Bookmark and Share

شيدا نجيب زاده: محله زنجير

فرستادن به ایمیل چاپ

انترناسيونال ٣٤٠

شيدا نجيب زاده (ايران)

(گزارشي كوتاه از محله اي فقير نشين در خوزستان كه توسط يكي از خوانندگان انترناسيونال ارسال شده)

 

نام: محله زنجير. آدرس: ایران – خوزستان – ماهشهر – محله زنجیر * ( شهرک رجائی ) محله ای فقیر نشین در دل شهری مملو از ثروت بیکران صنایع نفت و گاز و پتروشیمی . مردم این محله بمانند سایر محلات فقیر نشین این شهر بندری و یکی از مراکز مهم صنعت پتروشیمی در ایران و منطقه، در فقر و فلاکت سرمایه میسوزند و زندگی سختی را تجربه میکنند . فقر بحدی در این محله زندگی مردم را به سیاهی و تباهی کشانده ، که حتی هیچ بانکی در اینجا شعبه ندارد ، چرا که مردم علی العموم پولی در بساط ندارند که بخواهند از بانک استفاده کنند. ترکیب جمعیتی این محله عمدتا شامل كارگراني که از بندر عباس ( جهت فروش نیروی کارشان) به اینجا مهاجرت کرده ند و همچنین مردم عرب زبان خوزستان که بعد از شروع جنگ به این منطقه وارد و ساکن شده اند ، میباشد. در میان جوانان این محله، اعتیاد و بیکاری بیداد میکند. اکثر بچه های این محل بدلیل فقر و تنگدستی خانواده، از امکان ادامه تحصیل محرومند. ( بویژه دختران خانواده ها ) . تا چندی قبل مردم بعلت تنگدستی و عدم امکان خرید اشتراک برق، عموما از انداختن یک رشته کابل ( قلاب کردن ) به سیمهای برق سر خیابان و یا کوچه، برق خانه هایشان را تامین میکردند ولی اخیرا اداره برق به کمک نیروی انتظامی مردم را مجبور به نصب کنتور برق نموده است که دولت بتواند هزینه برق مصرفی شان را از آنها اخذ نماید. هفته گذشته مسجدی در این محله شبانه به آتش کشیده شد. داستان از این قرار بود که اداره مسجد توسط اهالی منتسب به بندری صورت میگرفت. در میان مردم این محل، بر سر اداره مسجد اختلاف میافتد و ظاهرا چون تعداد نمازگزاران این مسجد اکثرا عرب زبان هستند و چون اذان بطور مرتب و سر موقع پخش نمیشود، بنابراین مسجد باید توسط اهالی عرب زبان اداره شود. در حالیکه مردم بندری ادعا داشتند که این مسجد از ابتدا توسط خودشان اداره شده است. خلاصه اینکه برای حل و فصل این دعوا بازرسی به محل اعزام میشود و در ادامه اعزام نماینده ای از مرکز استان ( اهواز ) و تشخیص این نکته که تعداد نمازخوان بندری در این مسجد خیلی کم بوده است، لذا اداره مسجد به اهالی عرب زبان واگذار میشود. آتش زدن مسجد نیز درست بعد از این اتفاق صورت میگیرد. به اعتقاد برخی از مردم، ممکن است به آش کشیده شدن مسجد ریشه در این اختلافات داشته باشد. ولی نکته مهم و اساسی در این دوره از تاریخ اجتماعی ایران، اینست که در میان مردم دیگر، مسجد از هیچگونه قداستی برخوردار نیست. مسجد به آتش کشیده میشود، قرآنها میسوزند و مردم با خونسردی بهمدیگر نگاه میکنند و به این نکته اشاره میکنند که دیگر قرآنها هم اثر چندانی ندارند، در حالیکه در زمانهای نه چندان دور اعتقاد بر این بود که قران کمر سوزاننده آنرا میشکند !!!! جدا از اين آنها كه آگاهترند تلاش ميكنند به اين نفاق ها و تفرقه ها كه ريشه در فقر و محروميت مردم و بر متن آن تفرقه قومي و نقش مذهب و مسجد دارد پايان بخشند و سرنوشت مشترك مردم محروم را به آنها نشان دهند.*

 

 

  Share/Bookmark

آخرین مقالات