وفاق‌ ملي‌ در برابر تهديدخارجي‌

گروه‌ سياسي‌: جدي‌ شدن‌ تهديدات‌ بين‌ المللي‌ نسبت‌ به‌ ايران‌ بهانه‌يي‌ بود براي‌ طرح‌ دوباره‌ مساله‌ وفاق‌. رخدادهاي‌ اخير و مواضع‌ غير منطقي‌ برخي‌ افراطيون‌ فضاي‌ سياسي‌ كشور را به‌ سمت‌ راديكاليزه‌ شدن‌ هدايت‌ مي‌كرد به‌ گونه‌يي‌ كه‌ مواضع‌ افراطي‌ اعتراض‌ برخي‌ از همفكران‌ را نيز در پي‌ داشت‌. چالشهاي‌ اخير محور اصلي‌ گفت‌و گوي‌ »اعتماد« با برخي‌ فعالان‌ سياسي‌ است‌: غلامعلي‌ حداد عادل‌: وفاق‌ حذف‌ يكديگر نيست‌ دكتر حداد عادل‌ در گفت‌وگو با خبرنگار »اعتماد« اظهار داشت‌: ما هميشه‌ به‌ وفاق‌ ملي‌ محتاج‌ بوده‌ و امروز از همه‌ محتاج‌تر هستيم‌. انقلاب‌ اسلامي‌ ميوه‌ شيرين‌ وفاق‌ ملي‌ است‌ و حفظ‌ آن‌ نيز جز با وفاق‌ ملي‌ موؤر نيست‌. وي‌ گفت‌: البته‌ هر كس‌ ممكن‌ است‌ سخن‌ از وفاق‌ سر دهد اما بر سر معناي‌ وفاق‌ ملي‌ هم‌ ممكن‌ است‌ وفاقي‌ وجود نداشته‌ باشد. رييس‌ فراكسيون‌ اقليت‌ مجلس‌ افزود: ما معتقديم‌ وفاق‌ حول‌ چند محور مي‌تواند به‌ وجود آيد كه‌ عبارت‌ است‌ از اعتقاد به‌ اسلام‌، انقلاب‌ اسلامي‌، منافع‌ ملي‌ ايران‌ و ولايت‌ فقيه‌. ما اين‌ چهار ركن‌ را اركان‌ وفاق‌ ملي‌ مي‌دانيم‌ و معتقديم‌ كه‌ اگر گروه‌ها به‌ اين‌ چهار ركن‌ معتقد باشند مي‌توانند به‌ حفظ‌ سليقه‌هاي‌ خاص‌ خود در چارچوب‌ منافع‌ ملي‌، هم‌ دل‌ و هم‌ زبان‌ باشند. اين‌ استاد دانشگاه‌ درخصوص‌ راهكارهاي‌ ايجاد وفاق‌ ملي‌ در بين‌ گروههاي‌ سياسي‌ عنوان‌ كرد: در درجه‌ اول‌ مهمترين‌ چيز صداقت‌ بين‌ گروهها است‌. صحيح‌ نيست‌ كه‌ ما دم‌ از وفاق‌ بزنيم‌ ولي‌ در عمل‌ تمام‌ گروههاي‌ سياسي‌ ديگر را يك‌سره‌ از صحنه‌ سياسي‌ خارج‌ كنيم‌.
ادامه‌ از صفحه‌ اول‌ به‌ جاي‌ شايسته‌ سالاري‌، گروه‌سالاري‌ و قبيله‌ سالاري‌ را بنشانيم‌. چرا كه‌ اين‌ گونه‌ عمل‌ كردن‌ ما را از وفاق‌ دور مي‌كند و موجبات‌ بدبيني‌ و دشمني‌ را فراهم‌ مي‌كند. وي‌ با اشاره‌ به‌ جدي‌ گرفتن‌ خودي‌ و غير خودي‌ اظهار داشت‌: مادام‌ كه‌ خودي‌ و غير خودي‌ در عرصه‌ سياست‌ و مديريت‌ كشور معناي‌ دقيق‌ و روشني‌ پيدا نكند و ما بر پايه‌ يك‌ معيار منطقي‌ مساله‌ خودي‌ و غير خودي‌ را از هم‌ جدا نكنيم‌، نمي‌توانيم‌ به‌ وفاق‌ ملي‌ دست‌ يابيم‌. نماينده‌ مردم‌ تهران‌ در بخش‌ ديگري‌ از سخنان‌ خود با اشاره‌ به‌ تعريف‌ و تصور غلط‌ برخي‌ از گروهها از مفهوم‌ خودي‌ و غير خودي‌ و مخدوش‌ كردن‌ آن‌ گفت‌: اين‌ گروهها چنين‌ وانمود كردند كه‌ حوزه‌ اعمال‌ تمايل‌ ميان‌ خودي‌ و غير خودي‌ حقوق‌ شهروندي‌ است‌، حال‌ آنكه‌ اين‌ تمايل‌ به‌ مديريت‌ بالاي‌ كشور و عرصه‌هاي‌ حساس‌ سياسي‌ تعلق‌ دارد. حداد عادل‌ با بيان‌ اينكه‌ مقصود از خودي‌ و غير خودي‌ نفي‌ حقوق‌ شهروندي‌ كه‌ حق‌ مسلم‌ همه‌ ايرانيان‌ است‌، نمي‌باشد افزود: پيداست‌ كه‌ گروههايي‌ كه‌ در عمل‌ حتي‌ نزديك‌ترين‌ دوستان‌ خود را در تصميم‌گيري‌هاي‌ حساس‌ دخالت‌ نمي‌دهند و خودي‌ و غير خودي‌ را عملا به‌ اين‌ شدت‌ رعايت‌ مي‌كنند در نفي‌ ورد اين‌ معناي‌ خودي‌ و غير خودي‌ كه‌ مي‌تواند مبنايي‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ وفاق‌ ملي‌ باشد صداقت‌ ندارند و به‌ نظر مي‌رسد برخي‌ گروههاي‌ سياسي‌ به‌ آن‌ اندازه‌ كه‌ به‌ پيوند با غير خودي‌ها علاقه‌ دارند به‌ پيوند با خودي‌ها علاقه‌مند نيستند و با يك‌ چنين‌ بينشي‌ نمي‌توان‌ به‌ وفاق‌ ملي‌ دست‌ پيدا كرد. ابراهيم‌ يزدي‌:وفاق‌ ملي‌ يك‌ ضرورت‌ استراتژيك‌ است‌ ابراهيم‌ يزدي‌ يكي‌ ديگر از فعالان‌ سياسي‌ نيز در زمينه‌ وفاق‌ ملي‌ افزود: همانطور كه‌ ما در بيانيه‌هاي‌ مختلف‌ خود مطرح‌ كرديم‌، وفاق‌ ملي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ ضرورت‌ استراتژيك‌ بايد به‌ آن‌ پرداخته‌ شود. ما معتقديم‌ كه‌ گروههاي‌ سياسي‌ ايران‌ با يك‌ انسداد بي‌سابقه‌ تاريخي‌ روبرو هستند كه‌ اين‌ انسداد دو ويژگي‌ بزرگ‌ داردأ اول‌ آنكه‌ هر يك‌ از نيروها و احزاب‌ تلاش‌ كرده‌اند كه‌ رقيب‌ خود را از صحنه‌ خارج‌ سازند اما موفق‌ نشدند، نه‌ اينكه‌ نمي‌خواستند بلكه‌ نتوانستند. دوم‌ اينكه‌: معادله‌ قدرت‌ سياسي‌ به‌ گونه‌يي‌ شكل‌ گرفته‌ است‌ كه‌ حذف‌ هر نيرو معادل‌ است‌ با حذف‌ نيروي‌ حذف‌كننده‌. در چنين‌ شرايطي‌ ادامه‌ بحران‌ كنوني‌ موجب‌ فروپاشي‌ خواهد شد. زيرا وضعيت‌ انسداد كنوني‌ موجب‌ پيدايش‌ شرايط‌ تعادل‌ ناپايدار در وضعيت‌ سياسي‌ كشور شده‌ است‌ و همه‌ كاسه‌ چه‌ كنم‌ چرا در دست‌ داريم‌. اين‌ عضو ارشد نهضت‌آزادي‌ با اشاره‌ به‌ وجود تهديدات‌ خارجي‌ در چنين‌ شرايطي‌ اضافه‌ كرد: از آنجا كه‌ جنبش‌ اصلاح‌طلبي‌ ايران‌ و آقاي‌ خاتمي‌ به‌ عنوان‌ منتخب‌ جنبش‌ اصلاحي‌ ايران‌ ناكام‌ مانده‌ است‌ قدرتهاي‌ بيگانه‌ زمان‌ را براي‌ طرح‌ جايگزين‌سازي‌ مطرح‌ نموده‌اند. دكتر ابراهيم‌ يزدي‌ در ادامه‌ افزود: استراتژي‌ وفاق‌ ملي‌ بر اين‌ محور استوار است‌ كه‌ راه‌حل‌ برون‌ رفت‌ از اين‌ انسداد و مشكلات‌ را نه‌ از بيرون‌ نظام‌ بلكه‌ از درون‌ نظام‌ بايد جست‌وجو كرد. بنابراين‌ شرط‌ لازم‌ استراتژي‌ وفاق‌ ملي‌ آن‌ است‌ كه‌ همه‌ نيروهاي‌ سياسي‌ محافظه‌كار يا اصلاح‌طلب‌ درون‌ حاكميت‌ يا بيرون‌ از حاكميت‌ بپذيرند كه‌ اولا قبول‌ كنند كه‌ همه‌ نيروها با يك‌ انسداد كلان‌ روبرو هستند ؤانيا ضرورت‌ برون‌ رفت‌ از انسداد از درون‌ نظام‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ را قبول‌ كنند و ؤالثا همگان‌ دست‌ از خشونت‌ براي‌ حل‌ مناقشات‌ بردارند و با حفظ‌ مواضع‌ به‌ گفت‌وگوي‌ مدني‌ ميان‌ خود بپردازند. وي‌ هدف‌ از اين‌ گفت‌وگو را يافتن‌ حداقل‌ مشتركات‌ براي‌ نجات‌ جامعه‌ و كشورمان‌ ذكر كرد. يزدي‌ در ادامه‌ گفت‌: آنچه‌ كه‌ ما در اين‌ روزها ناظر آن‌ هستيم‌ بخصوص‌ سخناني‌ كه‌ از جانب‌ برخي‌ از شخصيتها و روزنامه‌هاي‌ وابسته‌ به‌ محافظه‌كاران‌ اعلام‌ مي‌شود نقطه‌ مقابل‌ چنين‌ ضرورتي‌ است‌ و مواضع‌ متفاوتي‌ كه‌ از جانب‌ برخي‌ محافظه‌كاران‌ مشاهده‌ مي‌شود، حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ محافظه‌كاران‌ خردگريز همچنان‌ از قدرت‌ برتر نسبت‌ به‌ محافظه‌كاران‌ خردگرا برخوردارند. وي‌ با بيان‌ اين‌ مطلب‌ كه‌ محافظه‌كاران‌ خردگريز با بيان‌ آنچه‌ كه‌ تاكنون‌ گفته‌اند موجب‌ بر هم‌ زدن‌ تعادل‌ ناپايدار كنوني‌ به‌ نفع‌ كل‌ بحران‌ از بيرون‌ نظام‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ عمل‌ خواهند كرد گفت‌: در واقع‌ مخالفين‌ نظام‌ و معتقدين‌ به‌ سياست‌ براندازي‌ با محافظه‌كاران‌ خردگريز در يك‌ نقطه‌ با هم‌ اشتراك‌ دارند و آن‌ ناكام‌ نمودن‌ دولت‌ آقاي‌ خاتمي‌ و بر هم‌ زدن‌ جنش‌ اصلاح‌طلبي‌ ايران‌ است‌. ابراهيم‌ يزدي‌ تاكيد كرد: محافظه‌كاران‌ خردگريز بايد بدانند حتي‌ اگر در اين‌ بازي‌ موفق‌ شوند برندگان‌ اصلي‌ نيروهاي‌ ضدانقلاب‌ و ضد جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ و ضد دموكراسي‌ در ايران‌ خواهند بود. اين‌ عضو نهضت‌آزادي‌ پذيرش‌ گفت‌وگو از سوي‌ همه‌ طيف‌ها و گروهها را با حفظ‌ مواضع‌ خود از عمده‌ راهكارها براي‌ وفاق‌ ملي‌ خواند و گفت‌: اين‌ انديشه‌ كه‌ برخي‌ از گروههاي‌ سياسي‌ فقط‌ حاضر به‌ گفت‌وگو با همكاران‌ خود هستند، فاقد اؤرگذاري‌ براي‌ ايجاد وفاق‌ ملي‌ است‌. ضرورت‌ دارد كه‌ همه‌ نيروهاي‌ سياسي‌ بخصوص‌ اصلاح‌طلبان‌ براي‌ گفت‌وگو با محافظه‌كاران‌ خردگرا گامي‌ به‌ پيش‌ بگذارند و از امكانات‌ مختلفي‌ كه‌ وجود دارد، براي‌ چنين‌ گفتماني‌ استفاده‌ كنند. امير محبيان‌: سكان‌ هدايت‌ كشتي‌ جامعه‌ ايران‌ بايد از دست‌ راديكالها خارج‌ شود امير محبيان‌ از فعالان‌ سياسي‌ جناح‌ منتقد دولت‌ در مورد بحث‌هاي‌ پيش‌آمده‌ بين‌ خود و مدير مسوول‌ كيهان‌ گفت‌: »پرونده‌ بحث‌ من‌ و شريعتمداري‌ بايد بسته‌ شود«. وي‌ در مورد بحث‌ وفاق‌ اظهار داشت‌: »ميان‌ همه‌ گروهها و جريانات‌ نيز به‌ نظر مي‌رسد نوعي‌ پس‌ زمينه‌ گرايش‌ به‌ سمت‌ وفاق‌ و همگرايي‌ در حال‌ به‌ وجود آمدن‌ است‌. ايرانيان‌ بطور ذاتي‌ با احساس‌ خطر به‌ سمت‌ همگرايي‌ مي‌روند، به‌ نظر مي‌رسد كه‌ همه‌ به‌ نوعي‌ احساس‌ خطر كرده‌اند. از اين‌ رو نوعي‌ گرايش‌ به‌ سمت‌ ايجاد آرامش‌ و دوستي‌ نسبي‌ براي‌ محاسبات‌ عقلاني‌ در حال‌ به‌ وجود آمدن‌ است‌.« وي‌ تصريح‌ كرد:»پيش‌بيني‌ مي‌كنم‌ در پي‌ يك‌ موج‌ افسار گسيخته‌ از راديكاليزم‌ )افراطي‌گري‌( شاهد موجي‌ از تمايل‌ به‌ وفاق‌ و همگرايي‌ باشيم‌ و پس‌ از افول‌ موج‌ افراطي‌ گري‌ موج‌ عقلانيت‌ توسط‌ ميانه‌روها و عقلاي‌ جناحها در حال‌ شكل‌گيري‌ است‌. خردورزان‌ جناح‌ها و گروهها به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌اند كه‌ رهاسازي‌ سكان‌ هدايت‌ كشتي‌ جامعه‌ ايران‌ به‌ دست‌ راديكالها همگان‌ را در اين‌ درياي‌ متلاطم‌ جهاني‌ غرق‌ خواهد كرد. گمان‌ مي‌كنم‌ خوشبختانه‌ حتي‌ بخشهايي‌ از حاكميت‌، نظير شوراي‌ امنيت‌ ملي‌ و وزارت‌ كشور، وزارت‌ اطلاعات‌ و نيزبخشهايي‌ از قوه‌ قضاييه‌ دريافته‌اند كه‌ بايد بدون‌ فوت‌ وقت‌ يا از دست‌ دادن‌ فرصت‌ به‌ عملياتي‌ كردن‌ همگرايي‌ بپردازند. شنيده‌هاي‌ برآمده‌ از نخبگان‌، نمايندگان‌، گروهها و احزاب‌ در جلسات‌ ، حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ نوعي‌ عقلانيت‌ در حال‌ رشد است‌ و به‌ مرور قصد دارد مهار تندروي‌ و كنترل‌ راديكالها را از طريق‌ ايجاد آرامش‌ در فضاي‌ سياسي‌ به‌ دست‌ گيرد.« امير محبيان‌ افزود: در آينده‌ نزديك‌ در صورت‌ ادامه‌ اين‌ روند خبرهاي‌ خوشي‌ در جامعه‌ منتشر خواهد شد. وي‌ با اشاره‌ به‌ اين‌ كه‌ جامعه‌ ايراني‌ به‌ دلايل‌ بسيار از چالشهاي‌ بيهوده‌ سياسي‌ نفرت‌ دار د و به‌ سوي‌ نوعي‌ فرسودگي‌ رواني‌ پيش‌ مي‌ رود، گفت‌: اگر سياستمداران‌ كشور رفتار خود را اصلاح‌ نكنند و عقلانيت‌ را بر اعمال‌ خود حاكم‌ نكنند، مردم‌ آنان‌ را در صحنه‌ سياسي‌ تنها خواهند گذاشت‌. وي‌ در ادامه‌ افزود: در حال‌ حاضر موج‌ نويي‌ از ميانه‌ روي‌ و عقلانيت‌ از ميان‌ دو جناح‌، در حال‌ اوج‌گيري‌ است‌ و احتمالا فضاي‌ كشور را در برخواهد گرفت‌أ در اين‌ ميان‌ لازم‌ است‌ همه‌ ما با احساس‌ مسووليت‌ در مقابل‌ افراطي‌هاي‌ جامعه‌ خود بايستيم‌ و در اين‌ ميان‌ طبيعتا آناني‌ كه‌ احساس‌ مسووليت‌ بيشتري‌ در قبال‌ مردم‌ خوب‌ ايران‌ دارند عاقلانه‌تر خواهند انديشيد و جامعه‌ را آرامتر خواهند كرد. وي‌ در خصوص‌ راهكارهاي‌ وفاق‌ملي‌ گفت‌: در بستر عقلانيت‌ راههاي‌ سياسي‌ پديد خواهد آمد و نتايج‌ بسياري‌ بر اين‌ روش‌ استوار است‌. مثلا براي‌ همگرايي‌ لازم‌ نيست‌ كه‌ همگان‌ يك‌ گونه‌ بينديشيم‌. ما ابتدا بايد حق‌ آن‌ ديگري‌ را محترم‌ بشماريم‌. يعني‌ كسي‌ كه‌ با ما يكي‌ نيست‌ ولي‌ داراي‌ انديشه‌خاص‌ خود است‌ و انديشه‌ او با ما تفاوت‌ دارد لذا اختلاف‌ سليقه‌ را بپذيريم‌ بدون‌ آنكه‌ آن‌ را به‌ جنگ‌ افكار تبديل‌ كنيم‌. پس‌ كنفرميسم‌ يا يكرنگ‌ شدن‌ قطعي‌، راه‌چاره‌ نيست‌ بلكه‌ وحدت‌ غايي‌ قابل‌ پذيرفتن‌ است‌. به‌ عبارت‌ ديگر كثرت‌ در انديشه‌ها ولي‌ وحدت‌ نتيجه‌ با محوريت‌ خواست‌ مردم‌.