به رفيق اسد گلچيني و ديگر رفقاي مستعفي

رفقا !

ما به عنوان جمعي از فعالين و دوستداران حزب از  شنيدن خبر جدائي شما رفقاي مستعفي عميقا متاسف شديم ، بي شك همه انسانهاي شريف و آزاديخواهي كه چشم اميدشان به جنبش ماست و آمال و آرزوهاي خود را  در تحقق اهداف و آرمانهاي بشدت انساني حزب ما مي بينند و اين حزب  نقطه اميد انهاست ، همچون ما ، ناباورانه و با تاثر و تالم فراوان با اين خبر روبرو شدند .  ما پس از شنيدن اين خبر تاسف آور در جست و جوي علل آن بر آمده و تلاش كرديم با اشراف به كليه مباحث طرفين اظهار نظر نمائيم . در اين راستا  مباحث كوروش مدرسي و حميد تقوائي را به دقت مطالعه كرديم ، همچنين اطلاعيه هاي اعلام موجوديت شما رفقا  و تحليلهاي ارائه شده از جانب برخي رفقاي مستعفي را نيز مطالعه نموديم . اولين نكته اي كه در برخورد شما رفقا به حزب ، نظر هر انسان شريف و منصفي را كه ،  كمترين آشنائي اي  با متد بر خورد ماركسيستي به  پديده هاي اجتماعي را دارد  به خود جلب ميكند بر خورد سطحي و پا در هواي  شما رفقا ميباشد ، انگار كه انسان با بر خورد نازل و  فرقه اي چپ راديكال سنتي در زمان جدائيهايشان مواجه است ، فلاني اصول سازماني  حزب را زير پا گذاشت ، حميد تقوائي به راي اكثريت كميته مركزي تن نداد (آنهم با يك راي اضافي رفقا ، كميته مركزي را با مجلس خبرگان اشتباهي گرفته اند )تلويزيون در 18 تير منفعل عمل كرد ، نشريه انترناسيونال فلان شده بود و حزب بشاش و فعال نبود  ( چرا نمي گوئيد بخشي از دوستانتان پس از كنگره 4 و عدم تمكين به مصوبات آن كه به اتفاق اكثريت آرا تصويب شده بود ، حزب را فلج كرده بودند) ، ما گذشته مان چنين و چنان است و مردم ما را مي شناسند و تماما سخن پراكني هايي از اين دست،  ارائه علل جدائي در اين سطح و طرح  اين دست گفتارها  خيلي بچه گانه و پيش پا افتاده است ، شايد بر خوردهاي نازل اين چنيني در كنار ايميلهاي زير سيبيلي بهرام مدرسي در 3 ماه قبل از اعلام استعفا به جواناني كه از طريق سازمان جوانان كمونيست با انها در تهران مرتبط بود و علم كردن منصور حكمت ، براي شما در كوتاه مدت و در شرايط فعلي   خالي از لطف نباشد هر چند كه  واقعيات و نيازهاي اجتماعي سرسخت تر از اين جمعبنديهاي غير ماركسيستي و بي مايه است . اما رفقاي عزيز! تعريف علل بلوك بندي و جدائي در سنت ما ، در سنت كمونيزم منصور حكمت به گونه ديگري است ، ما در پس هر جدائي و بلوك بندي ، منفعتهاي زميني را جستجو ميكنيم ، براي ما سوال اينست كه كدام منفعت اجتماعي ، شما رفقاي مستعفي را از حزب كمونيست كارگري ايران  جدا ميكند ، به قول رفيق حكمت : در واقع گرايشات ، محصول فشارها و تمايلات واقعي اجتماعي اند . شايد بد نباشد مكتوبات رفيق حكمت در باره علل جدائي از حزب كمونيست ايران و متد بر خورد وي را يكبار ديگر مرور كنيد.   براستي كدام تمايلات واقعي اجتماعي شما را از حزب جدا ميكند .  اين تمايلات را كوروش مدرسي قبل از استعفا خوب فورموله كرده است ، مردم از سوسياليسم رم ميكنند ، انقلاب خشونت است ، راههاي متمدنانه ، نافرماني مدني ، شركت در دولت موقت ، مجلس مؤسسان ، رفراندوم ،كسب تكليف از رهبري براي حرف زدن و اعلام موضع ، اين تزها حتي در قاموس چپ راديكال سنتي هم نمي گنجد ، ما نميدانيم شما با كدام استدلالهاي ماركسيستي  داد و فرياد ميكنيد و ميگوئيد ، حزب كمونيست كارگري ما مستعفيون را با آن سابقه درخشان به راست بودن متهم ميكند اگر اين تزها راست نيست پس چيست ؟ اگر اين تزها فرار از سوسياليسم نيست پس چيست ؟ اگر اين تزها دفن انقلاب و سوسياليسم  نيست پس چيست ؟  تز الان دوره سوسياليسم نيست به قدمت تاريخ بورژوازيست ، همه اين تزها به قدمت تاريخ بوژوازيست ، اما كمونيزم كارگري   اساسا با نقد اين سنتهاي بورژوايي در جنبش كمونيستي  بود كه در اوج فرا خوان  شكست سوسياليسم  از طرف بورژوازي ،   عروج كرد  و توانست به يك نيروي غير قابل انكار اجتماعي تبديل شود. رفقا ! اين تزها در اساس خود ، خلاقيت خارق العاده رفيق حكمت را وسيله اي براي تنزل كمونيزم كارگري وي و تبديل شدن آن به دنبالچه احزاب بورژوائي قرار داده و نمايندگي ميكند ، تاريخ جنبش كمونيستي اولين بار نيست كه در درون خود و در اوج راديكاليسمش با چنين چرخشهاي محيرالعقولي مواجه ميشود  هر چند كه امروزه محلي از اعراب ندارد و ميداني براي عرض اندام خود نخواهد يافت چرا كه امروزه بشريت بيش از هر زمان ديگري محتاج سوسياليسم است . به نظر ما اينها آن نكاتي است كه در پايه اي ترين سطح در پس اين بلوك بندي نهفته است و دير يا زود با تمام پيكره  خود در مقابل جامعه ظاهر خواهد شد. 

رفيق اسد عزيز، فاتح شيخ ، خالد حاج محمدي ، رفقا !

هر چند كه مادركمال ناباوري،‌ اسامي شما دوستان را در پاي بيانيه اعلام  موجوديت خطي كه كوروش مدرسي رهبري انرا بر عهده دارد

ديده وشوكه شديم، اما با همه اينها ، ما ايمان داريم كه اكثريت شما رفقا ، جائي در اين بلوك بندي راست و بورژوائي نداريد، اگر بدانيد كه بحثهاي علنيت ورهبران علني و تعين بخشي به رهبران چپ از طرف رفيق حميد تقوائي كه امروزه مورد تمسخر برخي از دوستان شما قرار گرفته چه تاثير شگرفي در فعاليتهاي اجتماعي ما و امر سازماندهي انقلاب در داخل گذاشته ،بي شك با ما به كنگره خواهيد آمد.

ما  شما رفقاي عزيز را فرا ميخوانيم به كنگره حزب خود ، حزب منصورحكمت بيائيد ، اين حزب، حزب شماست ، اين حزب انقلاب و حزب سوسياليسم فورا است . حزب كمونيست كارگري ايران  نقطه اميد ميليونها انسان شريف و له شده اي است كه در جهنم كثيف رژيم اسلامي زندگي ميكنند ، اين نقطه اميد را تقويت كنيد ، كنگره پنج حزبمان نقطه عطف و تاريخ سازي در بستر تحولات جاري در ايران خواهد بود و يكبار ديگر ، بيش از هر زمان ديگري ،كمونيزم كارگري منصور حكمت را در راس اين تحولات قرار خواهد داد .

ما صميمانه از شما ميخواهيم  در اين پروژه انساني و انقلابي  با ما سهيم شويد .   دستتان را به گرمي مي فشاريم

زنده  باد انقلاب

زنده باد  سوسياليسم

زنده باد منصور حكمت 

رونوشت به حزب كمونيست كارگري ،  اسد گلچيني ، فاتح شيخ ، خالد حاج محمدي و ديگر رفقاي مستعفي

تهران هيجده شهريور هشتادو سه ، جمعي از فعالين و دوستداران حزب كمونيست كارگري