زنان
و مردان ايران
زمين!
چهارمين
سالگرد جنايت
فجيع قتل هاي
سياسي را در
شرايطي به سوگ
نشستيم كه
ايلغار
انديشه در دو
دهه اخير هم چنان
ادامه دارد و
الگوي بارزش
كشتار
ددمنشانه
فرزندان
راستين ملتي
است كه هرگز
تن به ظلم
ندانده و در
برابر خودكامه
و بيگانه سر
تعظيم فرود
نياوردند و به
حكم طبيعي
انتقام
خونهاي به
ناروا ريخته
شده آنها، مي
رود تا بنيان بي
عدالتي, فساد
و تباهي و سيه
روزي را از’ بن
بركند ‘ تا
رذالت، فساد و
ظلم، تباهي و
خيانت حاكم بر
سرنوشت ملتي
ستمديده را به
انسانيت،
شرافت،
سرافرازي،
آزادي،
آزادگي، خير و
روشنايي
رهنمون گردد.
تحقق
هر يك از اين
فرازها و حضور
يكايك شما مردم
حق شناس، نشان
افتخاري است
بر تارك تاريخ
پر افتخار اين
ملت بزرگ تا
فرزندانتان
به خود ببالندكه
پدران و
مادرانشان د
ربرابر
بيگانه ومستبد
هرگز تن به
سازش و تسليم
نداند.
هم
وطن!
با
فرا رسيدن
چهارمين
سالگرد دشنه
آجين شدن دو
قهرمان ملي
ايران زمين، داريوش
و پروانه
فروهر، و
درپي فرا خوان
پرستو و آرش
فروهر و
دبيرخانه حزب
ملت ايران و
مبارزان راه
استقلال و آزادي
ايران زمين,
آيين
بزرگداشتي در
ساعت ۱۴روز
يكم آذر ۱۳۸۱ در
خانقاه صفي
عليشاه
برگزار گرديد،
اين آيين
پرشكوه ابتدا
با خواندن آيه
هايي از قرآن
مجيد و با بخش
هايي از
سرآغاز و با
بيان گوشه
هايي از زندگي
پرافتخار
پنجاه ساله آن
شهيدان
بزرگوار پي
گرفته شد.
انبوه
جمعيت وفادار
به قهرمانان
ميهن كه از گروههاي
اجتماعي
گوناگون از
دانشجو تا
كارمند و كارگر،
زن و مرد، پير
و جوان در
داخل شبستان,
حيات و
خيابانهاي
اطراف و حتي
به ميدان
بهارستان رسيده
بود كه به
ميعادگاه
قهرمان آمده
بودند, تا يك
بار ديگر با
آنان و راه و
رسمشان پيمان
ببندند كه :
حاضران
با شعارهاي
ميهني كه از
سوي مجري
برنامه اعلام
مي شد پاسخ مي
دادند از آن
جمله :
”
سلام بر مصدق،
دورد بر
فروهر“ ...... و ”
زنداني سياسي
آزاد بايد
گردد “ و هر
چندگاه با
سردادن سرود اي
ايران از هويت
ملي خود
استعانت مي
جستند كه
فاصله بين
سخنراني ها
حال و هواي شورانگيزي
مي يافت و هر
بار كه از سوي
سخنرانان نام
مصدق بزرگ بر
زبان رانده مي
شد با كف زدنهاي
ممتد از سوي
حاضران همراه
مي گرديد.
به
عنوان نخستين
سخنران اين
آيين به دعوت
حزب ملت ايران
از مبارز
ديرپاي نهضت
ملي و يكي از پيروان
راستين مصدق
بزرگ مهندس
علي اكبر معين
فر، لب به سخن
گشود و طي
فرازهايي ضمن
اشاره به
آموزه هايي از
حضرت علي(ع)
اظهار
داشت: مردم
سالاري پسوند
و پيشوندي ندارد
آنچه ملت به
دنبال آن است
مردم سالاري
است و بس.
بارها سخنان
پرشور ايشان
با ابراز
احساسات
حاضران رو به
رو گرديد، سپس
گزيده يي اين
چنين از سخنان
داريوش فروهر
قهرمان ملي
براي حاضران خوانده
شد :
«
سال سختي بر
ميهنم و
فرزندان آن
گذشت، بر سر پيمان
ايستاده ام تا
زنده هستم در
راستاي يكپارچگي،
آزادي و آبادي
ايران خواهم
كوشيد.»
و
آنگاه سخنران
بعدي دكتر
فريبرز رييس
دانا استاد
برجسته و
مبارز
دانشگاه ضمن
بيان شرايط
موجود جامعه،
تنها راه برون
رفت از بن بست
كنوني را گردن
نهادن به مردم
سالاري اعلام
كرد و سپس
پيام كانون
نويسندگان ايران
كه به مناسبت
چهارمين
سالگرد
قتلهاي سياسي
به اين آيين
تقديم شده
بود, خوانده
شد. در اين
پيام ضمن
محكوم كردن
سلسله قتلهاي
سياسي به
تجليل از
داريوش و
پروانه فروهر,
محمد جعفر
پوينده و محمد
مختاري و .....
پرداخته شده
بود پس از آن
مجري برنامه
ضمن خواندن
سروده اي از روان
شاد پروانه
فروهر «گرد
آفريد» زمان,
فرازي از يكي
از
سخنراني هاي
او را نيز
براي حاضران
برخواند :
”
زماني فرا مي رسد
كه قلدري،
زندان و
شكنجه، حتي
اعدام رنگ مي
بازد و درصف
مبارزان
راستين راه
آزادي واقعا نمي
توان رخنه
ايجاد كرد“.
آنگاه
آقاي مظفري از
ياران كرد حزب
ملت ايران،
سخنان خود را
زير عنوان ”
فروهر و كردها
“ آغاز كرد، او
با ابراز
همدردي ژرف
اقوام ايراني
به مناسبت
شهادت داريوش
و پروانه
فروهر بيان داشت
:
”
برخلاف
ژاژخايي هاي
مزدوران
بيگانه پرست و
استعمارگران
چپاول گر به
عنوان يك هم
وطن كرد ايراني
و با الهام از
تاريخ بزرگ
مردان اين سرزمين
اعلام مي كنم
كه: ” هر جا كرد
است آنجا
ايران است و
هر جا ايران
است آنجا كردستان.“
او
در پايان
سخنان خود گفت
: بژي كورد, بژي
كوردستان, بژي
ئران, پاينده
باد ايران.
سپس
مهندس بهرام
نمازي از ديگر
همرزمان ديرپاي
حزب ملت ايران
پيام ناصر
زرافشان و كيل
شجاع خانواده
هاي قربانيان
قتلهاي سياسي
كه از درون
زندان به
مناسبت اين
آيين بزرگداشت
داده شده بود
خواند و پس از
آن نامه اي را كه
شادروان
داريوش فروهر
به هنگام
اسارت در زندان
قزل قلعه در
سال ۱۳۴۴به
دخترش پرستو
نوشته بود
برخواند كه
درآن به ساليان
دراز زندان
خود و ارزش
والاي
مبارزات ميهن
پرستانه
اشاره كرده و
او را به
برگزيدن اين
راه مقدس رهنمون
شده بود.
آنگاه پرستو
فروهر در
شبستان خانقاه
پشت تريبون
قرار گرفت و
طي گزارشي از
پي گيري اين
جنايت
ددمنشانه به
ملت قهرمان
ايران در
فرازهايي از
سخنان خود
بيان داشت :
”
اساسي ترين
نقص اين
پرونده كه با
استناد به
مواردي كه
برشمردم در
كليت آن
ساختگي, پر تناقض
و تحقيقات آن
همراه با
خلافكاري هاي
غيرقانوني
است، محدود
كردن حوزه جرم
و مجرمان است,
جرم مطرح در
اين پرونده نه
قتل عادي كه
توطئه سازمان
يافته عليه
آزادي و جنايت
سازمان يافته
ضد بشري است.“
پرستو
فروهر در ادامه
گفت: قتل
سياسي به گونه
ي يكي از كثيف
ترين
جنايتهاي ضد
بشري زخمهاي
عميقي بر جامعه ي
ايراني بر جاي
گذاشته،
درمان اين زخمها
تنها در تلاش
پي گير جامعه
در راه
دادخواهي است.
درمان اين
زخمها در
اصراري
صادقانه و به دور
از هرگونه
سازش بر سر
حقايق است, و اين
تلاش انساني
آبستن پالايش
جامعه از دور
بسته ي خشك
انديشي و
خشونت خواهد
بود.
زخمي
كه بر قلب ما
بازماندگان
قربانيان
قتلهاي سياسي
نشسته، مانند
داغي بر
سرنوشتمان تا ابد
همراه ماست.
نگاهمان به
زندگي از پس
اين درد، گاه
دلمرده و گاه
عصيان زده
است. خشم را مثل
طفل بيمارمان
در آغوش از
روزي به روز
ديگر
مي كشيم و
بغض در
گلويمان پاره
اي از پيكرمان
شده است.
اين
سهم تلخ ما از
ايراني بودن
است. بار ستمي
را كه بر
عزيزان آزداه
مان رفت، بار
سوگ و درد خويش
را با غرور بر شانه
هايمان مي
كشيم و اميد
به عدالت را
لابلاي زخمهاي
دلمان پاس مي
داريم.
اما
تسلاي اين درد
تنها در هم
صدايي و هم
سويي در راه
دادخواهي است.
تسلاي
اين درد تنها
در تلاشي
فراگير است
براي رسيدن به
همبودي
انساني
درميهن مان،
رها از گلوله
ها، طنابها،
شلاقها و دشنه
هاي خشك انديشي
و استبداد و
تنها در اين
تلاش سهم پرغرور خود
از ايراني
بودن را مي
سازيم.
ياد
آنان زنده باد
كه در راه
آزادي ايران
جان باختند.
هم
وطنان از
آنجا كه هيچ
دادگاهي
اقدامي در به
نتيجه رسيدن
نهايي اين
پرونده نكرده
است از اين رو
طي درخواستي
از كميسيون
حقوق بشر
سازمان ملل متحد
خواهم خواست
تا به اين
پرونده
رسيدگي كند و
از شما عزيزان
تقاضا دارم در
صورت موافقت
با متن اين
درخواست
زيرآن را امضا
كرده و بر آن
صحه گذاريد.“ سپس حاضران
را به صرف
افطار به خانه
شهيدان دعوت
نمود و اين
مراسم
باخواندن
سرود اي ايران
خاتمه يافت.
به
هنگام خروج از
شبستان
خانقاه به علت
انبوه جمعيت
پيشروي بسيار
دشوار بود و
در حالي كه
پرستو فروهر و
خسرو
سيف و شماري
از پايوران
برجسته حزب
ملت ايران از
سوي جوانان
پرشور حزب
درميان گرفته
شده بودند در
حال برگشت به
سوي خانه با اسپري
بي هوش كننده لباس
شخصي ها كه بر سر
و صورتشان
پاشيده شد، مواجه
شدند، و در
اين هنگام
گروه متجاوز,،
ياغي و غير
قانوني لباس
شخصي ها با
دادن شعارهاي
انحرافي با
زنجير،
باتوم، چاقو،
و پنجه بوكس
به
حاضران حمله
كردند كه
تعدادي از
آنان زخمي و
بيهوش و
بازداشت شدند
و درحالي كه
گاز اسپري
دهان، بيني, و
چشم را مي
سوزاند به سوي
منزل
روانشادان
پيش مي رفتند.
نيروهاي ضد
شورش جلوي
خانه را
محاصره كرده
بودند تا از
ورود لباس
شخصي ها و
درگيري مجدد
آنان با مردم
جلوگيري
نمايند.
دبيرخانه
حزب ملت
ايران تهران ؛ ۹/۹/۱۳۸۱ خورشيدی