بازگشت به صفحه اول

اطلاعيه ها

مقالات

سايتهاى ديگر

آرشيو شماره هاى قبل

منتخبی از آثار منصور حکمت

محمد آسنگران

١٤ سپتامبر ٢٠٠٤

در پاسخ به ريبوار احمد ليدر حزب کمونيست کارگرى عراق

در مورد اطلاعيه دبيرخانه ح ک ک ع به تاريخ ١٣ سپتامبر ٢٠٠٤

دبيرخانه ح ک ک ع با صدور اطلاعيه اى در مورد سمينار پالتاکى من به تاريخ يکشنبه ١٢ سپتامبر، مطالبى را از قول شما مطرح کرده است که فاقد حقيقت است. بنابراين، براى روشن شدن اذهان و بويژه صفوف ح ک ک ع، توضيحاتى را ضروري مي بينم. در اين اطلاعيه اما، نکته قابل توجه اين است که شما از يک سمينار پنج ساعته من که در مورد انشعاب راست از ح ک ک ا روي داد، فقط به جوانب حاشيه اي تر و کمتر با اهميت آن متوسل شده ايد. اين هم خود روشي است! شما از يک طرف، از اظهار نظر در مورد راست طفره رفته ايد و از سوي ديگر با يک موظع غير اصولي ح ک ک ع را با مخاطرات جدي روبرو کرده ايد. کمترين انتظار از شما اين بود که در مقابل نظرات راست صراحت داشته باشيد. و عليرغم اينکه بارها اين روش را که براي دور زدن اصل موضوع و نپرداختن به کنه اختلافات و علت انشعاب ميباشد، بر ملا کرده ايم. باز در اينجا يک به يک به موارد مورد اشاره شما نيز ميپردازم:

١- من در سخنرانيم از نشست با شما حرفى نزدم. در اطلاعيه دبيرخانه حزب شما چنين ادعايى شده است. شما ميدانيد که طى يک تماس تلفنى من و شما براى وحدت حزب بر سر بندهاى معينى به توافق رسيديم. و قرار بود که اين بندها مکتوب شود و پس از تاييد من و شما به دو طرف بحث مراجعه کنيم و توافق آنها را جلب نماييم. اما متاسفانه اين حقايق همگى در اطلاعيه شما وارونه بيان شده است. چنين وانمود ميشود که من به شما گفته ام هرچه بنويسيد آنرا امضا ميکنم.

و لابد انتظار داريد آدم جدي سياسى اين حرف شما را باور کند. ٢- علاوه بر اين من متهم شده ام که به درخواست شما و طرح شما پاسخ نداده ام و ادعا ميکنيد که هدف ديگرى را دنبال ميکردم. اين ادعاها علاوه بر انگيزه شناسى آن، دور از حقيقت است. زيرا قاعده هر توافقى اين است که اولاً دو طرف بحث که من و شما باشيم بايد بر سر متن نوشته شده توافق ميکرديم. خيلي ساده چنين پروسه اي بين ما طي نشده است. دوم اينکه متن مورد اشاره شما به آدرس ايميل من ارسال نشده است. سالها است که من از آدرس asangaran@aol.com استفاده ميکنم. بعلاوه شما ميتوانستيد به احترام رفاقت و توافقى که کرده بوديم، جواب نهايى را بعد از مشورتهايت، با من در ميان بگذاريد. ٣- در اطلاعيه اشاره شده است که گويا طاهر حسن از طرف شما به من مراجعه کرده است و من اظهار بى اطلاعى کرده ام. اين ديگر از موارد بالا بى پايه تر است. من و طاهر حسن در رابطه با اختلافات يک جلسه با حضور ناسک احمد داشتيم که آن هم به دعوت من بود. در آن جلسه طاهر در مورد نامه شما هم يک کلمه بيان نکرده است. او حتى از گفتگوى تلفنى من با شما اظهار بى اطلاعى کرد. طاهر از طريق من از موضوع مطلع شد. تمام مسئله اين بود که شما جواب نداديد و من سعى کردم که آنها را قانع کنم که با شما تماس بگيرند و يا خودشان راساً اقدامى بکنند و راه حلى پيدا کنيم که متاسفانه هيچکدام نتيجه نداشت. در اين مورد آنها اظهار داشتند که منتظر جلسه دفتر سياسى خواهند بود. ٤- ادعا کرده ايد که در تماس تلفني من ابتدا نظرات حميد تقوايي را رد کرده ام و بعد هم عکس اينرا بيان کرده ايد که گويا من در پى عملى کردن خط حميد تقوايى بودم. اينکه من نظر حميد را رد کردم غيرواقعى و دور از انصاف است. اولاً من مستقلاً وارد مکالمه با تو شدم و نظرم را گفتم. حال اين نظرات من به ميل شما نبوده و براى عملى کردن خط حميد بوده است اين هيچ اشکالى ندارد و حق هر کسى است که از نظرش دفاع کند و براى عملى کردن آن تلاش نمايد. اين سبک روباز ما بوده است. شما عکس اينرا عملى کرديد. نضرات کورش را قبول داشتيد اما ظاهر بى طرف را به خود ميگرفتيد. ريبوار جان اين عين فرصت طلبى است، نه مبارزه سياسى روباز و صادقانه.

رفيق ريبوار!شما نامه اي نوشته ايد که حاوى هيچکدام از بندهاى مورد توافق من با شما نبود. من حتى نميدانستم که چنين نامه اى را نوشته ايد. پس چگونه انتظار داشته ايد بدون دخالت در نوشتن و توافق با مضمون آن، غيابا آنرا تاييد کنم ؟ اولين توافق من با شما اين بود که رفقاى امضاکننده بيانيه ضد حزبي و ضد کمونيستي ٢١ نفره آنرا کنار بگذارند و تهديد به انشعاب را از بالاي سر کميته مرکزي بردارند. بعد به پلنوم برويم و راه حلى پيدا کنيم. هيچکدام از اين موارد در نامه شما نيست و تازه اگر هم، اين موارد در آن قيد ميشد بايد من آنرا ميديدم که بتوانم اظهار نظر کنم. اميدوارم که بيش از اين حقيقت را فداى مصلحت هاى سياسى و يا رفاقتهاى محفلى نکنيد.

رفيق ريبوار!از همان ابتداي اختلافات درون حزب روشن بود که من و شما در دو طرف جدال هستيم. شما ظاهرا داشتيد در اين گفتگو صرفا موضعگيرى ميکرديد و يا بقول خودتان نقش من در اين جدال حاد سياسى را بررسى و نقد ميکرديد. خيلي زود در گفتگوى ما مشخص شد که شما رسما و علنا از يکطرف بحث دفاع ميکنيد. همه اينها نشان ميداد که شما در کنار کورش مدرسى ايستاده ايد. و من صراحتاً در همان گفتگوى تلفنى گفتم که از نظر من شما در کنار آنها هستيد. اما همانموقع و به شيوه اى ديپلماتيک، ادعا کرديد که اين درست نيست و طرف هيچکدام از اين مباحث نيستيد و ميخواستيد وحدت حزب را نگه داريد. اکنون بعد از خاتمه اين وقايع سوال اين است که چرا نظرات خود را پنهان کرديد؟ چرا با چنان سرعتي عکس ات را از کنار ما و يا به قول خودت وسط هردو طرف بحث برداشتيد و کنار کورش قرار داديد؟ اگر همان موقع همنظر کورش بوديد چرا مدعى بى طرفى بوديد؟ اگر مخالف ما بوديد چرا ننوشتيد؟ اگر خواهان وحدت حزب بوديد چرا در مقابل انشعابيون نايستاديد و خودتان منشعب شديد؟ شما که همراه کورش انشعاب را به حزب تحميل کرديد و از صف ما جدا شديد با چه استدلالى ما را به انحلال طلبي متهم ميکنيد؟ فراموش نکنيد که ما از حزب انشعاب نکرديم، شما انشعاب کرديد. آيا دنياى شما تماماً اين چنين وارونه شده است؟ رفيق ريبوار شما طى اطلاعيه اى با پرتاب چندين اتهام به حزب ما، انشعاب کرديد و از مردم خواستيد به منشعبين بپيوندند. خود شما عضو مرکزيت جريان انشعابى شده ايد. با اين وجود شما ما را به انحلال طلبى متهم ميکنيد و ما را متهم ميکنيد که فرمان شورش عليه حزب عراق ميدهيم؟ تمام داستان بر سر اينست که در حزب کمونيست کارگرى ايران مباحثات سياسى حادى در گرفت که شما بعنوان عضو کميته مرکزى حزب کمونيست کارگرى ايران محق بوديد اعلام کنيد از کدام بحث دفاع ميکنيد و اينرا رسما و علنا بگوييد و در کنار يک طرف بايستيد. اما بعنوان رهبرى و ليدر حزب عراق محق نبوديد و نيستيد با حزب برادر خودتان آن هم با سازمان دادن انشعابى غير مسولانه مناسبات دو حزب را به اين سطح برسانيد. شما انشعاب کرديد اما حزب عراق بايد تصميمات کنکره اش را عملى کند. شما و حتى کل کميته مرکزى هم محق نيستند که تصميمات کنگره حزب کمونيست کارگرى عراق را لغو کنند. اين فقط در صلاحيت کنگره است. شما عملاً خلاف حزبيت و قوانين حزب عمل کرده ايد. شما محق نبوديد و نيستيد به يک جريان انشعابى که با يک بيانيه دست راستى به همه مبانى اين حزب حمله کرده است از قول حزب عراق پيمان وحدت ببنديد. حالا در مقابل اعتراض ما و بخشى از حزب خودتان دستپاچه شده و آسمان و ريسمان ميبافيد و متاسفانه به تدريج با خصومت هر چه بيشتر و بعضا با تهديد به اين انتقادات پاسخ ميدهيد.

شما در اين تصميم گيرى سياسى بسيار مهم خراب کرديد. به حزب کمونيست کارگرى و سياستهايش وفادار نمانديد. سياستى را پيشه کرديد که مخالف مصوبات کنگره و مراجع حزبى خودتان است. و اکنون نيز در مقابل انتقادات بدنه حزب خودتان و حتى اعضايى از کميته مرکزى حزبتان داد و فرياد ميکنيد که شورش نکنيد! فرمان شورش صادر نکنيد! اينها همه نتيجه راستروي شماست. اين تکرار همان غسل تعميد نکنيد، انقلاب ايدئولوژيک راه نياندازيد و غيره و غيره است و فقط براى وارد نشدن به مباحث سياسى است. ما شما را به کنگره دعوت کرد ه ايم. در جواب با نامه غير سياسى دفتر سياسى شما پاسخ گرفتيم. با همه اين اوصاف، اگر حزب کمونيست کارگرى عراق کنگره داشته باشد، من با علاقه ميخواهم در آن شرکت کنم. زيرا که سرنوشت حزب و کمونيستهاى عراق برايم مهم است. اميدوارم در آنرا نبنديد.

رفيق ريبوار!نتايج راهى را که آغاز کرده ايد براى حزب عراق زيانبار است. اميدوارم که کادرهاى کمونيسم کارگرى آن حزب بتوانند اين سياستها را مهار کنند و اجازه ندهند با نسلى از کمونيستهاى اين منطقه چنين غير مسئولانه برخورد شود.

---------------------

 

Fax:00448701351553

Email:rowzane@yahoo.com

بازگشت به صفحه اول