| مرگ، کسب و کار سران جمهورى اسلامى ايران شده است |
|
رژيم اسلامى ايران با کوله بارى از افکار وايده هاى قرون وسطايى مانند احکام سنگسار ، قطع دست ، در آوردن چشم و... به قدرت تکيه زد . شکنجه ، سنگسار ، حلق آويز کردن بريدن دست وپا و اعدام مخالفين ايدئولوژيک بخشى از ماهيت اين رژيم است . رژيم قاتلان با کشتن آغاز کرد وتا امروز همواره کشته و تازمانى هم که در قدرت است خواهد کشت . نگاه کنيد به بيست وچهار سال حاکميت ننگين اين رژيم ؛ از بازرگان، بنى صدر، رجايى ، خامنه اى ، رفسنجانى و حالا خاتمى . مهم نيست چه کسى در راس بوده . کشتن همواره بخش جدايى ناپذير از اين رژيم بوده است . آيا مى شود در ٓٓاغازقرن بيست و يکم در فضايى باز وٓازاد، بدون دار و درفش ، افکار قرون وسطايى را به مردم تحميل کرد؟ وجود جمهورى اسلامى با ٓازادى ، انسانيت و تمدن بشرى در تضاد است . اين رژيم ، رژيمى نا بهنگام است .قرنها دير آمده است . اوجگيرى جنبش مردم و رشد تضادهاى درونى ، رژيم را به هراس انداخته وگسترش موج اعدامها در ماههاى اخيربقصد ايجاد رعب و وحشت و عقب راندن مردم ، نشان از اين استيصال دارد . تنها از سپتامبر گذشته تا ماه نوامبر بيش از پنجاه نفر اعدام شده اند که اغلب آنها در ملاء عام بوده است و در ميانشان فعالين سياسى ، مخالفين ايدئولوژيک و نيز کسانى که در حرکتهاى اعتراضى دستگير شده اند به چشم مى خورند. و حالا حکم اعدام هاشم آغاجرى بقصد عقب راندن جناح دوم خردادى وچنگ ودندان نشان دادن به مردم که بله از ما بترسيد. وقتى ما به خوديها رحم نمى کنيم با ديگران چه مى کنيم !اما رژيم کور خوانده بود . حکم اعدام هاشم آغاجرى با چنان واکنش شديدى روبرو شد که جناح راست به دنبال مستمسکى مى گردد که آنرا پس بگيرد. انسانهاى آزاده !اعدام انسانها با هر بهانه ودستاويزى که باشد ، عملى شنيع ، قرون وسطايى و محکوم است . اعدام انسان پاسخى قرون وسطايى به ناهنجاريهاى جامعه است . اگر چه اعدام در ايران با رفتن جمهورى اسلامى و استقرار حکومتى متکى به خواست و اراده ى مردم ميتواند لغو شود، اما اعتراض گسترده ى مردم ايران و پشتيبانى وجدانهاى بيدار مردم جهان از ان مى تواند رژيم پوسيده ى ايران را به عقب نشينى وادارد. از هر طريقى که ميتوانيد نسب به عمل وحشيانه ى اعدام اعتراض کنيد. سازمان دفاع از زندانيان سياسى ايران يازدهم نوامبر ٢٠٠٢ |