روزی نیست که جمهوری اسلامی فعالین و رهبران کارگری را مورد حمله قرار ندهد و توطئه ای علیه آنها سازمان ندهد. محمد جراحی، رضا شهابی، ابراهیم مددی، علی نجاتی، بهنام ابراهیم زاده، مظفر صالح نیا، شیث امانی، شریف ساعدپناه، شاهرخ زمانی، آیت نیافر، محمد بوداغی، منصور اسانلو و عده دیگری از فعالین کارگری یا در زندانند و یا با وثیقه های سنگین آزاد شده و خطر دستگیری هر لحظه آنها را تهدید میکند. به این لیست هرروز اضافه میشود. باید با تمام قوا به دفاع از رهبران کارگری برخاست و جمهوری اسلامی را چنان تحت فشار قرار داد که دست از سر فعالین کارگری بردارد.
دستگیری و تحت فشار قرار دادن و اذیت و آزار فعالین کارگری یک رکن همیشگی سیاست های جمهوری اسلامی بوده است، همچنانکه اعدام و شکنجه فعالین سیاسی هیچگاه از عملکرد این حکومت کنار نرفته است. اما در شرایط کنونی جمهوری اسلامی دلایل ویژه تری برای این اقدامات جنایتکارانه خود دارد. حمله بیسابقه ای که به سطح معیشت کارگران جریان دارد بدون محدود کردن و دستگیری و اذیت و آزار فعالین کارگری غیر ممکن است. جمهوری اسلامی میداند که اگر سه ماه دست از سرکوب فعالین کارگری بردارد جنبش کارگری دست به اعتراضات و اعتصابات بزرگ و سراسری خواهد زد و بسرعت متشکل خواهد شد.
تجربه اعتراض هرروزه مردم آزادیخواه سنندج و خانواده های شریف ساعدپناه و مظفر صالح نیا از اعضای هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران حاوی درس های مهمی برای همه مردم است. از روزی که این دو فعال محبوب کارگری را دستگیر کردند تجمعات اعتراضی شروع شد. مردم کوتاه نیامدند و بالاخره ارگان های سرکوب را مجبور به آزادی آنها کردند. ارسال خبر به سایت ها و رسانه ها و پخش خبر در شهر و استقبال پرشور مردم موقع آزادی آنها و انداختن حلقه های گل به گردن آنها گوشه های دیگری از فعالیت جوانان و مردم سنندج در دفاع از کارگران زندانی بود. تک تک این اقدامات برای آزادی شریف و مظفر ضروری بود و این باید به الگوئی در مبارزه مردم در سراسر کشور تبدیل شود.
هرجا جمهوری اسلامی فعالین و رهبران کارگران را دستگیر میکند باید بلافاصله همه را خبر کرد، تجمع کرد، دست به اعتراض زد و رژیم را وادار به آزادی آنها کرد. اما این یک بخش مساله است. شرط موفقیت ما در تعرض ما است. باید کرور کرور به تشکل های کارگری پیوست و صدها رهبر و فعال جوان کارگری به جلو صحنه بیایند تا جمهوری اسلامی هرچه بیشتر در منگنه قرار گیرد. رهبران کارگری و تشکل های کارگری متعلق به کارگران و همه مردم محروم و زحمتکش و متعلق به همه مردم آزادیخواهند. باید در مقابل هر تعرضی به آنها، همه مردم را خبر کرد. خانواده ها، مراکز کارگری، جوانان و مردم شهر و منطقه و رسانه ها را باید مطلع کرد و به حرکت درآورد. باید به همه مردم توضیح داد که هردرجه آزادی عمل فعالین کارگری به معنی یک قدم موفقیت برای همه مردم و هر درجه سرکوب اعتراضات کارگری و رهبران کارگری ضربه ای به همه مردم است.
بیکاری چندین میلیونی، گرانی و کاهش هرروزه قدرت خرید کارگران و اکثریت مردم، دستمزدهای پرداخت نشده و نقشه رژیم برای نپرداختن یارانه های نقدی، جامعه را در آستانه انفجار قرار داده است. در مقابل، صفوف رژیم را بحران عمیقی فراگرفته و فشار به فعالین کارگری بر متن استیصال و وحشت رژیم از خیزش بزرگ کارگران و مردم صورت میگیرد. این وضعیت وظایف مهمی بر دوش رهبران کارگری، بر دوش کارگران کمونیست و پیشرو و بر دوش کل بخش پیشرو جامعه قرار داده است. باید خود را برای تحولات زیر و رو کننده ای که در راه است آماده کنیم.
حزب کمونیست کارگری کلیه کارگران و خانواده های کارگری را به تلاش هرچه بیشتر برای متشکل شدن، دفاع جانانه از رهبران خود و ایجاد آمادگی برای اعتصابات بزرگ و سراسری فرامیخواند. حزب دانشجویان و جوانان، معلمان و زنان و همه مردم آزادیخواه را به دفاع هرچه محکمتر از رهبران کارگری، تشکل های کارگری و اعتراضات کارگری فرامیخواند.
حزب کمونیست کارگری ایران
6 بهمن 1390، 26 ژانویه 2012
| < قبلی | بعدی > |
|---|


