نامه دانش آموزى از ايران

سلام من يک دانش آموز از ايران هستم. در کلاس سوم دبيرستان درس ميخوانم. من آرزو دارم روزى فردى مفيد براى جامعه و تمام جهان شوم. من دوست دارم مخترعى شوم تا همه مردم از اختراع من استفاده کنند. دوست دارم پزشکى شوم تا با کشف داروهاى مختلف همه بيماريها را درمان کنم. اما من در اينجا از آينده ام نگران هستم.

در مدرسه به ما ميگويند که هميشه کسى مواظب اعمال و رفتار ماست و خدا سرنوشت تو و همه انسانها را نوشته و تعيين کرده است. به ما ميگويند او مهربان است. سخنانت را ميشنود. تو را ميبيند و مجازات ميکند. او خشم ميگيرد و غضب ميکند. او صبور است و مى بخشد. آيا اينهمه صفات مخصوص انسان نيست؟ پس بايد بگويم او هم قلب دارد. معده دارد. غذا ميخورد و راه ميرود. کتابهاى ما در مدرسه همگى به غير علوم و رياضيات تماما خرافات است. در کتاب فارسى از شاعران صوفى صفت تمجيد ميکند و از ما ميخواهد شعرهاى آنان را حفظ کنيم. داستانها و حديثهاى دروغين پيامبران را بخوانيم و حفظ کنيم. در کتاب تاريخ به جاى آنکه از گذشتگان پند بگيريم و اشتباهات گذشتگان را تکرار نکنيم زندگى پيامبران گذشته که بعضى اصلا وجود خارجى نداشته اند و يا امامان سخن ميگويند. هيچگاه از مبارزات مردان بزرگ و زنان آزاده ياد نميشود. حتى آنها را کافر ميدانند. از کتاب تعليمات دينى و قران چه بگويم. از کلاس اول قران را بايد ياد گرفت و حفظ کرد. بدون اينکه از کلمات زمخت آن چيزى بفهميم. در گشت هاى علمى مدرسه به جاى اينکه به کارخانجات برويم و از نحوه توليد انواع مواد غذايى، ساختن ماشينهاى گوناگون و دستگاههاى صنعتى که زندگى ما را دگرگون کرده اند ديدن کنيم بايد به زيارتگاههاى امامزاده هاى شهر و قبر خمينى برويم و زيارت نامه عاشورا را بخوانيم و مرده هاى چند صد ساله که بعضى جنايتکارانى بودند در خدمت حاکمان و پادشاهان و مردم را به بردگى و زبونى کشتار ميکردند براى آنها ضجه و زارى کنيم و طلب مغفرت کنيم. در کتاب خوانده ام امام زاده نامى در شمال بنام امامزاده حمزه که در زمان امير تيمور حاکم يکى از ولايات بوده در دوران حيات خويش صدها مخالف خود را گور کرد و يا به قتلگاه فرستاد. ولى اينک در آنجا مردم اين امامزاده را زيارت ميکنند و از او آمرزش ميخواهند.

ما دانش آموزان بعد از پايان تحصيلات چه چيز آموخته ايم تا وارد دانشگاه شويم. و چه علومى را ميتوانيم به مردم جهان ارائه دهيم. آيا من نبايد نگران آينده ام باشم؟

من با آموزشگار خوبم و با دوستان همفکرم و بدون ترديد ميخواهيم روزى بساط همه اين خرافات و رجز خوانى ها برچيده شود. پيروزى نزديک است.

درود بر راديو انترناسيونال

درود بر حزب کمونيست کارگرى ايران