بعد هر لحظه به تعدادشون اضافه میشد. هم لباس شخصی بود هم گار ضد شورش. حدود نیم ساعت خیابان رو از طرف بلوار چمران بسته بودن که کسی وارد نشه تا اینکه دیدم چند تا از موتوری های لباس شخصی به طرف ما میان . ما هم فرصت رو از دست ندادیم و با پرتاب سنگ ازشون استقبال کردیم . تا وسط های کوچه اومدن و برگشتند . هر لحظه به تعدادشون افزوده میشد. تا اینکه تقریبا حدود 100 تا پلیس شدند و قصد حمله به ما رو داشتند. اول یه اشک آور پرتاب کردند و با موتور به طرف ما اومدند. ما هم که عقب نرفتیم و براشون کوکتل مولوتوف و سنگ و نارنجک دستی پرتاب کردیم عقب رفتند ولی بازم بر گشتند. چون کوچه یکم شیب داشت ما هم یه لاستیک تریلی آتش زدیم و فرستادیم به طرفشون. تایره داشت به سرعت به طرف بلوار چمران میرفت که یکی از بسیجی ها خودش رو به طرف تایر پرتاب کرد و گرفتش ولی بعد دیدیم خوابیده داخل پیاده رو. بدجور ضربه خورده بود. جایی که ما بودیم از سه طرف راه داشت . تا اینکه پلیس این بار با تمام نیرو ها حمله کرد و از اونجایی که درب همه خونه ها باز بود ما رفتیم داخل خونه ها. نیم ساعت بعد ما اومدیم بیرون و رفتیم به طرف میدان گاز ولی بچه های ابیوردی باز هم آتش روشن کرده بودند.
وقتی رسیدیم فلکه گاز دیدیم 2تا موتور پلیس رو آتش زدن و روش میپرن. اونجا هم پلیس هر از گاهی یه حمله هایی میکرد ولی جمعیت خیلی زیاد بود. تا اینکه یه ماشین اومد و گفت پل معالی آباد تیر اندازی شده . همه ناراحت شدند و فحش به پلیس ها و بسیجی ها میدادند و همه حمله کردند به طرف پلیس که تمام پلیسها از داخل پارک آزادی فرار کردند. دیگه پلیس اونجا فقط تماشا گر بود و کاری انجام نمیداد. جشن میدان گاز تا ساعت سه ادامه داشت و بعد هم برگشتیم خانه.
خوشبختانه تا لحظه ای که من بودم نه کسی رو درمیدان گاز گرفتند و نه درابیوردی.
| < قبلی | بعدی > |
|---|


