فرزاد از تهران
امروز۲۵ اسفند روز چهارشنبه سوری بود.این مراسم همانطور که انتظار میرفت بسیار متفاوت از سالهای گذشته بود. ساعت ۱۶:30 از خانه به سمت میدان آزادی و از آنجا به آریا شهر رفتم تا در صورتی که مردم تظاهرات کنند به آنها بپیوندم. گرچه اکثریت قریب به اتفاق آخوندهای ریز و درشت حکومت اسلامی از جمله خامنه ای فتوای تحریم چهارشنبه سوری رابه امت اسلامیشان داده بودند و هر گونه جشن و شادی در این روز را خرافات دانسته و مردم را از شادی و شرکت در آن بر حذر داشته بودند اما با توجه به اینکه خودشان خوب میدانستند که مردم ایران برای آخوند جماعت تره هم خرد نمی کنند و تحت هر شرایطی در این جشن شادی شرکت خواهند کرد نیروی زیادی راکه عمدتا از یگان سرکوبگر سوم امداد بودند دور تا دور فلکه دوم آریا شهر و خیابانهای اطراف به حالت آماده باش در آورده بودند. کاملا مشخص بود که حکومت اسلامی گرچه درظاهر برای روحیه دادن به طرفدارانش دست به تبلیغات زده و اعلام میکند که "اغتشاشات و شورش ها پایان یافته"اما با این لشکر کشی ها عملا نشان دادند که نه تنها هنوز از این جنبش انقلابی به شدت میترسند بلکه خودشان بیشتر از مخالفانشان این تبلغات را یاوه میدانند .پس از اینکه متوجه شدم در میادین اصلی تهران حکومت نظامی برقرار کرده اند به میدان آزادی برگشتم و از آنجا به سمت محله خود در پایین شهر به راه افتادم. در میان راه نزدیک سه راه آذری داخل اتوبوس های خط واحد بودیم که دیدم سر یکی از چهار راهها نیروهای ضد شورش خود را گذاشته اند. سپس دو نفر از اوباش اسلامی را دیدم که از ماشین نظامی پیاده شده و بساط یک زن دست فروش را به زور از او گرفته و در عقب ماشین خود انداختند. جمعیت داخل اتوبوس همگی با دیدن این صحنه انزجار خود را از رژیم نشان می دادند. همه میگفتند دیگر کارشان تمام است. به محله ی خودمان که رسیدم دیدم تمامی کوچه ها و خیابانهای این شهرک در کنترل مردم است در هر کوچه ای چندین جا آتش روشن کرده صدای بلند موزیک از خانه ها می آید زن و مرد و کودکان همه به داخل کوچه ها آمده و بعضی ها در حال آتش بازی و بعضی دیگر در حال بزن برقص وپایکوبی اند.پشت بام خانه که رفتم دیدم صدای ترقه و نور آتش و فشفشه ها تمام شهر را برداشته است. با وجودی که ۲۷ سالمه و هنوز ازدواج نکرده ام اما با دیدن این صحنه ها آنقدر خوشحال بودم که احساس می کردم درجشن عروسی خودم هستم. آرزو میکردم که به جای روز های تاسوعا و عاشورا و قمه زنی و سینه زنی و گل مالی سر و صورت و سایر مراسمات خرافی و غم انگیز مذهبی روزهای شادی مانند چهاشنبه سوری در تقویم قرار میگرفتند. الان که دارم این متن را مینویسم ساعت ۲۰:30 شبه و هنوز صدای ترقه و از هر طرف به گوش میرسد انگار این ترقه ها با زبان بی زبانی فریاد"مرگ بر دیکتاتور" "حکومت اسلامی نمی خواهیم" "حکومت آپارتاید و حکومت ضد شادی نمی خواهیم"را سرمی دهند. چهارشنبه سوری امسال روز اعلام همبستگی و اتحاد مجدد مردم ایران علیه جمهوری اسلامی و روز متشکل شدن هر چه بیشتر آنان بود. شرکت مردم ایران در مراسم چهارشنبه سوری در شهرها و روستاها "نه" بزرگ دیگری به کاربه دستان حکومت و در راس آنها خامنه ای و سایرمراجع تقلید وقیح و در واقع دهن کجی آشکاری به اسلام سیاسی و ولایت فقیه بود. شرکت مردم در این مراسم آنقدر گسترده بود که تمامی کوچه پس کوچه های تهران را فرا گرفته بود بطوری که حتی اگرحکومت تمام نیروهای مسلح و بسیجی خود را به تهران می آورد به هیچ عنوان برای سرکوب نصف شهر تهران کفایت نمی کرد. امروز مشخص شد که حکومت در میان مردم نه تنها ۵۰ میلیون بلکه حتی ۵ میلیون طرفدار را هم ندارد. خوشبختانه چهارشنبه سوری در این روزهای پایانی سال نقش یک پل ارتباطی را در میان تظاهرات مردم در سال۸۸ با تظاهرات های بعدی در سال آینده ایفا کرد و امیدها را همچنان در دلها زنده نگه داشت.در پایان ضمن تبریک سال نو به مردم ایران آرزو دارم سال۸۹ تبدیل به سال سرنگونی حکومت اسلامی و دستیابی مردم به خواسته های انسانی شان شود.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


