بازگشت به صفحه اول

اطلاعيه ها

مقالات

سايتهاى ديگر

آرشيو شماره هاى قبل

منتخبی از آثار منصور حکمت

(در پاسخ به مطلبی از آقای سعيد کرامت تحت عنوان " هنوز بايستی از احزاب راست بورژوائی آموخت "که در سايت آينه درج گرديده است )

 

چشم ! اقای کرامت !  

  از :حميد بهداروند

شما هم اگر وقت کرديد درمورد خصائل نيک احزاب بورژوا  مطلب بنويسيد تا ما بهره مند شويم !

 

موضوع چيست ؟ اول از زبان سعيد کرامت بشنويم !

{"هر چه زمان میگذرد منظره های حيرت انگيزى از متدولوژی رفقایی که برای انحلال حزب کمپین گذاشته اند در افق نمایان میشود.

کورش مدرسی دو سال پیش درمقطع معینی ( مه ٢٠٠٢ )، در متن مباحثات مفصلی کلمات خاصی بکار برده است،هم اکنون حدود دوماه است کسانی مثل آذر ماجدی، علی جوادی و حمید تقوایی وى را مرتد اعلام كرده اند. حمید تقوایی بطور مشخص از اعضای تشکیلات خواسته است که برای شستن "گناهانی" که کورش مرتکب شده است "با یستی غسل تعمید" بکنند. یک مکث کوتاه راجع به این موضوع این سئوال را به ذهن متبادر میکند كه متدلوژی ای که بعداز دوسال پرونده بایگانی شده کسی را فعال میکنند، چه عواقبی برای حزب ممکن است داشته باشد. "}

آيا خواننده از پاراگراف بالا  می تواند بفهمد که  موضوع چيست !؟

آقای کرامت از کدام کلمات خاص بکاررفته توسط کورش مدرسی حرف می زند ؟ حميد تقوائی کجا وطی کدام بيانيه کورش مدرسی را مرتد اعلام کرده است و کجا تقاضای غسل تعميد او را کرده است ؟ غسل تعميد چرا ؟

آنچه کورش مدرسی دوسال پيش (در پلنوم شانزده )عنوان کرد فقط کلماتی خاص نبود , بلکه منظومه ای  از اصطلاحات بود که  احزاب بورژوازی اعم از جبهه مشارکت , مجاهدين انقلاب اسلامی , اکثريت ,سلطنت طلب ها واخيرا مجاهدين در سال های اخير به منظور برون رفت از بحران حکومتی بکار گرفته بودند  وحول ان تبليغ می کردند  . کاربرد اين کلمات خاص فی نفسه هيچ بار مثبت و منفی تعيين کننده ای ندارد . اما متنی که اين کلمات خاص  رادر خود جای داده است. به اين نيت تدوين شده بود که حزب را برای سناريو احتمالی شکل ويژه ای از فروپاشی رژيم ,  وادار به ارائه استراتژی نمايد . فروپاشی که در آن جناح راست رژيم اسلامی کنار می رود و به احتمال زياد بخشی از اصلاح طلبان رژيم به قدرت می رسند ودولتی حجاريانی ( يا دولت گنجی )تشکيل می شود که پيامداحتمالی  آن ايجاد سناريو سياه توسط جريانات واحزاب سياسی خاص در جامعه خواهد بود . فضای متحول اجتماعی پس از اين فروپاشی اين امکان را ايجاد می کند که حزب  بتواند در اين دولت سهيم شود ويا تحت شرايطی متعهد شود ( وديگراپوزيسيون را نيز وادار به دادن تعهد کند )که با دولت برخورد قهر آميز نکنند اين استراتژی به منظور جلوگيری از سناريو سياه احتمالی و تبديل دولت بعداز فروپاشی به دولت قابل قبول و گذار مسالمت آميز ومتمدنانه به نظام آينده می باشد . محور اساسی اين طرح در شرايط فوق الذکر  دولت موقت +مجلس موسسان +رفراندم می باشد . مبنای رابطه حزب با چنين دولتی تعهد واجراء هشت خواسته ,توسط اين دولت منجمله خواست اعلام انحلال جمهوری سلامی , انحلال وزارت اطلاعات وسپاه , مصادره اموال نهادهای مذهبی  و موقوفات می باشد . کورش مدرسی معتقد است که نداشتن استراتژی برای چنين سناريو احتمالی ای يک نقيصه برای حزب می باشد .

اعلام اين سناريو به عنوان سناريو محتمل (و حتما محتمل ترين در آن زمان ) مبتنی بر نوع نگاه کورش مدرسی به دولت جمهوری اسلامی و توازن قدرت در داخل کشور و خارج می باشد 

رئوس اشکالات اين نگاه عبارت است از :

 الف :عدم درک ويژگی دولت جمهوری اسلامی( يا منظور نکردن اين ويژگی ) :

1-رژيمی که عليرغم گذشت بيست وشش سال از عمر آن هنوز در هيات يک رژيم نا متعارف ضد انقلاب با تناقضات درونی ظاهر می شود ومجبور به آماده نگه داشتن لشکری از بسيجيها و مسلط نمودن آنها در تمام شئونات زندگی مردم می باشد , فروپاشی آن نمی تواند شبيه فروپاشی کشورهای اروپای شرقی باشد که عليرغم داشتن رژيم هائی پليسی بازهم در رده رژيم های متعارف قرار می گيرند که بخش عمده صاحبان قدرت اداری و نظامی  در فروپاشی رژيم می توانند منافع قابل ملاحظه ای داشته باشند و همين ويژگی خصلت مخملی آن را نيز تعيين می کند . اين رژيم در مقابل هر گونه هجوم اعم از تعرض انقلابی مردم تا هجومی از نوع امريکا به عراق مقاومت می کند . شکل انقلاب و فروپاشی آن را نيز بايد از اشکال مبارزاتی مردم که در خام ترين ورهبری نشده ترين شکلش شبيه شورش های شهری در شهرهای کوچک و شبيه اشکال مختلف تظاهرات های شبانه در شهرهای بزرگ می باشد استنتاج کرد .

 2- چه در دوسال قبل وچه اکنون توان اداری وبويژه نظامی رژيم در جناح راست فشرده شده است وتعادل قوای دو جناح جائی برای احتمال دست بالا پيدا کردن جناح اصلاح طلب در هيچ مقطع نمی گذارد .

3- احتمال اينکه در فرايند يک برآمد مردمی اصلاح طلبانی چون حجاريان بر موج حرکت مردم سوار شوند نبوده ونيست . رای دادن مردم به  جناح دوم خرداد مبتنی برتاکتيکی بودکه مردم بطور خودبخودی ويا متاثر از تبليغات بورژوازی اتخاذ کردند تا جناح راست رژيم را در موقعيت نامناسب تری قرار دهند .

 4-درخواست ها ,رفتارهاوانتخابهای مردم در شرايط بحرانی و انقلابی کيفيتا با وضعيت عادی تفاوت دارد .زمانی که مردم در شرايطی قرار گرفتند که احساس کردند می توانند ودارند حکومتی را تغيير می دهند .ديگر در سطح در خواست های گذشته نمی مانند و به کسانی چون حجاريان رجوع نمی کنند .

ب : منظور نکردن پتانسيل های هجومی و انقلابی مردم و توانائیهای اپوزيسيون های رژيم در يک شرايط بحرانی .

1-حتی در شرايطی غير انقلابی مردم به بهانه های مختلف نظير اعتراض به :نتايج انتخابات , بستن روزنامه ,جابجائی بيمارستان , تغيير موقعيت در تقسيمات استانی ,اعتراض به اخراج از کارخانه و پروژه ,عکس العمل هائی بسيار راديکال از خود نشان داده اند (حتی در مقطعی که اين طرح ارائه شده است ).

2-کارگران در مقابل اخراج ها و تعويق پرداخت دستمزدهااز اشکال اعتراضی راديکالی (اگرچه تدافعی )چون تظاهرات و بستن جاده  استفاده کرده اند .

3-سمت وسوی اعتراض ها و شعارها نشان دهنده ريزش توهم مردم نسبت به جناح دوم خرداد بوده است .

4-در اين طرح احزاب و جريانات اپوزيسيون اعم از کمونيست کارگری و اپوزيسيون پروغرب در فرايند فروپاشی نقشی ندارند .ولی عليرغم اين بی نقشی در فرايند فروپاشی , احتمال بازی کردن مهمترين نقش را تا حد اداره دولت بعد از فروپاشی برای حزب کمونيست کارگری درنظر گرفته است ,آنهم دولتی که  سپاه , وزارت اطلاعات , نيروی انتظامی و کل نيروی سرکوب نظامی واداری اش سالم و پانخورده در آن باقی مانده اند (تا حتما طی يک تقاضای رسمی توسط خود دولت باانتشار يک اطلاعيه  منحل گردند).

5- به گواهی انقلاب پنجاه وهفت .در شرايط بحرانی مردم مستعد روی آوری به جريانات راديکالی هستند که نسبت به آنها ذهنيتی مساعد دارند  ,حتی اگر آن جريانات از قدرت سازماندهی بالائی نيز برخوردار نباشند . اين طرح هيچ جايگاهی برای دخالت جرياناتی خارج از حاکميت درفرايند فروپاشی در نظر نمی گيرد .

پ : ارائه تصويری غير واقعی از دولت بعد فروپاشی ( دولت حجاريانی ) :

1-به فرض که چنين دولتی سر کار بيايد , اين دولت محصول تلاش بخشی از بورژوازی برای تشکيل دولتی است که با حذف  تناقضاتی که جمهوری اسلامی با ساختار ولايت فقيهی آن دارا بود و آن را در  مديريت به گردش در اوردن سرمايه ناتوان کرده بود بتواند در هياتی حق به جانب تر اقدام به خفه کردن تلاش های انقلابی کارگران ومردم نمايد و مناسبات ديپلماتيک –تجاری با غرب را بهبود بخشد .لذا چنين دولتی با حفظ قدرت سرکوب خود در قالب سپاه , ارتش و نيروی انتظامی و بازسازی دستگاه بوروکراتيک خود مهمترين هدف خود در دوره بحرانی را سرکوب انقلاب قرار خواهد داد .

2- ارائه در خواست هائی چون انحلال سپاه ( اگر سپاهی با توپ وتانک و هواپيما وجود داشته باشد ) کاری بيهوده و توهم انگيز می باشد . چنين طرحی در ذهن خواننده ناآگاه تصوراتی غير واقعی از دولت حجاريانی ايجاد می کند که توان ذهنی اورا در نشان دادن عکس العمل بموقع در قبال بوقوع پيوستن سناريوئی شبيه اين ( به فرض اينکه چنين سناريوئی قابل طرح باشد ) کاهش می دهد , ماهيت اين رژيم را در سرکوب درخواست کنندگان اين تقاضا ها قلب می کند و از قبل اين احتمال را که دولت جديد  پتانسيل دادن پاسخ مثبت به اين درخواست ها را دارد .فرض می گيرد .

ت : باز کردن همه ی جا برای گنجاندن سناريو سياه :

1-اين طرح حرکت انقلابی مردم و نقش اپوزيسيون مخالف رژيم را کم رنگ جلوه می دهد .سناريو را جوری تنظيم می کند که دستگاه منظم ,با انگيزه وباتجربه سرکوب رژيم خودرادر حرکتی شبيه تظاهرات هائی که در يکی از کشور های اروپای شرقی به وقوع پيوست شل ووارفته در آغوش يکی از رهبران دوم خردادی بيندازد .و بعد که کار از کار گذشت دسته های مسلح حزب الهی و رقبای آنها ( مجاهدين و ناسيوناليست های قومی افراطی )به اجراء سناريو سياه بپردازند تا حزبی که نتوانسته در مساعد ترين شرايط مانع به قدرت رسيدن حجاريانها شود , اکنون برای حفظ شيرازه مدنيت در هيات يک مصلح اجتماعی به ميدان کارزار متمدنانه بيايد و شرايط را برای مبارزه کارگران و مردم مساعد نمايد وحتی اگر حاکميت جديد با شروطی موافقت کند در دولت نيز شرکت نمايند وحتی تر اينکه دولت را به دست بگيرد و کاری کند که مردم بتوانند به نظام آينده شان تحقق بخشند .

ث : تقدس بخشی به روش های مسالمت آميز تغيير .

تاکيد طرح برراه های مسالمت آميز و نام بردن ازان تحت عنوان متمدنانه اين ذهنيت را در خواننده می تواند القاء کند که پس راه های خشونت اميز ( مانند آنچه اخيرا در بعضی شهرهای ايران صورت گرفته است )راه هائی نه متمدنانه بلکه وحشيانه می باشد .

 

آقای کرامت به چه چيز رفقای حزب کمونيست کارگری انتقاد دارد؟ :

به اينکه چرا رفقا به کلمات خاصی که کورش مدرسی دوسال پيش در متنی مفصل بکار برده است حالا گير داده اند ؟ به اينکه چرا حکم ارتداد کوروش را صادر کرده اند ؟ به اينکه  چرا او را تکفير کرده اند ؟ به اينکه  چرا می خواهند اورا غسل تعميد بدهند .به اينکه  اگر کورش مرتد است چرا از او به پاس خدمات ارزنده اش تشکر کرده اند .اين ايرادات به چيزی به نام متدولوژی نيست .متدولوژی روشی برای سازماندهی فکر در يک حوزه مشخص است .کاری که حميد تقوائی ورفقا طبق روايت آقای کرامت در مورد کورش مدرسی انجام داده اند ,اپورتونيسم است .يک شخصيت فرصت طلب در موارد متعددی پرنسيپ های کمونيستی اش را برای رسيدن به اهداف محدود غير کمونيستی زير پا می گذارد .مثلا در کاربرد کلمات رعايت موازين علمی و سياسی را نمی کند .هدفش از کاربرد بعضی کلمات , نه توصيف مواضع سياسی جريان مقابل واعلام آن به منظور آگاه سازی , بلکه سوزاندن رقيب  , بی حيثيت کردن رقيب آنهم در جهت تامين منافع تنگ نظرانه سازمانی اش می باشد .

آيا واقعا چنين بلاهائی که وصف آن رفت برسر کورش مدرسی اورده اند ؟آيا جدال های درونی حزب ,عکس العمل ها حتی در اوج التهابات درون سازمانی فقط در قالب کلمات بکاررفته توسط آقای کرامت قابل توصيف اند ؟ من اسناد جدال های سياسی حزب را خوانده ام اثری از حکم ارتداد , تکفير و غسل تعميد نيافتم . بنابراين آنچه رفقا را به آن متهم کرده ايد ,در واقع تفسير شماست از نحوه برخورد رفقا به کورش مدرسی . اين کلمات خاص چه بودند ؟.اين کلمات خاص چه ربطی به آن مباحثات  مفصل نامبرده دارند ؟ پايه تئوريک چنين مباحثات مفصلی چيست ؟ اين مباحثات  مفصل چه ارتباطی به نوع برداشت مطرح کننده ان با تئوری دولت در دوره های انقلابی و حزب و قدرت سياسی دارد ؟ فکر نمی کنيد پاسخ به اين پرسش ها بهترين فرصت را برای کورش مدرسی فراهم می اورد تا ديدگاه تئوريک کمونيست کارگری خود را در مقابل چپ سنتی بی عمل لانه کرده در حزب قرار دهد .کورش مدرسی ليدر حزب کمونيست کارگری چه دفاع تئوريک از طرح خود نمود .؟ آيا آن را پس گرفت ؟ چرا ؟,آيا مبانی تئوريکی اين مباحثات مفصل , مولد ديدگاه های ديگری که متفاوت با ديدگاه چپ سنتی درون حزب باشد نبوده است ؟ آيا تلاش کورش مدرسی و ساير همفکرانش در جهت دفاع از اين طرح ها نمی توانسته است وزنه تمايلات نظری حزب را به نفع کمونيسم کارگری شما  و به ضرر چپ سنتی حميد تقوائی و همفکرانش سنگين کند .آيا اعضاءای از حزب  نبايد معترض باشنذ  که به چه مجوز انقلابی نگذاشتيد ما اعضاء بفهميم که نظر ليدر حزب ماتفاوت  اساسی با نظر ما دارد ومتقابلا اعضاء ای ديگر نبايد تلاش کوروس مدرسی رابرای جلب رضايت افراد در دادن رای ليدری به تقوائی (سردمدار چپ سنتی) رازير سئوال ببرند .  آيا آنجه زمانی به صورت کلماتی خاص آمد, رفت وتمام شد ,يا به عنوان مجموعه نظراتی مبتنی بربرداشت هائی خاص از مارکسيسم و بويژه آثار مشخصی از حکمت به حيات خود ادامه داد و اکنون نيز در قالب جملاتی خاص تر اعلام می دارد که : "ما به احتمال زياد باقرار گرفتن در راس موج جنبش ضدمذهبی وسکولاريستی ,يا جنبش لغو حجاب اجباری وکلا جنبش سرنگونی طلبانه مردم و......قدرت را می گيريم ......می توان وبايد باجنبش سکولاريستی ,با جنبش ضد مذهبی ,باجنبش برابری زنان ,باجنبش جوانان وغيره واساسا برپايه ماتريال موجود برای قدرت گيری , قدرت را کسب کرد ,اما نمی توان براساس وباتکيه به اين جنبش ها سوسياليزم را اجرا کرد ." (پاسخ شماره 4 )  .

آقای کرامت مضامين آن کلمات خاص و آن متن مفصل , در طرح های ديگر , در نوشته هائی ديگر تکرار شدند واکنون آشکارتر و تئوريزه شده تر در مجله جوانان-حکمتيست و پاسخ ابراز وجود می کنند .  بنابراين آنچه طی ماه های اخير به نقد کشيده شده است . نه نظری کنار گذاشته شده بلکه موجود رشد يابنده ای بوده است که در مرحله ای  تکامل يافته تر به محور اختلاف طرفين تبديل گشته است . ودر ادامه  جدال بين دو جريان درون حزب لامحاله ودر جهت ارائه دليل مجددا مطرح گريده است .و زمانی که جريان موسوم به حکمتيست با بيانيه 21 نفر از حزب کمونيست کارگری ايران انشعاب نمودند . مجموعه ديدگاه اين جريان در قالب حزبی جديد موجوديت مادی يافت .ولذا کسانی که اين نظرات را راست ارزيابی می کردند , اکنون به اعتبار موجوديت حزبی که تجسم مادی اين نظرات شده بود آن حزب را راست ارزيابی واعلام می نمايند .راست کلمه ايست سياسی که بنا به موضوع بحث بار معينی دارد .مبانی اطلاق چنين صفتی به حزب تازه تاسيس , مواضع آن حزب در قبال انقلاب و ماهيت دولت انقلابی بعد از سرنگونی رژيم می باشد .کلمات چپ سنتی , راست ,چپ ,آناکوسنديکاليست , کارگر کارگريسم , اپورتونيسم و کلماتی نظير آن کلماتی سياسی هستند که در جدال های سياسی لزوما کاربرد دارند .  اطلاق چپ سنتی به حزب کمونيست کارگری نوع ارزيابی حزب کمونيست کارگری –حکمتيست از حزب مقابل شان است که توهين تلقی نمی شود .حتی می تواند کسانی را که به سنت عشق می ورزند و مثلا به اواز شجريان علاقه وافر دارند را وسوسه کند تا نگاهی از سر کنجکاوی به حزب بياندازند .

نه کلمه چپ سنتی ونه کلمه راست هيچکدام بار توهين آميز ندارند .اما آنچه شما در مقاله تان آورده ايد به منظور توهين سياسی است به حزب کمونيست کارگری ومشخصا به رهبران آن  و يک فعاليت بد برای ترساندن مردم از حزب کمونيست کارگری و مضافا باهدف برانگيختن حس تنفر نسبت به اين حزب .به جملاتتان در پاراگراف پائين نگاهی دوباره بياندازيد .

{با این متدولوژی "غسل تعمیدی" معلم یا دانشجویی که از سر ناچاری برای گرفتن تاییديه زمانی به مسجد محلش آمدو رفت ميکرده است، جرئت پیوستن به این حزب را بخود خواهد داد؟ آیا پرونده وی از بایگانی مسجد محل بيرون آورد نخواهد شد؟ آیا تضمینی هست که در صورت ابراز نظر متفاوت در حزب، به جرم همکاری با جمهوری اسلامی تکفیر نشوند؟}.

اجازه بدهيد بدون ترس از اتهام "پرونده سازی " به مهمترين نکته مقاله تان بپردازم .

حقيقتا زمانی که می خواستم اين قسمت جوابيه ام را بنويسم ازآنجا که  ناگزير  بودم  آماری از کلمات وجملات ويژه بکارگرفته توسط شما را تهيه کنم حالت بدی پيدا کردم .بکار بردن هفتاد بار کلمات  و جملات  توهين اميز با استفاده از پنجاه ويک کلمه و جمله مخصوص انهم در يک مقاله کوتاه چند پاراگرافی سئوال برانگيز است . يک بار ديگر و يکجا به ليست کلماتتان نگاه کنيد :

مرتد (1)-گناه (2)-غسل تعميد (5)-کفرآميز (2)تکفير (2)-فتوا(1)-اقرار (1) توبه (1) قرون وسطائی (7)قربانی (1)پرونده سازی (1)از ميدان بدر کردن (1) در انتظار چه سرنوشتی بایستی باشند؟ چگونه میتوانند احساس امنیت بکنند؟(1) زير حرف های کتبی وشفاهی خود زدن (1) رهبران فرقه های مذهبی (3) فرقه (1)عبد رئيس فرقه (1) فرقه مذهبی ماليخوليائی (1) توطئه برای نابودی (1) شيطان سازی (1) به اندازه راسترين احزاب بورژوائی (1) کمپين برای انحلال و تضعيف حزب (1) موجوداتی مسخ شده (1) زير سئوال بردن انديشه (1) ممنوع کردن خلاقيت فکری (1)چپ سنتی (1)مائوئيستی (1) همافر (1)تهيه ماتريال برای محافل ضدکمونيستی (1) مقام کشيش (1)تغيير نظر 180درجه ای (1)کشيدن صندلی از زير پای رفيق (1)اسباب مزاح دشمنان حزب (1) تحکم (1)تکبر (1)امرونهی (1)پرونده سازی (3)کمپين تنفر(1).بی پرنسيپانه (1)بی انصافانه (1)گستاخانه (1)غيرمسئولانه (1)ماجراجويانه (1) بی مسئولانه (1) رياکارانه (1) فرصت طلبانه (1)توطئه گرانه(1) مريدومرادسازی (2) .

فقط12بار کلمه غسل تعميد وقرون وسطائی را بکاربرده اند . برای من عجيب است که يک انسان بتواند اين حجم کلمات سنگين را در يک مقاله کوتاه مکررا بنويسد واحساس کوفتگی نکند .آقای کرامت دوماشين در جاده ای از روبرو به هم خوردند هردو راننده ازماشين بيرون امدند .يکی از آنان ديگری را به رگبار کلمات ويژه بست .گفت وگفت وگفت تا خاموش شد .راننده ديگر هاج وواج از آنچه براو رفته بود گفت : آقا ببخشيد شما عصبانی هستيد يا..... ..                                                                                                                           .                                                                                                                              حميد بهداروند

 

 

 

 

Fax:00448701351553

Email:rowzane@yahoo.com

بازگشت به صفحه اول