بازگشت به صفحه اول

اطلاعيه ها

مقالات

سايتهاى ديگر

آرشيو شماره هاى قبل

منتخبی از آثار منصور حکمت

انشعابى کودکانه، انتظارات بالقوه

بياد دارم وقتى مى خواستيم از سازمان پيکار جدا شويم، تمام تلاش ما چهار کادر اين بود که سازمان از تصميم جدائى ما بى خبر بماند. و تمام تلاش تشکيلات هم اين بود که از نحوه کار ما سر در بياورد که بتواند به موقع ما را تصفيه کند. اين قبل از عروج مارکسيسم انقلابى بود. زمانى که سازمان هاى چپ نه برنامه اى داشتند و نه اساسنامه اى. يا شايد حتى کنگره و انتخاب ليدر را بورژوايى مى پنداشتند. در اين شرايط تشکيلات هدف بود و هدف خود ملغمه اى نامعلوم که در آن انسان تابعى از تشکيلات بود. عروج مارکسيسم انقلابى اولين بناى محکم خود را بر برنامه و سپس شيوه کار و اساسنامه استوار کرد. تئوريهاى مارکسيسم انقلابى و زحمات منصور حکمت نه تنها در حزب کمونيست بلکه در حزب کمونيست کارگرى تبلور بارزترى يافت، تا حزب هر چه شفاف تر و علنى تر در معرض قضاوت دوست و دشمن قرار بگيرد. و اصلا کنگره علنى جوابى بلشويکى به دنياى متمدن امروزى بود که کمونيستها هم در آن برنامه و اهداف خود را علنا و نه در خانه هاى تيمى يا محافل دوستان اعلام کنند.

ساعت ٨ صبح است. قبل از اينکه به سر کار بروم بار ديگر کليه سايتهاى سياسى و خبرى را مرور مى کنم. خبر از کنگره پنجم حزب کمونيست کارگرى دارد!؟ چه؟ چشمانم را مى مالم. چه اتفاقى افتاده؟ آيا مشکلات امنيتى بخشى از تشکيلات را بلعيده؟ دوبار چشمانم را مى مالم. مصاحبه حميد تقوايى در مورد جدائى ٢٤ تن از رفقاى کميته مرکزى را گوش مى دهم. باور کردنى نيست. تک تک اين رفقا را مى شناسم. چرا؟؟ اين چنين بصورت دوجينى رفتند؟ من هنوز عضو حزب نيستم. اما خودم را عضو جنبش کمونيستى کارگرى مى دانم. بسيار متأسفم از اينکه رفقا رفتند! نه اينکه مخالف انشعاب يا جدايى باشم. من به همان اندازه که براى زندگى مشترک احترام قائلم، انتخاب سياسى را درک مى کنم و عميقا برايش احترام قائلم. به همان اندازه که اتحاد انسانها براى آزادى و برابرى خوشحالم مى کند، بعضى از انشعابات و جدايى ها را غير ضرورى نمى دانم. اما شيوه جدايى و انشعاب اين رفقا را، با توجه به شناختى که از آنها داشتم، نپسنديدم. اين حزب مکانيسم دارد. حزبى است که مى شود فراخوان داد. نوشت. اعضا را بسيج کرد. کنگره را فراخوان داد. فراکسيون تشکيل داد. کنفرانس کادرها فراخوان داد. و بالاخره اين حزب حزبى درخود نيست. کل جنبش کمونيستى به آن چشم دوخته است. چرا اين رفقا به اين صورت رفتند؟ صادقانه بگويم انشعابى کودکانه، درخود و بى معنا بود. که نه تنها مشکلى از خود رفقاى انشعابى را حل نمى کند، بلکه هيچ نوع آموزشى براى اين جنبش ندارد. اما بحث اين است که چرا بايد اين بحثها بدرون اعضا برده نشود. اگر حزب يک ضعف بسيار قوى داشت، که داشت به نظرم کوتاه آمدن از بردن بحثها به درون کادرها و اعضاى حزب بود. اگر اين بحثها در ميان نه تنها اعضا بلکه جنبش هم پخش مى شد، اعضاى بيشترى در مقابل "نافرمانى مدنى" بسيار متمدنانه نافرمانى مى کردند.

کنگره پنجم حزب کمونيست کارگرى کنگره اى فوق العاده است. کنگره اى است که با صداى رسا اعلام دارد حزب کمونيستى کارگرى را نمى شود با رخت شورهاى "نافرمانى مدنى"، "اول حکومت بعد فراخوان شورا" و غيره شست و شو داد. آرزوهاى اين حزب را نمى توان فقط در آرمانهاى منصور حکمت براى يک دنياى بهتر خلاصه کرد. منصور حکمت فرموله کننده و ناشر افکارى است که بشريت براى دوره هاى متمادى انتظار و اميد آنها را داشته است. سوسياليسم امر قطعى بشريت متمدن نيست. سوسياليسم و رهايى بشريت از قيد استثمار آرزوى شبانه روزى هر انسانى است که به اندازه يک جو از دنياى نامتمدنانه حتى پيشينيان بوش و بلر و بن لادن راضى نيست. بنابراين نتايج بالغانه را از اين کنگره کارى عجيب و غريب نمى دانم. تصميمات کمونيستى سنگ بناى سياسى اين حزب بوده اند. کنگره پنجم نمودارى از عزم و اراده يکايک شما است که بايد به دو مسئله توجه خاصى بکند.

١) آرايش حزب براى هر چه شفافتر کردن سياستهاى خود نه تنها براى اعضا بلکه براى کل جنبش کمونيستى کارگرى.

٢) کنگره پنجم بايد جاى عزم و اراده کمونيستهاى باشد که مى خواهند با کار فورى و بلاواسطه و محکم جاى خالى رفقاى انشعابى را پر کند.

رفقا! من از کنگره ٥ حزب مى خواهم که مرا به عضويت در حزب قبول کند. حزب امروز از هر روز ديگرى احتياج به اين دارد که افراد بيشترى به عضويت آن در آيند و به سياستهاى راست "نه" بگويند.

موفق باشيد.

حامد محمدى

١٥ سپتامبر ٢٠٠٤

 

Fax:00448701351553

Email:rowzane@yahoo.com

بازگشت به صفحه اول