
انترناسيونال ٣٣٨
وقوع دو زمین لرزه قوی در دو ماهه اخیر در منطقه آمریکای جنوبی جان صد ها هزار نفر را گرفت و موجب صدمات جانی و روانی و بیخانمانی و فقر میلیونها نفر شد. در هائيتي قريب سيصد هزار نفر در اثر زلزله جان باختند و در شيلي تعداد تلفات بسيار كمتر يعني قريب هزار نفر بود اما بيخانماني و از هم گسيختگي كم نبود. حقيقت آنست كه در اول قرن بيست و يكم زمين لرزه ميتواند و ميتوانست به فجايع بشري تبديل نشود. اما وقتي جوامع بر اساس سود و سودپرستي و قدرت پرستي ميچرخد بايد متاسفانه بازهم منتظر فجايعي از اين قبيل بود. هم اكنون وقوع این دو زلزله كابوس وقوع زلزله در تهران را بار دیگر افزایش داده است. زلزله هائیتی که در ١٥ کیلومتری جنوب پورتو پرنس پایتخت این کشور رخ داد، هفت و سه دهم ریشتر شدت داشت. آمار رسمی قربانیان این زلزله به سیصد هزار نفر رسیده است و شهر به ویرانه ای تبدیل شده است. اکثریت جمعیت شهر بیخانمان شده و عوارض بعد از زلزله مانند شیوع سرسام آور انواع بیماریهای عفونی، گرسنگی و بی آبی و ناهنجاری های اجتماعی از قبیل جنایت و فحشا گسترش غیر قابل تصوری یافته است. زلزله شیلی در ٣٢٥ کیلومتری سانتیاگو پایتخت این کشور و در ١٠٠ کیلومتری شهر کونسپسیون اتفاق افتاده. مرکز این زلزله در منطقه ای غیر مسکونی و در ٣٥ کیلومتری عمق زمین بوده است ولی با وجود این آمار قربانیان آن به بیش از هزار نفر رسیده و ده ها هزار نفر بیخانمان شده اند. این زلزله با قدرت بیش از هشت و نیم ریشتر ساختمانها، پلها و راههای زیادی را ویران ساخته است. تهران هم مانند این دو منطقه زلزله زده در معرض خطر زمین لرزه قرار دارد. در باره خطرات چنین زمین لرزه ای از سوی کارشناسان مختلف بارها هشدار داده شده است. از نظر زمین شناسی تهران در میان چندین گسل زلزله ای قرار دارد که برخی از آنها امکان ایجاد زلزله با شدت بیش از هفت درجه ریشتر را دارند. در باره تهران (و سایر شهرهای ایران) مطالعات جدی و دقیق زمین شناسی صورت نگرفته است و رژیم های حاکم بر ایران کمتر علاقه ای به این امر و به زندگی و امنیت جانی مردم، نشان داده اند. ولی گزارش هایی که بر اساس امکانات بسیار محدود مراکز و متخصصان علمی تهیه شده احتمال وقوع یک خطر بزرگ را تائید می کند. بر اساس این گزارش ها دوران تناوب وقوع زمین لرزه در تهران بین ١٥٠ تا دویست سال برآورد شده است. از وقوع آخرین زلزله بزرگ در تهران بیش از ١٧٠ سال می گذرد و بر مبنای این گزارش ها وقوع یک زمین لرزه قوی در تهران قابل پیش بینی است. ساختمان های قدیمی تهران در مقابل زلزله مقاومتی ندارند و ساختمان های جدید، برج های مسکونی و مجمتع های مسکونی بزرگ بعلت عدم رعایت مسائل ایمنی، ضعیف بودن و غیر استاندارد بودن سازه ها در معرض بزرگترین خطر ها هستند. بخاطر سودجوئی سرمایه داران، وجود فساد و رشوه خواری فراوان که به راحتی معیارها و ضوابط حداقل نیز زیر پا گذاشته میشود، بسیاری از این ساختمانها هیچگونه مقاومتی در مقابل زلزله های شدید را ندارند و قابل استفاده برای زندگی و کار نیستند. در یک جامعه متمدن و اگر قرار باشد به زندگی انسانها اهمیت داده شود بیشتر این ساختمانها باید تخلیه و باز سازی شوند. بر اساس نظر کارشناسان که حتی در رسانه های رسمی جمهوری اسلامی هم منتشر شده است در صورت وقوع زلزله ای بالای ٦ درجه ریشتر در تهران تنها ١٠ درصد ساختمانهای شهر توانایی مقاومت دارند. لغزنده بودن لایه های زمین در بعضی مناطق تهران و ایجاد ساختمانهای پرجمعیت بر روی این لایه ها، بالا بودن سطح آب های زیرزمینی بخاطر نبودن شبکه فاضلاب، صدمات ناشی از زلزله را در تهران بسیار افزایش می دهد. به نظربهرام عکاشه که بعنوان پدر زلزله شناسی در ایران شناخته ميشود، اگر زلزله ای به وسعت و شدت زلزله هائیتی در تهران رخ دهد میزان خسارات و تلفات انسانی آن ١٠ برابر بیشتر خواهد بود. پروفسور فریبرز ناطقی الهی استاد مهندسی زلزله و سازه در مصاحبه ای اظهار می کند در صورت وقوع زلزله در تهران نزدیک به شش میلیون نفر کشته خواهند شد. ریزش ساختمانهای مسکونی، قطع شبکه های آب و گاز و برق، آتش سوزی، ریزش پل ها و مسدود شدن راهها عوارض طبیعی زلزله در تهران خواهند بود. وجود ساختمانهای بلند پر جمعیت که بدون رعایت استانداردهای ساختمانی در خیابانهای باریک ساخته شده اند، ابعاد فاجعه زلزله در تهران را چند برابر خواهند کرد. بافت شهری تهران و سایر شهر ها بر اساس منافع سرمایه و بورس بازی زمین و مسکن شکل گرفته است. این امری است که در همه جوامع سرمایه داری رایج است و سرمايه داري ايران از اين نظر يك قهقراي واقعي است.. در هیچ جامعه سرمایه داری ساختن شهرها بخاطر داشتن آرامش، امنیت و سلامتی انسانها برنامه ریزی نشده است. تحت فشار مبارزات مردم در بسیاری از این جوامع ضوابط و استاندارهایی برای تامین حداقل امنیت انسانها در نظر گرفته شده است، هر چند که این ضوابط در درجه اول حفظ امنیت سرمایه و منافع درازمدت آن است. اما توحش اسلامی حاکم بر ایران و جیب های گشاد آیت اله های میلیادر و آقازاده هایشان جایی برای در نظر گرفتن ضوابط امنیتی و توجه به جان انسانها باقی نگذاشته است. دست اندرکاران این رژیم که امیدی به بقای خود ندارند، طبیعتا نمی توانند دوراندیشی یک طبقه سرمایه دار در وضعیت نسبتا پایدار را داشته باشند. غارتگری و چپاول تا آخرین حد امکان تنها کاری است که از آنها ساخته است. این را براحتی می توان در هر نقطه ایران دید. متروی تهران یک نمونه آن است که هنوز زلزله ای نیامده است، در موارد مختلف ریزش و خرابی داشته است. خط آهن اصفهان شیراز سال گذشته پس از عبور اولین قطار غیر قابل عبور و خطرناک اعلام شد و تصاویر منتشر شده از این خط آهن پانصد کیلومتری، فقط از دزدی های کلان مالی حکایت می کند. مجتمع های بزرگ مسکونی که توسط سرمایه داران بزرگ احداث می شود، از هیچ گونه ایمنی برخوردار نیست و ارزانترین و پائینتری کیفیت از نظر مصالح و نحوه اجرا را دارد. به عوارض یک زلزله احتمالی در تهران باید، شیوع انواع بیماریها، نبودن امکانات کمک رسانی، نبودن آب و غذا و مهمتر از همه وجود یک حکومت ضد انسانی را که کاری جز سرکوب و چپاول ندارد، باید اضافه کرد. هنوز پرونده زلزله بم و زلزله رودبار باز است. این دو زلزله با وجود اینکه در مناطقی کم جمعیت رخ داد، جان دهها هزار نفر را گرفت و صدها هزار نفر را از هستی ساقط کرد. در این میان اوباش اسلامی فقط به فکر پر کردن جیب های خود و بزرگترین مانع برای کمک رسانی به مردم زلزله بودند. عوامل حکومت اسلامی بجای کمک به مردم دست به دزدي و سرکوب آنها زدند. خطر وقوع زلزله و آسیب های آن در تهران و بسیاری از شهر های ایران جدی است. اما یک خطر بزرگتر مردم ایران را تهدید می کند و آن حکومت اسلامی است. این حکومت تشدید کننده عوارض زلزله و یا هر سانحه طبیعی است. اولين قدم براي تامين امنيت مردم اينست كه شر این رژیم هر چه زودتر از سر مردم كم شود.*
| < قبلی | بعدی > |
|---|


