سال 88 به پایان رسید و بسیاری از اتفاقاتی که بویژه در نه ماه آخر این سال در خیابانهای تهران، شیراز، اصفهان، تبریز، سنندج، کرمانشاه و غیره رخ داد، روزها و ماههای قبل از انقلاب پنجاه و هفت و در واقع، آخرین روزهای حکومت شاه را برای مردم ایران و جهان تداعی کرد. در یک سو، مردمی که به بهانه انتخابات به خیابان ریختند، شعار "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر اصل ولایت فقیه" سر دادند و اعلام کردند حکومت مذهبی، حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی نمی خواهند و در جانب دیگر، حکومتی که ــ بخصوص در طول نه ماهه اخیر ــ بشدت عقب رانده شد و با ضربه هایی که از مبارزه مردم خورد، آنچنان وحشت سر تا پای وجودش و تمام ارکانش را فرا گرفت که تمام نیرو و امکانات سرکوب و دستگاه تبلیغاتی مسخره و دروغینش را برای باقی ماندن خود بسیج کرد و با این وجود، هنوز با مردمی مواجه است که هر مراسم و جشن عزا و عروسی را، هشت مارس و چهارشنبه سوری و غیره را به روز عزا و وحشت حکومت تبدیل کرده اند. حکومتی که با هر بهانه و تجمعی، تمامی دستگاه کشتارش بسیج می شود و بکار می افتد تا مانع سقوط این بنای سست و پوسیده شده و آنرا از سر بگذراند و ــ بقول حمید تقوایی ــ با هر از سر گذراندنی دلخوش است که هنوز باقی مانده است! حکومتی که اعدام و قتل و کشتار را وسیله بقای هرروزه اش قرار داده و به هر چیزی چنگ می زند تا بتواند یک روز بیشتر عمر کند. این، سرنوشت تلخ و رقت بار تمام حکومت های دیکتاتور و خونریز تاریخ ــ از مذهبی و غیر مذهبی ــ در روزهای پایان کارشان است.
حکومت مذهبی ایران، بمانند تمام حکومت های دیکتاتور و در حال موت، با تمام عجز و زبونی اش در مقابله با مردم، سال 88 را پشت سر گذاشت و در چهارشنبه آخر سال هم تمام تلاش هایش برای اینکه نشان دهد هنوز حرفش خریدار دارد، در واقع، از سوی مردم به سخره گرفته شد. علیرغم بسیج تمام نیروهای سرکوب و بستن راههای ارتباطی و اعمال سانسور مطلق، مردم در چهارشنبه سوری به خیابان ریختند، در مواردی محلات و مناطق را در اختیار گرفتند، زن و مرد، پسر و دختر دست در دست همدیگر به رقص و پایکوبی پرداختند، عکس خامنه ای و خمینی را آتش زدند و خطاب به نیروهای سرکوبگر حکومت شعار "مرگ بر دیکتاتور" و "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" سر دادند. این، مبارزه مردمی است که به خیابان ریخته اند و می دانند برای دستیابی به کوچکترین حقشان، ابتدا، باید جمهوری اسلامی را سرنگون کنند. سال 88 بطور واقعی، سال تغییر توازن قوای سیاسی به نفع مردم بود و سال 89، سال بدون جمهوری اسلامی، سال بدون نکبت و کثافت مذهبی، سالی بدون حکومت ضد انسان جمهوری اسلامی. این، آرزوی تمام انسانهای شریفی است که سی سال است اسیر عقب ماندگی و توحش حکومت مذهبی اند. آرزوی تمام کارگرانی که سی سال است تحت حاکمیت آخوندهای مفتخور و جنایتکار در فقر و ناداری بسر می برند. آرزوی جوانانی که جمهوری اسلامی شادی و زندگی را از آنها گرفته و آرزوی تمام زنان و دختران جوانی که قوانین مذهبی، شرعی و تبعیض آمیز جمهوری اسلامی را نمی خواهند و خواستار آزادی و سرنگونی رژیم آپارتاید جنسی اند. آرزوی تمام خانواده هایی که بر سر مزار عزیزانشان حاضر شدند و با آنها عهد بستند که سال 89 را به سال مرگ و نابودی جمهوری توحش اسلامی تبدیل خواهند کرد. آرزوی تمام انسانهای شریف وآزادیخواه جهان. این، پیام تمام مخالفین جمهوری اسلامی در تمام دنیا به حکومت مذهبی، وحشی و عقب مانده ایران است. سال آینده، سال بدون حکومت ضد زن، وحشی، مذهبی، خونریز، ضد شادی و ضد انسان. سال بدون جمهوری اسلامی... .
سال 89 ، سال بدون جمهوری اسلامی
هادی وقفی
سال 88 به پایان رسید و بسیاری از اتفاقاتی که بویژه در نه ماه آخر این سال در خیابانهای تهران، شیراز، اصفهان، تبریز، سنندج، کرمانشاه و غیره رخ داد، روزها و ماههای قبل از انقلاب پنجاه و هفت و در واقع، آخرین روزهای حکومت شاه را برای مردم ایران و جهان تداعی کرد. در یک سو، مردمی که به بهانه انتخابات به خیابان ریختند، شعار "مرگ بر دیکتاتور" و "مرگ بر اصل ولایت فقیه" سر دادند و اعلام کردند حکومت مذهبی، حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی نمی خواهند و در جانب دیگر، حکومتی که ــ بخصوص در طول نه ماهه اخیر ــ بشدت عقب رانده شد و با ضربه هایی که از مبارزه مردم خورد، آنچنان وحشت سر تا پای وجودش و تمام ارکانش را فرا گرفت که تمام نیرو و امکانات سرکوب و دستگاه تبلیغاتی مسخره و دروغینش را برای باقی ماندن خود بسیج کرد و با این وجود، هنوز با مردمی مواجه است که هر مراسم و جشن عزا و عروسی را، هشت مارس و چهارشنبه سوری و غیره را به روز عزا و وحشت حکومت تبدیل کرده اند. حکومتی که با هر بهانه و تجمعی، تمامی دستگاه کشتارش بسیج می شود و بکار می افتد تا مانع سقوط این بنای سست و پوسیده شده و آنرا از سر بگذراند و ــ بقول حمید تقوایی ــ با هر از سر گذراندنی دلخوش است که هنوز باقی مانده است! حکومتی که اعدام و قتل و کشتار را وسیله بقای هرروزه اش قرار داده و به هر چیزی چنگ می زند تا بتواند یک روز بیشتر عمر کند. این، سرنوشت تلخ و رقت بار تمام حکومت های دیکتاتور و خونریز تاریخ ــ از مذهبی و غیر مذهبی ــ در روزهای پایان کارشان است.
حکومت مذهبی ایران، بمانند تمام حکومت های دیکتاتور و در حال موت، با تمام عجز و زبونی اش در مقابله با مردم، سال 88 را پشت سر گذاشت و در چهارشنبه آخر سال هم تمام تلاش هایش برای اینکه نشان دهد هنوز حرفش خریدار دارد، در واقع، از سوی مردم به سخره گرفته شد. علیرغم بسیج تمام نیروهای سرکوب و بستن راههای ارتباطی و اعمال سانسور مطلق، مردم در چهارشنبه سوری به خیابان ریختند، در مواردی محلات و مناطق را در اختیار گرفتند، زن و مرد، پسر و دختر دست در دست همدیگر به رقص و پایکوبی پرداختند، عکس خامنه ای و خمینی را آتش زدند و خطاب به نیروهای سرکوبگر حکومت شعار "مرگ بر دیکتاتور" و "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" سر دادند. این، مبارزه مردمی است که به خیابان ریخته اند و می دانند برایدستیابی به کوچکترین حقشان، ابتدا، باید جمهوری اسلامی را سرنگون کنند. سال 88 بطور واقعی، سال تغییر توازن قوای سیاسی به نفع مردم بود و سال 89، سال بدون جمهوری اسلامی، سال بدون نکبت و کثافت مذهبی، سالی بدون حکومت ضد انسان جمهوری اسلامی. این، آرزوی تمام انسانهای شریفی است که سی سال است اسیر عقب ماندگی و توحش حکومت مذهبی اند. آرزوی تمام کارگرانی که سی سال است تحت حاکمیت آخوندهای مفتخور و جنایتکار در فقر و ناداری بسر می برند. آرزوی جوانانی که جمهوری اسلامی شادی و زندگی را از آنها گرفته و آرزوی تمام زنان و دختران جوانی که قوانین مذهبی، شرعی و تبعیض آمیز جمهوری اسلامی را نمی خواهند و خواستار آزادی و سرنگونی رژیم آپارتاید جنسی اند. آرزوی تمام خانواده هایی که بر سر مزار عزیزانشان حاضر شدند و با آنها عهد بستند که سال 89 را به سال مرگ و نابودی جمهوری توحش اسلامی تبدیل خواهند کرد. آرزوی تمام انسانهای شریف وآزادیخواه جهان. این، پیام تمام مخالفین جمهوری اسلامی در تمام دنیا به حکومت مذهبی، وحشی و عقب مانده ایران است. سال آینده، سال بدون حکومت ضد زن، وحشی، مذهبی، خونریز، ضد شادی و ضد انسان. سال بدون جمهوری اسلامی... .