به رفیق ریبوار احمد؛
سیامک بهاری
هشتم سپتامبر ٢٠٠٤
نامه سرگشاده مورخ اول سپتامبر شما را در پاسخ به رفیق حیمد تقوایى خواندم، اجازه بدهید پیشتر به اطلاع شما و خوانندگان نامه خودم برسانم که این نوشته صرفا نظرات مرا منعکس مى کند.
ــ ریبوار عزیز، بعکس آنچه تو تیتر زده ای این نامه «درجواب به جواب جوابم» نیست! علیرغم اینکه حمید تقوایى را خطاب قرار داده ای، مشغول دفاعیه ای از خود در برابر پرسشهای بحق کادرها و اعضای حزب کمونیست کارگری عراق هستى! داری از خود و اقدامات شتابزده و اشتباهات فاحشت در قبال اختلافات درونى حزب کمونسیت کارگری ایران و نحوه برخورد به آن دفاع مى کنى! این نامه ارزش مصرف اش در مقابله با اعتراضات کادرها و اعضای حزب عراق به تصمیمات عجولانه و اشتباهات مکرر شماست. درعین حال پاسخهای ملال آور و متناقض در نامه ات، تماما ابزاری است برای ممانعت از ورود کادرها و اعضای حزب عراق در مبارزه پرشوری که کادرهای ما برای دفاع از کمونیسم کارگری در طى این دوران مجدانه انجام دادند.
ادامه این دوران برای شما، دوران دردسر سازی است! باید از احکام و تمهیدات سیاسى خود دفاع کنى و این فقط هنگامى میسر است که بتوانى تمامى آن حقیقت ساده و درعین حال سرسختى که کمونیسم کارگری سنگر خود ساخته بود را از صحنه پاک کنى! این حقیقت دارد که در حزب شما کسى از نافرمانى مدنى و دولت حجاریان و فرار از سوسیالیسم و . . . سخن نرانده است! اما شما مى دانید و این حقیقت دارد که در حزب کمونیست کارگری ایران، تزهای مشعشعى توسط کوروش مدرسى، روی میز دفتر سیاسى رفت و با سد محکمى مواجه شد و نتوانست به مصوبه و قطعنامه و استراتژی حزب بدل شود و ناچارا برای ادامه حیات به نوعى دیگر، به تمهیدات تشکیلاتى روی مى آورد و خود را در بلوک بندی های معینى نشان میداد.
شما تلاش کرده ای که تمامى این حقیقت ساده را دور بزنى و کلاهى را که خود مى خواهى سر این مباحثات بگذاری و در مقابل تشکیلات معترض حزب کمونیست کارگری عراق به تصممیات یک جانبه ات، نه تنها از خود که از خط راستى که متاسفانه شخص خودت را هم در بر مى گیرد دفاع کنى!
بعد از علنى و قابل دسترس شدن انبوهى سند و فاکت. کسى که آنها را کتمان کند تنها خود را بى اعتبار مى سازد! این من نیستم که چنین ادعایى دارم، این خود شمایى که بر خرواری از اسناد و شواهد ایستاده ای و ستاره های کهکشانها را مى شماری! خود را نسبت به مباحث مهم سیاسى از جمله مردم از سوسیالیسم رم میکنند، به کوچه على چپ میزنى و بدون کوچکترین موضعگیری سیاسى نسبت به این مباحث و اختلافات وارد موضعگیری تشکیلاتى مى شوی. اینهم روشى است! روشى بیگانه با تمام سنت کمونیسم کارگری. که امیدوارم در بدنه حزب عراق باب نشود.
ــ وحدت حزب و فریادهای انحلال طلبانه!
از دو شیوه و دو تصویر از دو نوع مسئولیت در قبال وحدت حزب سخن مى گویى، این دو شیوه که حالا خود شما را باید به یکى از آنها منتسب کرد، حقیقت خود را در سمینارها، در قطعنامه ها و روشها و منشها ابراز کردند! حالا دیگر مبنای ابراز و حل اختلافات سیاسى کاملا روشن است! اینکه شما تا بحال دندان روی جگر گذاشته ای و سند آشکارا ضد کمونیستى مشهور به ٢١ نفر را تایید مى کنى موقعیت شما را در این منازعات هویدا مى کند! و همین مورد اعتراض به حق کادرها و اعضای حزب به شماست!
چرا ادعا مى کنى که نامه ٢٢ نفر در آخرین لحظات فرصت جدیدی برای فکر کردن و چاره جویى باز کرد؟ این را خطاب به چه کسانى مى گویى؟ همانها که آماج سموم نامه مکارتیستى موسوم به ٢١ نفر بودند و یا اعضای بى خبر حزب کمونیست کارگری عراق!؟
شما مثل روز روشن مى دانى که پروسه حزب سازی بلوک شما از مدتها پیش آغاز شده بود، در پلنوم هیجدهم پوسته شرمگین خود را شکافت و زمختى کریه خود را نمایان کرد و در کنگره چهارم پیله حفاظتى به دور خود کشید و بلافاصله در محیط طبیعى خود، دستش را از آستین درآورد!
نامه ٢٢ نفر بروز اختلافات جدی تری در همین بلوک بندی بود که با فشار چپ و با پلوتیک مى خواست راهى به سوی آینده درمیان جمع آوری رای و بازیهای تشکیلاتى بیابد! تزهای اعلام شده در نامه های ٢١ و ٢٢ نفره، درعین حال بستر جدال جدید درونى در میان بلوک شماست! جدالى که بزودی خود را علنى خواهد کرد!
سند ضد کمونیستى ٢١ نفره، که امروز با اعترافات جدید شما همان نامه ٢٢ نفره خواهد بود ، یکى از همان دوشیوه، دو تصویر، دو برخورد و دو نوع مسئولیت در قبال وحدت یک حزب کمونیستى است! همان روشى که شمشیر یا بپذیر یا راهمان را جدا میکنیم را روی سر حزب گرفته بود! و شما در مقام طرف مخالف حکم میدهید که همین تهدید برای تحکیم وحدت حزب بود! بدنه حزب کمونیست کارگری عراق از شما میپذیرد؟ و این سیاست کمونیستى است که با ضرب تهدید، تحکیم ایجاد کنید؟ خواننده این نامه با شمارش حملات مکارتیستى مندرج در آن، چنین متنى را درکنار سایر متون جنگ سردی علیه کمونیسم جای خواهد داد و البته با تاسف، نام شما را هم در زیر آن قید خواهد کرد! و چه حیف که شما برای این ثبت نام عجولانه ذره ای درنگ و درایت به خرج ندادی!
ــ میدان مبارزه نظری و تحقق استراتژی
شما ادعا مى کنى که این حزب دارد تصفیه مى کند، نظرات مخالف را تحمل نمى کند، تعدد نظرات را نمى پذیرد، بدون اینکه اصولیت کمونیستى در حدود نظرات و شعاع تعدد و تخالف را معین کنى! مگر در حزب شما مى توان نظرات اتحادیه میهنى را داشت و رئیس دفتر سیاسى حزب کمونیست کارگری باقى ماند؟! مگر در حزب شما میتوان استراتژی حزب را با تز حکومت صدام حسین فرو مى پاشد و بدست نزدیک ترین جناح قدیم بعثى و نزدیک به دولت امریکا مى افتد و حزب کمونیست کارگری عراق باید از همین حالا با آن بیعت کند و استراتژی حزب را برمبنای آن تنظیم کند! برد؟ و بعنوان نظریه پرداز آن، کماکان در راس حزب هم باقى بماند!؟ اینها هم تعدد نظرات است اما حدود و مرز آن نامحدود است! نزد شما و نویسندگان نامه ٢١ نفره، ممانعت نظری و مخالفت اصولى برای تحقق افکاری با صدای بلند، مى شود استالینیزم! مى شود پولپوتیسم و . . . مى شود تصفیه! کسى که شما و هم نظرانتان را به شرکت در کنگره دعوت مى کند و میگوید اگر شما پیروز شدید باز هم ما در حزب مى مانیم و مبارزه مان را پیش مى بریم، مى شود استالینیست!؟
حال من همراه با دهها کادر و عضو حزب عراق از شما مى پرسم، مسئولیت دوشقه شدن حزب کمونیست کارگری با آنها بود که تعدد نظراتشان مرزهای طبقاتى دولت و انقلاب و تحقق سوسیالیزم و . . . را درنوردیده بود و با شمشیر یا بپذیرید یا راهمان را جدا مى کنیم! را روی سر حزب گرفتند و یا آنها که ماندند و از سوسالیسم و پرنسیپها و معرفه های کمونیستى حزبشان جانانه دفاع کردند!؟
شما سخن از تصفیه چه کسانى میرانى؟ کسانى که سند ننگین ٢١ نفره را صادر کردند و مى خواستند به ضرب تهدید، سیاست حاکم بر حزب را جراحى و تصفیه کنند و یا آنها که مراجعه به آرای مستقیم اعضا را پیش پای حزب گذاشتند و اعضای بى خبر از نامه ٢١ نفره را متوجه قدرتشان کردند؟ همان اعضایى که بلوک متبوع شما تا دم آخر درخواب خرگوشى گذاشته بودشان!
اجازه بده که من همین جا به حمید تقوایى به خاطر این درایت تاریخى درود بفرستم و او از تقدیر کنم! و تاکید کنم که این قدرانى را جنبش کمونیسم کارگری از او بجا خواهد آورد!
صدور احکام راست و جنجال برای انحلال حزب، پاسخش را در شورش کادرها و اعضا علیه نظرات مطرح شده گرفت! اصول سازمانى حزب هم محکمتر از همیشه سرجای خود باقى ماند و آنها که حزب را ترک کردند مى توانند اصول سازمانى حزب تعدد نظرات بنویسند.
ــ نقش تاریخى شخصیت ها
ادعا مى کنید و خطاب به حمید تقوائى نوشته اید: «. . . شخصیت افراد نزد شما ارزشى ندارد، همه معیار شما نظر است»! ریبوار جان، شما را چه مى شود؟! کوروش مدرسى یکبار و در همین اواخر، در سمینار ماه ژوئیه خود به آنسیکلوپدی لغات پناه برد تا نجاست لغاتى مانند نافرمانى مدنى، مجلس موسسان و انقلاب دو مرحله ای و . . . غیره را تطهیر کند! شما هم داری همین سرنوشت را برای خودت رقم مى زنى! شخصیت در مبارزه سیاسى صیغه اخلاقى نیست! شخصیت سیاسى یعنى ابراز وجود سیاسى! و این یعنى ابراز نظر و پراتیک معین! مادام که شما دفاع از سیستم نظری راست ابراز شده توسط کوروش مدرسى و سیاست انحلال طلبانه در حزب کمونیست کارگری ایران را تایید کنى، به شخصیت چپ این دوره جنبش بدل نخواهى شد! و این خطری است که با اتخاذ مواضع سیاسى شما در این دوره، در کمین حزب عراق است. بهتر از هرکس مى دانى که در حزب کمونیست کارگری ایران دعوای تشکیلاتى رخ نداده است! این یک مبارزه جدی برمتن حوادث تعیین کننده اجتماعى و امکان یابى تصرف قدرت است! تمام دعوا برسر استراتژی حزب است! و وقتى پلاتفرم کوروش مدرسى طرفداری نیافت، برای دفاع از سیستم نظری اش بجای توسل به اثبات نظراتش و اقناع حزب، به حیات خلوت و بلوک بندی تشکیلاتى روی آورد! دعوا برسر همین است نه مسایلى که دوسال پیش گفته شده بود! این مسایل اگر ده سال پیش هم گفته شده بود، وقتى امروز مبنای تغییر استراتژی سیاسى حزب بشود، مابه ازاء دارد! شما داری تاریخ مبارزات دفاع از سوسیالیسم در حزب کمونیست کارگری ایران را کتمان مى کنى! این تاریخ را که کادرهای کمونیسم کارگری خلع سلاح نشدند و اسلحه «سوسیالیسم همین امروز» را از دستشان نشد که بگیرند! وانگهى؛ تعرض شما، با توسل به موقعیت سناریوی سیاهى که امروز مردم عراق را دارد به نابودی کامل میکشاند نمى تواند تغییری در ماهیت سیاسى اظهارات شما بوجود بیاورد! هر چقدر موقعیت مبارزاتى در عراق سخت تر شود شما نمى توانى دیگران را مجاب کنى، که حقیقت پنهان در پشت نامه شما تحت عنوان موضع کمیته مرکزی حزب عراق در قبال رخدادهای دورنى حزب کمونیست کارگری ایران را ندیده بگیرد و خواهان پاسخ مستقیم از شما نشود! از لحظه ای که سیاست انحلال طلبان در حزب ما مورد تایید شما قرار گرفت، طپش نبض جوانه های دفاع از خط مشى مدافعین «سیوسیالیسم همین امروز» در حزب کمونیست کارگری عراق هم آغاز شد! از این روست که شما تلاش داری این مبارزات زنده و پرثمر را دعوای تشکیلاتى بنامى! آنرا غیر واقعى بدانى و دعوای چپ و راست را در نقل به معنى های منتخب خودت از کشمکش ها، دنبال کنى!حمید تقوایى بدرست در کنگره چهارم گفت که کسى در آن حزب انشعاب نمى کند! این حقیقت دقیق آن دوره بود! این حقیقت داشت که در حزب ما چپ و راستى وجود نداشت! چون نظری برای اثبات خودش عرض اندام نکرده بود، فقط کسى با صدای بلند افکارش را گفته بود و همین! و باز هم بدرست گفت که: «کسى که نمى خواهد باد او را ببرد باید به ما تکیه کند»! و دقیقا از همین روست که من خطاب به شمامى نویسم! که برای پیروزی، به ما، به کمونیسم کارگری تکیه کنید!موضع شما نه تنها به نفع ما بلکه دقیقا قبل از هر چیز و هرکس به نفع شخصیت سیاسى خودت و مبارزات سیاسى و اجتماعى حزب کمونیست کارگری عراق در گرداب سناریوی سیاه «اشغالگران!» نیست! شما نه تنها بعنوان عضو کمیته مرکزی حزب ما، در مجادلات و اختلافات سیاسى در حزب کمونیست کارگری ایران باید مجدانه دخالت مى کردی، بلکه باید مانع گسترش سیاستهای راست و انحلال طلبانه هم مى شدی! اما تصمیم و اتخاذ شیوه شما دقیقا برعکس توقع از یک شخصیت سیاسى و رهبر مدبر در شرایط سیاسى حاد منطقه بود! شما مستقیما خود و بخشى از رهبری حزب عراق را سپر بلای انحلال طلبان کردی! مسئولیت این خطای سنگین سیاسى به عهده شماست! دیگران را شریک و یا مسبب این اشتباه فاحش نکنید! درایت سیاسى حکم مى کرد که به جای شتاب زدگى و تسلیم در برابر دوستان هم بلوکى خود، حزب و آینده اش را و تند پیچها و بحرانهای این دوره را مى سنجیدی! و از خود این پرونده سیاسى را بجا نمى گذاشتى! توقع از شما دقیقا همین است! به ایفای نقش یک شخصیت سیاسى، یک رهبر کمونیست؛ جدی تر بیندیش و تصمیم بگیر! این فرصت های گرانبهای در آخرین لحظات را آنطور که خودت نوشته ای و از دیگران بهتر میفهمى! از دست نده! فرصت دفاع از پرنسیپهای کمونیستى و اتخاذ روشهای انقلابى برای شما تا ابد باقى نمى ماند!
سلامت و کامروا باشى!