تلاش سياسی و مشارکت ملی

برای

همبستگی ملی بين نيروهای مردمی و پيروزی مردم

 

 

تحولات و وقايع سياسی قرن معاصر در ايران همگی بروشنی حکايت از خواست و اراده ملی ايرانيان به استقلال , آزادی و مردم سالاری را می کنند . در برابر اراده مردم زمانی استبداد سياسی زر و زور قرار داشت و امروز نيز متاسفانه , با وجود ايثارهای ملی بيشمار ,  استبداد عقيدتی ـ سياسیِ مشتی آخوند توانسته است با توسل به زر و زور و تزوير جامعه ايرانی را از رسيدن به آرمان خود باز دارد .

 

امروز جامعه ايرانی در تماميت آن , کنش گرايانه و يا واکنش گرايانه , خواستار سرنگونی استبداد حاکم و دستيابی به آرمان ملی  می باشد . هر چند که واکنش گرايي و سستی در تلاش سياسی موجب کندی روند تاريخ شده است ولی آرمان و اراده ملی آنچنان ريشه و قدرت در جامعه ايرانی دارد که سير تحول تاريخ را به ناچار به سود خود تغيير خواهد داد . تحول و تکامل در ديدگاههای جامعه سياسی امروز ايرانيان از اين اصل تبعيت نموده و کمتر محفل سياسی و يا اجتماعی ای را می بينيم که امروز به لازمه همبستگی و اتحاد عمل سياسی اعتقاد نداشته باشد . بر خلاف ملتهای ديگر , مردم ايران مبارزه برای بدست گرفتن سرنوشت خويش را توسط خود سازماندهی خواهند کرد . بدون مداخله ديگران چرا که در صورت دخالت بيگانه گان نه تنها خواست و آرمان ملی ما به تحقق نخواهد رسيد بلکه غيرت و استقلال ملی ما نيز خدشه دار خواهد شد .

 

شواهد عينی ملی و بين المللی همگی حاکی از ضرورت شتاب در تحولات و کمی فرصتهاست . بر ماست که با بينشی واقع بينانه نيازها را ببينيم و به وظيفه ملی خويش عمل کنيم .  مگر آنکه ايمانی واقعی به آرمان ملی بيان شده نداشته باشيم و يا بخواهيم که بيگانه گان سرنوشتمان را رقم بزنند !!!

 

جنبش آشتی ملی در راستای مرامنامه خويش و طرح پيشنهادی همبستگی ملی بر اين باور است که سازماندهی مناسب مبارزه ملی و ايجاد همبستگی نه تنها نيازمند تلاش سياسی محافل اجتماعی ـ سياسی است بلکه مشارکت سياسی مردم نيز در اين مرحله حساس لازم و ضروری است .

 

 سردرگمی مردم و پراکنده گی سياسی در جامعه ايرانی بروشنی موجب شده است که تلاش موجود کم رنگ و بی رمق بنظر برسد . هنوز متاسفانه بخشی از جامعه ايرانی به تغيير ناپذيری افکار آخوندان اعتقاد ندارند . خواسته يا ناخواسته می خواهند به ديگران اين را بباورانند که قشر آخوند بدون افکار ارتجاعی و بدون استبداد ذاتی خويش قادر به حضور در صحنه اجتماعی ـ سياسی است . 23 سال تجربه شايد کافی نبوده و شايد مايلند آخرين قطره خون ايران و ايرانی را بر لب تيغ اين جماعت ببيند تا پنجره بيداری را در خود بگشايند !  البته ما فکر می کنيم که خوشبختانه اين بخش از جامعه ايرانی اقليتی بيش نيستند ولی رژيم حاکم از وجود اندک اين بخش سوء استفاده می کند و در برابر مردم و حتی در محافل بين المللی اين چنين وانمود می کند که مشکل نه در ساختار که در ظاهر امر است . نيروهای آزاديخواه بايد که با شتاب و قوت بخشيدن به کنشهای خويش و با واژگون نمودن تناسب سياسی اين آفت به اصطلاح « اصلاح گرايي » را هر چه زودتر محو و نابود کنند . آنچه برای ايجاد تلاش سياسی مطلوب لازم است , وجود نيروهای مردمی سياسی ای است که متعهد به خواست و آرمان ملی باشد . به باور ما يک نيروی مردمی بايد رژيم آخوندی را اصلاح ناپذير و نابخشودنی بداند , مبارزه ملی را نخواهد در چارچوب بسته عقيدتی ـ ايده ئولوژيکی و يا فرقه و قشرخاصی محبوس کند و برای فردای ايران تنها نظامی مردم سالار بر اساس اصول حقوق بشر و دموکراسی را خواستار باشد .  بديهی است که نيروهايي که چه در گذشته و چه در حال در خيانت به مردم شراکتی داشته اند , به افکار و عـملکرد ضـد ملی خويش پافشــارند و فردای ايران را در هاله ای از ابهام قرار می دهند , نمی توانند بدون تحول و تکامل در خويش ادعای مردمی بودن را بکنند و در پروسـه همبستگی ملی شرکت نمايـند . در اين راسـتا مــا تلاش نــموده ايم که در يک سلسـله مقاله تحليلی تحت عنوان « مسائل مبرم انقلابِ در حال تکوين » (1)  به تعريف مردمی بودن يک نيروی سياسی بپردازيم و جامعه سياسی امروزمان را بيشتر از هم بشکافيم تا بتوانيم نيروهای مردمی را از ديگران تفکيک کنيم . متاسفانه در برخی موارد نيروها همچون قشر حاکم غير قابل اصلاح و تغييرند ولی در بيشتر موارد می بينيم که جناحهای مردمی در ميان ما موجود است . مخصوصا نيروهای سياسی تازه نفسی که با خصلتی دموکراتيک آغاز به کار نموده اند . هدف ما از اين تحليل ارائه چشم اندازی روشن از جامعه سياسی به هم ميهنان است و بر اين باوريم که بازگويي نقاط ضعف و کاستی های موجود می تواند به تحول و تکامل جامعه سياسی کمکی باشد .

 

تلاش سياسی نيروهای مردمی حتی در جبهه ای همبسته و متحد بدون مشارکت مردم و حضور آنها در صحنه نمی تواند پيروزی ملی را تضمين کند . متاسفانه امروز بخش عظيمی از ايرانيان چه در داخل و چه در خارج , از صحنه سياسی ـ اجتماعی خود را دور نگه داشته اند و در بسياری موارد غير وابستگی خود را به جناحهای سياسی افتخاری می شمارند !!!  ما معتقديم که هر فرد ايرانی ميهن دوست و متعهد بايد که در گرايشی سياسی خود را قرار بدهد و در هواداری از نيروی مردمی مورد قبولش دريغ نورزد . شايد پاسخ داده شود که جناحی و سياستی باب طبع و عاری از اشکال وجود ندارد و اطمينان و اعتمادی به آنچه می رود نيست . در اين صورت باز هم حضور شما در صحنه و بيان خواستها و ايرادهاست که می تواند کمکی به روند مطلوب سياسی در جامعه باشد . عدم حضور در صحنه و کناره گيری و بدست قضا سپردن سرنوشت خويش نفسا خيانتی سياسی به ايران و ايرانی است . دست اندرکاران رسانه های خبری ( که امروز تنها قشری از جامعه هستند که بايد مستقل و غير وابسته به نهادهای سياسی باشند ) پلی ارتباطاتی بين مردم و نيروهای مردمی هستند و خوشبختانه کم نيستند رسانه هايي که اين مهم ملی را بخوبی انجام می دهند . بايد که از اين نيرو ـ که مخصوصا در عصر امروز و با وجود شبکه جهانی اينترنت می تواند بخوبی و سهولت انجام وظيفه کند ـ بدرستی استفاده شود تا شکاف و پراکنده گی موجود در جامعه ايرانی ترميم گردد .

امروز آنچه برای ايران و ايرانی مطلوب است , همبستگی و تلاش ملی در جنبشی دموکراتيک و مردمی می باشد . با بر طرف نمودن سستيها و کاستيها و با برنامه ريزی و سازماندهی سياسی مناسب و مفيد بايد نگذاريم همچون گذشته ديگران برای ما تصميم بگيرند . رژيم پوسيده و فاسد آخوندی و نيروهای وابسته به آن را بکناری بگذاريم و  قاطعانه سرنوشت امروز و فردای خويش را بدست بگيريم . در اين راه اميدواريم که ما نيز به عنوان عضوی کوچک از جامعه ايرانی به وظيفه خويش عمل کنيم و در ترويج و سازماندهی همبستگی ملی کوشا باشيم . ما همچنان در راستای طرحی که ارائه داده ايم خواستار تشکيل کنفرانسی ملی ( بتوسط خود ما ايرانيان ) و شورايی ملی برای مديريت جنبش ملی بر پـايه پيمانی ملی و مشترک هستيم . و از تلاش ديگران در اين مسير نيز همواره حمايت و پشتيبانی می کنيم .

 

 

(1) :     http://www.ashti.org/03/mobram.htm  

 

 

جنبش آشتی ملی

1 دی ماه 1381