|
براى حاجيه اسماعيل وند
سياوش دانشور
عصر روز سه شنبه بود. از جلفا خبر رسيد که فردا حاجيه را ميخواهند سنگسار کنند. ميدان امام شان را هم گويا براى اين امر الهى و اسلامى آماده کرده بودند. هفت روز جنگ و تلاش بين المللى در جريان بود و اين خبر آمد! به حاجيه فکر کردم و صحنه اين وحشى گرى در ذهنم مجسم شد. براى اولين بار در طول زندگى تاکنونى ام احساس غريبى به من دست داد. ضربان قلبم بشدت بالا رفت و بسرعت آخرين بارقه هاى اميد گوئى يکباره از وجودم دور شدند! از زندگى سير شدم، همه کسانى که از صميم قلب دوستشان دارم گوئى فراموش شدند و براى لحظاتى آرزوى مرگ کردم! عزيزان فراموش نشدنى بيشمارى را از دست داده ام، دوره هاى بغايت سختى را تجربه کرده ام، اولين بار نيست که خبر و واژه منفور اعدام و سنگسار و شکنجه و زندان را ميشنوم و يا تجربه ميکنم، اما هيچوقت چنين احساسى نداشتم. حاجيه را نميشناسم. برخلاف کبرى رحمانپور و افسانه نوروزى و شهلا جاهد و عاطفه رجبى، حتى عکس حاجيه را هم نديده ام. تلفن را برداشتم و به راديوهاى محلى استکهلم زنگ زدم، يادم نيست چه گفتم، فقط ميدانم که از مردم خواستم بيرون بريزيد و اين ننگ را نپذيريد. در آن هواى سرد شبانه کسانى را که با شمع و چهره اى غمگين و در عين حال عصبانى به آن تظاهرات آمده بودند، بهترين انسانهاى دنيا در ذهنم مجسم ميشدند. آن شب به تلخى عميقى صبح شد. وقتى صبح چهارشنبه شنيدم که جمهورى اسلامى در مقابل کمپين جهانى انسانيت بزرگ عقب نشست زندگى برگشت و من دوباره خود را بازيافتم.
حاجيه براى من سه کلمه را تداعى ميکند: زن، اسلام، انسانيت! زنى که صرفا بخاطر زن بودن توسط اسلام مجرم شناخته شده و قربانى شده است. اسلامى که هر نوعش با زن بعنوان انسان سر سازگارى ندارد و ضديت با زن هويت اسلام است. انسانيتى که خروشيد و نگذاشت اسلام در مرکز قدرتش يکى از قربانيانش را به قتل برساند. حاجيه دريچه اى شد که کمپين نجات او دهها ميليون قلب را بهم پيوند زند. بقول مينا احدى "انسانيت مرز ندارد"! اين کمپين نشان داد که تا چه حد مرز و مليت و ديوارهائى که ميان ما کشيده اند پوچ تر از پوچ است. اين کمپين نشان داد جامعه انسانى بدون مينا احدى ها و بشريتى که در پنج قاره اشک ريختند و تلاش کردند تا رژيم اسلامى، اين مظهر لجن تاريخ را به عقب برانند، چقدر سياه است. حاجيه دريچه اى شد تا يکبار ديگر ثابت شود که دنياى متمدن و احساسات و عواطف انسانى، عليرغم توحش بوش ها و خامنه اى ها و حاکميت سرمايه و خرافات مذهبى، جنبشى عظيم است. امروز حاجيه و ليلا اگرچه در چنگال اسلاميون در ايران اسيرند اما دوستان بيشمارى دارند. حاجيه و ليلا امروز محبت ميليونها انسان شرافتمند را در اين کره خاکى با خود دارند. حاجيه ها را بايد آزاد کرد. حال که با نيروى اتحاد و سازش ناپذيرى و گردن نگذاشتن، رژيم اسلامى را افسار زديم، لازم است اين پيشروى را به يک پيروزى تمام عيار تبديل کنيم. دست همه فعالين کمپين نجات حاجيه و ليلا درد نکند. اينها انسانيت بزرگ را در اين دنياى سياه نمايندگى ميکنند.
٭٭٭
|