرند و مثل آب خوردن آدم می کشند، در مورد سکینه هم آشکارا پرونده سازی کرده و نهایتا در این نمایش تلویزیونی او را به اتهامی که قبلا در دادگاه اسلامی خود این حکومت از آن تبرئه شده، به اعتراف علیه خودش واداشته است. از هیچ بی شرمی و زیر پا گذاشتن حیثیت و حرمت انسانی خود سکینه و فرزندانش، در جریان تهیه این شوی کثیف تلویزیونی دریغ نکرده است. پرونده این زن نگون بخت و اسیر چنگال های مذهبی و خونین حکومت اسلامی و نماد تبعیض و ستم وحشیانه به میلیون ها زن اسیر قوانین مذهبی در تمام کشورهای اسلامی، هم اکنون پس از یکماه این دست و آن دست کردن حکومت به جایی رسیده است که باید می رسید! قاضی مرتضوی، جلاد معروف حکومت اسلامی باز هم عهده دار این شده است که اینبار در قامت معاون دادستان کل کشور جنایت دیگری مرتکب شود و بگونه ای از این پرونده تعیین تکلیف نماید. این فاشیست اسلامی هم بگفته کیان جاوید، اولین کارش این بوده است که با فرستادن پرونده سکینه به حفاظت اطلاعات قوه قضائیه، زیر آن نوشته است که ابتدا پرونده مریم قربان زاده حل شود و بعد پرونده سکینه محمدی! به گفته کیان جاوید، این به معنای آن است که جان مریم قربان زاده در خطر است و جمهوری اسلامی می خواهد حالا که اعتراضات و فشار جهانی بر روی پرونده سکینه متمرکز است، بی سر و صدا مریم قربان زاده را اعدام کند!
سر تا پای این وحشیگری و هذیان گویی های حکومت نشاندهنده ترس و دست پاچگی در برابر جنبش عظیم و انسانی جهانی است که بیشتر از یک ماه است حکومت اعدام و سنگسار و قصاص اسلامی را در تمام جهان و با حرکت انسانی میلیونها نفر به مصاف طلبیده است. این نمایش سخیف و شارلاتان بازی سیاسی نشان می دهد که حکومت جانیان اسلامی تا چه میزان از این جنبش انسانی به وحشت افتاده و دست و پای خود را گم کرده است. به همین دلیل جنایات و افسارگسیختگی اش دیگر حساب و کتاب ندارد. فشارها و اعتراضات جهانی هذیان گویی و وحشی گری این حکومت را شدت بخشیده است. این جانیان نمی فهمند ــ و در واقع خود را به نفهمی زده اند ــ که اساسا منظور و هدف این جنبش جهانی، این چرندیاتی که حکومت بر سر پرونده سکینه یک روز در میان سرهم می کند، نیست. این یک جنبش است برای سرنگونی جمهوری اسلامی و جمهوری اسلامی با بسیج تمام نیروی کشتار و سرکوبش، در واقع دارد پاسخ مبارزات حق خواهانه مردم را می دهد. سکینه یک نماد است. نماد تصمیم گیری های خودسرانه و "علم" حکام شرع عقب مانده ای که برای کشتار و جنایت اجیر شده اند. نماد ظلم، تبعیض، ستم و بی حقوقی که هر روز در حق زنان در کشورهای اسلام زده اعمال می شود. نماد و شکل دیگر سرکوب و کشتار حکومت در خیابان ها در رویارویی با انقلاب مردم. این سراپا یک ماشین کشتار و خونریزی کثیف مذهبی برای تداوم چپاول و غارتگری حاکمین اسلامی است. این رژیم را باید بزیر کشید. وحشیگریها و آدمکشی های قرون وسطایی این حکومت باید نقطه پایانی داشته باشد. ما تاکنون توانسته ایم ماشین سرکوب و جنایت این حکومت را وادار به عقب نشینی کنیم و جنبش برای نجات سکینه و لغو مجازات اعدام و سنگسار تاکنون به دستاوردهای درخشان و قابل اتکایی برای مبارزه و انقلاب مردم ایران دست یافته است اما، برای نجات جان "مریم قربان زاده" که اتفاقا تحت فشار همین مبارزه و رویارویی جهانی حکم سنگسارش به اعدام تبدیل شده است و نیز برای نجات کارگران، دانشجویان، روزنامه نگاران و فعالین سیاسی دربند، باید جمهوری اسلامی را سرنگون کنیم و یک گام مهم در این جهت، همان طرح شعار اخراج جمهوری اسلامی از محافل و نهادهای بین المللی است. باید این مبارزه را ادامه دهیم و عقب نشینی های هرچه بیشتری را به جمهوری اسلامی تحمیل کنیم. روز 28 ماه اوت که به روز "صد شهر علیه سنگسار" نامگذاری شده، فرصتی است تا یکبار دیگر با خواست سرنگونی جمهوری اسلامی و اخراج این رژیم از محافل و نهادهای بین المللی در ابعادی گسترده تر به خیابان بیاییم و این پتانسیل انسانی و جهانی را به دخالت سیاسی برای سرنگونی جمهوری اسلامی ترغیب کنیم. نه به سنگسار، نه به اعدام، نه به جمهوری اسلامی. این شعاری است که باید در ادامه این مبارزه و کارزار جهانی، توده های مردم شریف و آزادیخواه جهان را پشت آن بسیج و اعلام نمود که این رژیم سراپا جنایت علیه بشریت باید سرنگون شود. راه دیگری برای خلاصی مردم ایران و جهان از شر این بختک اسلام، فقر و عقب ماندگی وجود ندارد.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


