عبدالله اسدىگزارشى از جلوگيرى اخراج يک خانواده پناهجو در گوتنبرگ سوئد"خانواده محمدرضا صادقى اقامت گرفت" تقريبا يک ماه و نيم پيش بود؛ محمدرضا صادقى همراه همسرش سپيده خويى به دفتر فدراسيون آمدند و به ما اطلاع دادند که اداره مهاجرت براى روز سه شنبه برايشان بليط گرفته تا آنها را به ايران بازگرداند. محمدرضا به مدت ٦ سال در زندانهاى جمهورى اسلامى بوده، ترس و نگرانى از اينکه چه سرنوشتى پيدا خواهند کرد تمام وجودشان را گرفته بود. خانه اى که در آن زندگى مى کردند را ترک کرده بودند و جاى ديگرى براى زندگى نداشتند. اول با رفيق همکارم حسن پناهى صحبت کردم و سپس با محمد رضا و سپيده به تنهايى صحبت کرديم و نظر خود را به آنها گفتيم. سام پسر يکساله شان بى خيال و آرام آرام در ميان جمعيت رفت و آمد مى کرد و از اينکه چه بر والدينش مى گذشت هيچ نمى فهميد!!. بعد از مشورت با آنها، چگونگى مقابله با تصميم اداره امور خارجيان سوئد تبادل نظر شد. به دنبال آن عبدالله اسدى تصميم فدراسيون مبنى بر دفاع قاطع از حق اقامت اين خانواده را در ميان جمعيتى که در دفتر فدراسيون گرد آمده و بالغ بر ٥٠ نفر بودند؛ اعلام کرد و تلاش براى گرفتن حق اقامت اين خانواده را در دستور کار فورى همبستگى، فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى قرار داد. خوشبختانه ٤٥ روز بيشتر طول نکشيد در تظاهرات مقابل اداره مهاجرت براى جلوگيرى از اخراج مهرداد هدايتى بودم که حسن پناهى رفيق و همکارم در فدراسيون در تماسى تلفنى به من گفت که اکنون صندوق پستى را باز کردم جواب اقامت خانواده صادقى آمده است. گفتم چه خبر خوبى هردوى آنها در تظاهرات شرکت داشتند. گفتم الساعه خبر را به آنها اعلام مى کنم. سرم را برگرداندم سپيده درکنار تظاهرات بغل کالسکه بچه اش به فکر فرو رفته بود. به طرفش رفتم، گفتم سپيده خبر خوشى برايت دارم اقامتتان آمده است. فکر اينکه با اعلام اين خبر سپيده چه عکس العملى نشان خواهد داد را نکرده بودم. سپيده که معمولا بسيار آرام و متين بود. يک دفعه با صدايى بلند گفت راست ميگويى؟ کجا چگونه و من را در آغوش گرفت. سپيد شوکه شده بود نمى دانيد چه حالى به وى دست داده بود. گفتم صادقى کجاست؟ سپيده پاسخ داد رفت و به وى تلفن کرد. اشک از چشمانش جارى شده بود. تلفن داشت از دستش مى افتاد؛ نتوانست خبر را کامل به صادقى بدهد. تلفن را از دستش گرفتم من هم مثل سپيده شده بودم خبر را به سختى به او گفتم. جمعيت زيادى دورش حلقه زده بودند. او بى اختيار گريه مى کرد، بقيه نيز گريه مى کردند. انگار باورش نمى شد چنين خبرى را دريافت کند. لازم به توضيح است در جوابى که اداره امور خارجيان سوئد براى خانواده صادقى فرستاده بود تمام موارد و کل اقداماتى که فدراسيون براى آنها انجام داده بود، به عنوان دلايل اصلى تجديد نظر اين اداره در تصميم گيرى خود و دلايل اصلى اقامت آنها اشاره کرده بود. من نيز اين موفقيت را به اين خانواده تبريک ميگويم. ششم نوامبر ٢٠٠٢ ٠٧٣٧١٧٨٨١٩ |