پيام به آذر ماجدى

بمناسبت تاسيس سازمان آزادى زن

طى بيست و چهار سال گذشته سياه ترين موقعيتى که مى توان تصور کرد زندگى زنان ايران را به تباهى کشيده است.

اين موقعيتى که زنان در آن بسر مى برند را تنها مى توان با يک کابوس وحشتناک مقايسه کرد. زن بودن تحت حاکميت اسلام يعنى سرکوب و سنگسار؛ يعنى پايمال شدن همه آرزوهاى شخصى؛ يعنى عدم استقلال در تعيين زندگى شخصى؛ يعنى کابوس "ازدواج" در سن ٩ سالگى، يعنى ...

اين البته همه آن شرايطى نيست که زندگى زنان را در چنگال خود مى فشارد. در برابر اين موقعيت برده وار، زنان به درازاى عمر جمهورى اسلامى مقاومت و مبارزه کرده اند. صد البته نمى توان و نبايد از ياد برد که اگر مبارزه متشکل، دائمى و بى وقفه يک حزب و يک جنبش معين نبود، مطالبات احزاب و جنبشهاى ديگر براى زنان در بهترين حالت چيزى جز همان موقعيتى که در نظام گذشته داشتند نبود.

تنها يک حزب و يک جريان سياسى از همان اولين روز بقدرت رسيدن جمهورى اسلامى در برابر اين ارتجاع ايستاد و بى تخفيف از حقوق برابر زن، از آزادى و رهايى زن دفاع کرد. بدون حضور قدرتمند اين حزب - حزب کمونيست کارگرى ايران - که شما نيز يکى از شاخص ترين رهبران آن هستيد دره اى عميق بين مطالبات رهايبخش زنان و موقعيت فرودستشان بوجود مى آمد.

براى رهايى زن در ايران و در کشورهاى اسلامزده - رهايى فرهنگى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى - هيچ گاه زنان پرچمى اينچنين شفاف و انسانى در دست نداشتند. امروز با مرور تاريخ تنها مى توان نمونه انقلاب اکتبر و چهره هاى عزيزى چون لنين و کلارا زيتکين را به ياد آورد که با کسب قدرت سياسى بيشترين تغييرات را به نفع زنان در يک جامعه ١٣٠ ميليونى بوجود آوردند.

تلاش ما و همه مردم ايران مى تواند يک بار ديگر قدرت رهايى بخش سوسياليسم مارکس را در برابر چشمان مردم جهان قرار دهد. براى پيروزى اين جنبش که رهايى زنان تنها يکى از جلوه هاى باشکوه آن خواهد بود، چيزى نمى تواند ما را از حرکت و مبارزه باز دارد. پيروزى اين جنبش، پيروزى جهان متمدن در برابر ارتجاع اسلامى، مردسالارى و بورژوازى جهانى خواهد بود.

با پيروزى

کيوان جاويد، از طرف

هيئت دبيران همبستگى - فدراسيون سراسرى پناهندگى ايرانى

٢٦ دسامبر ٢٠٠٢