از ميان گزارشات رسيده به حزب کمونيست کارگرى ايران
١٦ آذر در تهران
ندا از تهران
١٦ آذر هم آمد و گذشت و خيابانها خيلى شلوغ بودند. از خيابان انقلاب گرفته حرکت کردند به طرف چهار راه امير آباد و به طرف ميدان ونک. دانشجويان جوان شعار ميدادند. مشتهايشان گره شده در هوا جلوى لباس شخصى ها به اهتزاز در آمده بود، واقعا هر کس ميديد و احساس درش بود از شادى اشک تو چشمهايش حلقه ميزد، البته اين تظاهرات آرامى نبود، مثل هميشه با ضرب و شتم مامورها همراه بود.
مرتب موتوريهاى لباس شخصى (وقتى لفظ لباس شخصى رو به کار ميبرم ياد کلمه ساواک مى افتم) اون حوالى دور ميزدند و اوضاع رو زير نظر داشتند. شعارهايى که شنيده ميشد اينها بودند:
- واى به روزى که مسلح شويم
- مرگ بر استبداد
- مرگ بر طالبان، چه در کابل چه در تهران
- مردم چرا نشستيد، اينجا شده فلسطين
- زندانى سياسى آزاد بايد گردد.
ما نيازمند اطلاعات از شما هستيم تا آنچه را که خود به آن باور داريم براى ديگران هم بازگو کنيم. ما را در اين امر يارى رسانيد.
آزيتا از تهران
خلاصه اى خيلى کوتاهى از خيلى از موارد برنامه يک دنياى بهتر را برداشتم باضافه آدرس سايت روزنه و سازمان جوانان کمونيست که به صورت يک اعلاميه امروز در تظاهرات پخش کنم.
حدود يک پنجم مردم نيروهاى انتظامى و ضد شورش و يک عده اى هم بسيجى، لباس شخصى بودند که حسابى مردم را کتک زدند و گرفتند. زنها خيلى بودند و خيلى هم ناسزا ميگفتند و زياد هم کتک خوردند. چند نفرى را خودم ديدم که روى زمين افتاده بودند و نيروى انتظامى هم تا توانستند آنها را زدند. اول اصلا شعار نميدادند. (در واقع خيلى کم و پراکنده) لباس شخصى ها يکدفعه ميريختند و ديگر رحم به جوان و پير نميکردند. وقتى لباس شخصى ها (اوباش حزب الله) با اون قيافه نفرت انگيزشون حمله ميکردند و مردم را ميزدند همه با صداى بلند هو ميکردند و زير لب ناسزار ميگفتند. مردم به نيروى انتظامى زياد اعتراض ميکردند و ميخواستند که پشتيبان مردم باشند و نگذارند که اوباش حزب الله فقط و فقط به دليل راه رفتن مردم را به بدترين شکل بزنند. از نزديک و علنى مردم به نيروى انتظامى ميگفتند (خاک بر سرتون، بى غيرتيد و ...) آنها که يک مامور ساده بودند ميگفتند به ما از مقام رهبرى دستور رسيده و بايد باشيم. ولى اونها که باتون داشتند خوب ميزدند. براى هيچ و پوچ ميزدند. مثلا يک جا که يکدفعه شلوغ شد به پدرم گفتند برو و نه ايست و هنوز مهلت نداده با باتون به دستش زدند و با دست بر سرش. حدود ساعت ٥ خيابان بالاى ميدان انقلاب جمعيت خيلى زياد شد و مردم همگى شعار ميدادند: زندانى سياسى آزاد بايد گردد. و دست ميزدند و سوت ميزدند که يکدفعه نيروهاى ضد شورش با موتور دنبال جمعيت افتاد و با باتون برقى به ماشينها ميزد که با صداش وحشت ايجاد کند.
مردم حسابى سنگ پرت کرده بودند. سنگهاى بزرگ. در کف خيابان پر از سنگ بود و يک سطل زباله بزرگ شهرى را هم چپ کرده بودند وسط خيابان که راه را بند بياورند. خلاصه با زور سرنيزه ايستادند و مبارزه در چنين شرايطى خيلى سخته . . . اين روزهايى که مناسبت خاصى است و در واقع بهانه اى براى تظاهرات کم و دور هستند. فقط آدم ديگه نميتونه باور کنه که انتخابات بعدى با اين همه نفرت با شکوه برگزار شود. جالب اينجاست که مردم کاملا دارند متوجه ميشوند و شده اند که دين بايد برود و از دين نفرت دارند. در تاکسى همين امروز که برگشتيم صحبت از دين بود و يکى از مسافرها که پسر جوانى بود ديگر به خدا و پيغمبر بند کرده بود و ناسزار ميگفت.
چند روز پيش که با دوستم به دانشگاه رفتم ديدم که استاد از قرآن و نهج البلاغه ايراد ميگرفت و ميگفت من با خيلى از چيزهاش در مورد خر شمردن زنان مخالفم. تا اين حد مخالفت را با اين صراحت من تا به حال در دانشگاه نديده بودم. و خلاصه بحث به خيلى جاها کشيد.
پويا از تهران
من از مقابل دانشگاه تماس ميگيرم. ماموران امنيتى فراوان اينجا را احاطه کرده اند و پليس دانشگاه را به محاصره در آورده. تلفنهاى عمومى به وسيله سربازان غير قابل دسترسى است. چند دقيقه پيش دو زن جوان و يک دختر دانشجو توسط لباس شخصى ها دستگير شدند و قبل از دستگيرى مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. به جمعيت رفته رفته افزوده ميشود و همه منتظر يک جرقه هستند. ميدان بهارستان نيز در محاصره کامل نيروهاى پليس است. اگر اينجا بوديد در چهره مردم التماس به آزادى را ميديديد چشمانى پر از اشک لبريز از نفرت و دلهايى هم غم با دانشجو.
ياشار از تهران
امروز ساعت ١٠ تا ١١ در محل وزارت کار بودم هيچ خبرى نبود اما بعدازظهر ساعت ٣ که به محل دانشگاه تهران رسيدم جو متشنج بود. پليس سعى کرد مردم را که به محل آمده بودند متفرق کند. تا توانسته بودند از نيروهاى ضدشورش، لباس شخصى و بسيج کمک گرفته بودند و جمعيت را با باتون متفرق ميکردند. دانشجويان در داخل دانشگاه حبس شده بودند و از بيرون آمدن آنها بشدت جلوگيرى ميکردند. تمام نيروى پليس در خدمت متفرق کردن مردم بود. لباس شخصى ها با کمک اسپرى بيهوش کننده جوانان را دستگير ميکردند و تحويل پليس ميدادند. مردم نيز تلاش در نجات دانشجويان داشتند و در يک مورد که من شاهد بودم پيرمردى با وجودى که کتک خورد اما توانست جوانى را از پليس تحويل بگيرد و از مهلکه دورش کند، در يک مورد ديگر جوانى قوى هيکل يک تنه با ١٥ تا ٢٠ تا پليس درگير شد و آنها را زد ولى با زدن باتون به سر او، او را از پا انداختند و گرفتند در حين انتقال او مردم پليس را دوره کردند و او نيز به همراه جوانى ديگر گريخت و پليس دنبالش گذاشت که نميدانم موفق شدند او را بگيرند يا خير. اين جريانات جلوى سينما بهمن بود. پليس به شدت مانع مردمى ميشد که از سمت دانشگاه به طرف ميدان انقلاب ميامدند تا در آنجا تجمع کنند. و مردم را به سمت خيابان ارديبهشت هدايت ميکرد. البته با باتون.
جسارت زنان باور نکردنى بود پليس به هر جوانى حمله ميکرد پليس را هو ميکردند و سعى در حفاظت و حفظ جوانان دستگير شده ميکردند. نيروهاى سرکوب بالاخره ساعت ٥ موفق به پراکندن مردم شدند. و نوبت به دانشجويان رسيد که پشت نرده هاى دانشگاه بودند. دانشگاه در محاصره پليس بود و با اتوبوسهائى که آورده بودند دانشجويان را تخليه ميکردند.
نادر از تهران
از صبح شهر کاملا حالت نظامى داشته و در حوالى ميدان انقلاب همه را بازديد بدنى ميکردند.
از ساعت ٤ دانشجويان از دانشگاه صنعتى بيرون مى آيند و در گيرى شديدى شروع ميشود. دانشگاه تهران هم شلوغ بوده و بين اين دو دانشگاه (ميدان انقلاب تا ميدان آزادى)، تقاطع جمهورى، ميدان فردوسى، چهارراه وليعصر درگيرى و راه بندان بوده. نيروهاى بسيج و لباس شخصى ها به ميان مردم ريخته بودند و درگيرى شديدى بوده شعارها: مرگ بر خامنه اى، مرگ بر خاتمى، مرگ بر جمهورى اسلامى شعارهاى جديد امروز بوده.
فريدون از تهران
در همين ساعات اوليه که دانشجويان پشت نرده ها هستند هزاران نفر در خيابانهاى انقلاب جمع شده اند، درگيرى است و لباس شخصى ها وارد شده اند. کيوسک هاى تلفن را با سربازان اشغال کرده اند. از موبايل راحت نميتوان استفاده کرد. خارج از اينکه اختلال ايجاد کرده اند هر کس که موبايل استفاده ميکند بهش اخطار ميدن. سربازها چوب بدست بودند..زنان به آنها ميگفتند شما دخالت نکنيد براى آينده تان بد ميشود. لباس شخصى و موتور سوارها با مردم درگير ميشدند.
ساسان از تهران
بدنبال تجمع دانشجويان در دانشگاه فنى تهران که از ساعت ٢ تا ٥/٤ بعد ازظهر برگزار گرديد دانشجويانى که قصد خروج از دانشگاه و رفتن بطرف درب اصلى را داشتند با ممانعت نيروى انتظامى مواجه شدند. نيروهاى انتظامى دانشگاه تهران و تمامى خيابانهاى اطراف را به محاصره خود درآورده و از بيم پيوستن مردم بيرون دانشگاه به صف دانشجويان، درب دانشگاه را بسته بودند. دانشجويان که براى خروج از دانشگاه تلاش ميکردند با نيروهاى انتظامى درگير شدند. ساعت ٥/٤ بود که درگيرى شروع شد و گاز اشک آور پخش شد. تظاهرات کنندگان در حاليکه ميدويدند شعار ميدادند. در همين هنگام نيروهاى انتظامى تعدادى از تظاهرات کنندگان را دستگير کردند. جوانانى که از دست نيروهاى انتظامى ميگريختند به خانه هاى اطراف که درب آن برويشان باز بود پناه ميآوردند. اين اعتراضات تا ساعت ٦ بعد از ظهر ادامه داشت. از جمله شعارهايى که در تظاهرات امروز داده ميشد:
توپ تانک مسلسل ديگر اثر ندارد
يک روزى هم طالبان بيرون ميره از ايران
زندانى سياسى آزاد بايد گردد
مرگ بر طالبان چه در کابل چه ايران
دانشجو ميميرد ذلت نميپذيرد
دانشجو، کارگر اتحاد اتحاد
رهبر برو گمشو
مردم در حمايت از دانشجويان شعار ميدادند دانشجو دانشجو حمايتت ميکنيم
زندانى سياسى آزاد بايد گردد
علاوه بر تهران امروز در شهرهاى ديگر ايران از جمله در اهواز نيز ما شاهد تجمعات اعتراضى دانشجويان بوديم که طبق گزارشات تمامى اين اجتماعات به درگيرى ميان نيروهاى انتظامى و مردم منجر شده است.
سوسن از تهران
هزاران نفر در خيابانهاى اطراف انقلاب جمع شده بودند.
اتوبوسها را طورى قرار داده بودند که مردم نتوانند داخل دانشگاه را ببينند و به تعداد جمعيت نيروى انتظامى بود و همه جا پخش شده بودند.
مردم به صورت نيروهاى انتظامى و لباس شخصى تف مى انداختند و از آنها ترس نداشتند.
دستگيرى زياد بود. هر کس را که مى گرفتند در يک ساختمان بازداشت مى کردند و بعضا در مغازه ها نگه ميداشتند تا بتوانند بازداشت کنند.
چند خبرنگار خارجى با کمک مترجم با مردم صحبت مى کردند. لباس شخصى ها اين مترجمين را بازداشت کردند.
تا ٨ شب که من باخبرم دانشجويان در داخل دانشگاه بودند و آتش روشن کرده بودند.
اين شعار ها داده ميشد زندانى سياسى آزاد بايد گردد. دانشجو، دانشجو اتحاد. خاتمى استعفا، استعفا
مزدوران گاز اشک آور پخش کردند و نيروهاى انتظامى هم دوش بدوش لباس شخصى ها در سرکوب مردم شرکت مى کردند.
سهراب از بندرعباس
امروز در دانشگاه بندرعباس صدها دانشجو تجمع کردند و نيروهاى رژيم که از ساعات اوليه روز آماده بودند سعى به از هم پاشيدن تجمع دانشجويان را داشتند. در درگيرى آنها با دانشجويان متاسفانه تعدادى از عزيزان مجروح شدند و اين مساله باعث شد مردم نيز به دانشجويان پيوستند و درگيرى حدودا تا ساعت ٥ بعداظهر ادامه داشت و نيروى ويژه نيز با مردم درگير شدند و رژيم شديدا به مردم و دانشجويان برخورد کرد و اين شايد سراغازى در حرکت مردم اين منطقه باشد. بهر صورت ما هستيم و ادامه دهنده راه منصور عزيز
گزارشى از يک معلم در تهران
امروز همچنين چندين مدرسه بزرگ تهران تعطيل بود و اين مدارس به محاصره نيروهاى انتظامى درآمده بود. دانش آموزان بسيارى به صف تظاهرات دانشجويان در مقابل دانشگاه پيوسته بودند. در اين اجتماعات معلمان برخى مدارس نيز شرکت داشتند. معلمان با پخش اطلاعيه در ميان تظاهرات کنندگان از آنان خواستند که از اعتراضات آنان در روز ٢٢ آذر حمايت کنند.
٭٭٭٭٭