|
ويژه نامه جوانان کمونيست ١٧٠
١٦ آذر ٨٣:
سه روز قبل!
مصطفى صابر
در حاليکه به ١٦ آذر، روز دانشجو، چند روز ديگر بيشتر باقى نمانده، اعتراضات دانشجويى براى گرفتن خواستهاى بلافصل خود اوج ميگيرد. علاوه بر اعتصاب بزرگ و سه روزه دانشجويان دانشگاه بين المللى قزوين، که اخبار مشروح آن در ويژه نامه مى آيد، همچنين شمارى از دانشجويان دانشگاه رجايى در روز ١١ آذر ماه در مقابل مجلس اجتماع کردند و خواستند که رئيس مجلس در جمع آنها حاضر شود و به مطالبات دانشجويان پاسخ گويد. همينطور دانشجويان دانشگاه آزاد مشهد نسبت به کيفيت بد غذا بشدت معترضند و اين اعتراض را با ارسال نامه اى به گوش مقامات دانشگاه رساندند و ظاهرا آنجا فضاى اعتراض داغ ميشود. طبق اطلاع ما در همه جا دانشجويان کم و بيش، آشکار و پنهان در جنب و جوش اند و فضا آماده گسترش اعتراض است.
اما داغ شدن فضاى اعتراض براى مطالبه خواستهاى بلافصل (از انحلال کميته هاى انظباطى تا لغو جداسازى بين دختران و پسران تا خواستهاى مربوط به شرايط تحصيل و کيفيت تدريس و غيره) و جنب و جوش دانشجويان فقط گوشه اى از پيشروى ١٦ آذر ٨٣ است. مساله مهم اين است که کل فضاى جامعه راديکال و سياسى ميشود. ١٦ آذر مساله بود و نبود جمهورى اسلامى (اين تم هميشگى تحولات سالهاى اخير ايران) را يکبار ديگر مطرح کرده است. براى مثال به تقلا و تلاش اپوزيسيون راست نگاه کنيد که پرچم مندرس رفراندم و سوداى اصلاح قطره چکانى جمهورى اسلامى را بار ديگر علم کرده است. رفراندم جواب عملى اپوزيسيون راست به مساله بود و نبود جمهورى اسلامى است و معنى آنهم بصراحت اينست: بگذار باشد ولى اصلاحش ميکنيم! شما مردم ساکت باشيد ما با رفراندم حساب اين رژيم را ميرسيم! شما بيايد يک راى بدهيد و برويد خانه.
بى شک ١٦ آذر سرخ و طنين انداختن قوى تر شعار آزادى و برابرى و مرگ بر جمهورى اسلامى، و تقويت افق يک انقلاب چپ و توده اى در ايران اهل رفراندم (همان داغ داران شکست اصلاحات خاتمى، همان عزادران دود شدن "آشتى حقوق بشر و اسلام" عبادى، و خلاصه همه جماعت بزک کنندگان رژيم اسلامى و وحشت زدگان از انقلاب و قدرت گيرى مردم) را وادار کرده است تا در شيره خشکيده رفراندم آب کنند و آنرا براى ماليدن بر سرم مردم حال بياورند. اين فشار ١٦ آذر سرخ ما بر آنهاست. ١٦ آذر فضاى کل جامعه را سياسى تر و فعال تر کرده و اين فرصتى است تا ١٦ آذر سرخ حتى قوى تر مطرح شود و بواسطه آن ضرورت تحقق آزادى و برابرى، ضرورت کم کردن شر جمهورى اسلامى به قدرت انقلابى خود مردم و برقرارى آزادى و برابرى و يک حکومت شورايى و سوسياليستى را مورد تاکيد قرار داد. همه اين اوضاع به ما ميگويد که برپايى يک ١٦ آذر، راديکال، سرخ، قدرتمند و با شعار آزادى و برابرى بيش از پيش ضرورى و در عين حال ممکن شده است.
وجه ديگر اين فضاى راديکال و فشار ١٦ آذر را ميتوان در سيماى هراسان خود رژيم ديد. اينجا هم فاکتورهايى هست که بايد از آن سود جست. همين دو هفته پيش بود که رژيم اسلامى با حمله به دانشجويان علم و صنعت و شکستن تحصن آنها و راه انداختن بگير و ببند قصد داشت که جلوى ١٦ آذر را بگيرد. اکنون ميتوان گفت که اين فضاى بگير و ببند تا حدى عقب رانده شده است. اعتراضات دانشجويى که فوقا ذکر شد و فضاى روحى رزمنده در بين دانشجويان که ما بطور محسوس از نامه هاى و تماس هايمان احساس ميکنيم، شاهد اين امر است. روشن است که رژيم اسلامى ميکوشد با اضافه کردن مامورين انتطامى و نظامى کردن شهر مردم را بترساند که به دانشگاه نيايند. از سوى ديگر رژيم گويا امسال راه حل را در اين يافته است که علاوه بر تحکيم وحدت و انجمن اسلامى اش، در لباس بسيج دانشجويى نيز به گراميداشت ١٦ آذر بپردازد! يعنى بسيج ظاهرا ميخواهد به اسم ١٦ آذر گله هاى اوباش را به دانشگاه ببرد تا جلوى ١٦ آذر سرخ را بگيرد. اين سياست باعث تناقضاتى بين بسيج و انجمن اسلامى (و نهايتا جناح هاى مختلف رژيم) شده است. به نظر ميرسد که فشار ١٦ آذر خود رژيم را آشفته کرده و به باز شدن شکافهاى درونى ميدان داده است.
در هر حال اين نوعى سرفرود آوردن در برابر ١٦ آذر است. و اين (و باز شدن شکافها در درون خود رژيم) بايد ميدان را براى تعرض دانشجويان راديکال و چپ، براى پرقدرت تر شدن ١٦ آذر سرخ مهيا کند. بايد مقابل بسيج محکم ايستاد و هر اجتماع و مراسم دولتى را از دست انجمنى ها درآورد و شعار مرگ بر جمهورى اسلامى، زنده باد آزادى و برابرى را طنين انداز کرد. بايد اجازه نداد انجمنى ها در کار ١٦ آذر سرخ خللى ايجاد کنند و با پنبه سر راديکاليسم را ببرند. بايد فعالانه براى برپايى اجتماعات مستقل با پرچم سرخ خود بکوشيم. از برپا اعتراضات شبيه قزوين تا اجتماعاتى مستقيما بر سر ١٦ آذر از شعار نويسى تا پخش شبنامه و اعلاميه تا گذاشتن قول و قرارها براى تظاهرات و اجتماعات و غافلگير کردن بسيج و انجمن و رژيم شان همه در دستور است. نفس اين تلاشها، نفس بسيج نيرو، نفس متحد شدن ما با همديگر، نفس برپايى اعتصاب و اجتماع و تمرين هاى اوليه براى برپا کردن مجمع عمومى، نفس مطرح کردن بيش از پيش آزادى و برابرى و ١٦ آذر سرخ براى ما پيشروى مطمئن بسوى پيروزى است. بايد نقطه قوت مان را ببينيم و بر آن اتکاء کنيم. تا همينجا (که سه روز مانده به ١٦ آذر) ما موفقيت هاى جدى بدست آورده ايم. فضاى جامعه بيش از هر زمانى متوجه ١٦ آذر شده است. و اين ١٦ آذر فى الحال بيش از هر زمانى چپ است و بيش از هر وقتى با شعار آزادى و برابرى تداعى شده است. اما ما بايد مصمم باشيم و با تمام فوا تلاش کنيم تا اين پيروزى را با اجتماع هرچه باشکوهتر ١٦ آذر در برابر دانشگاه محکم و قدرتمند به تمام دنيا اعلام کرد.
اينجاست که تاکيد حزب کمونيست کارگرى که اعلام کرد ١٦ آذر را فقط يک روز دانشجويى نبينيم بلکه آنرا روز عمومى "نه" به جمهورى اسلامى، روز آزادى و برابرى قلمداد کنيم اهميت پيدا ميکند. تا همينجا هم بى ترديد تبليغات و تلاش هاى حزب کمونيست کارگرى و تلويزيون کانال جديد نقش موثرى در اين زمينه و در مطرح کردن ١٦ آذر ايفاء کرده است. پيام حميد تقوايى ليدر حزب بمناسبت ١٦ آذر نيز سنگ تمام ميگذارد. اينجا شايد تکرار گفته يکى از دانشجويان که تلفنى از تهران سفارش ميکرد، مفيد باشد: "ما اينجا شب و روز مشغوليم. خيلى برنامه هاى داريم فقط به مردم بگيد ما رو تنها نذارند". به نظر من به مردم بايد گفت اين روز خود شما است. اين روزى براى رهايى از شر رژيم اسلامى است. خودتان و مبارزه براى رهايى خودتان و البته جوانان و دانشجويان و فرزندانتان را که شجاعانه در صف اول مبارزه ميکنند را تنها نگذاريد. از هر اعتراض دانشجويى حمايت کنيد. اگر در جايى مثل قزوين اعتصاب ميکنند به محل تحصن و اعتصاب آنها برويد و حمايت کنيد. در کارخانه و مدرسه کار و بيمارستان و اداره کار و درس را متوقف کنيد و از خواست آزادى و برابرى و ١٦ آذر سرخ صحبت کنيد. و مهمتر از همه فراموش نکنيد که در عصر روز ١٦ آذر وعده همه ما جلوى دانشگاه است.
|