بازگشت به صفحه اول

اطلاعيه ها

مقالات

سايتهاى ديگر

آرشيو شماره هاى قبل

منتخبی از آثار منصور حکمت

رازهاى يک عکس!

در حاشيه نامه اى به کنگره ٥

مصطفى صابر

عده اى از رفقاى جوان ما در داخل کشور بعد از شنيدن و خواندن مباحث اخير درون حزب براى اعلام موضع خود دست به ابتکار جالبى زده اند. آنها براى اينکه مخالفت خود را با انشعابيون حزب نشان دهند نه فقط پيام بالا بندى را به کنگره پنج ارسال کرده اند، بلکه به خيابان رفتند و براى حزب تبليغ کردند و عکس آنرا براى مجيد پستنچى (دبير کميته خارج سازمان جوانان کمونيست) فرستاده اند. نامه خود رفقا گويا است:

"رفقاى رهبرى ح ک ک و اعضا و کادرهاى ح ک ک! چند روزى است که در جريان جنگ مستقيم شما بر عليه سنتى آشنا جهت مقابله با انقلاب ما، قرار گرفتيم. از رفيق رابطمان (رفيق مجيد) خواستيم علاوه بر زحمتى که نيمه شبها تا صبح کشيد و با سختى فراوان به پاى ما نشست و از طريق ياهو صدا داد تا ما بحثهاى شفاهى را هم گوش کنيم و اسناد مکتوب را هم خوانديم خلاصه در جريان کامل اوضاع قرار گرفتيم (اينرا با شما در ميان بگذارد که) با رفقاى خود نشستى برگزار کرديم روى تمام مسايل حرف زديم. يک وجه مشترک ديديم. وجهى نبود بجز خط راستى که ميخواهد اميد ما را مبنى بر سوسياليسم ببرد و ما را روانه خانه هايمان کند. لذا نشسته و تصميم گرفتيم با اين عکسها که ارسال کرديم راى خود را به کنگره داده و خطاب به آن بگوييم ما حى و حاضر شما را در بدترين جو ممکنه نمايندگى ميکنيم. معنايش را خوب ميدانيد يعنى چه و در اسناد زنده ما (عکسهايمان) به بروشنى معلوم است. و ميخواهيم شما هم ما را نمايندگى کرده و خواست ما که همان برقرارى سوسياليسم بدون قيد و شرط است را به کنگره برده و به راست بگوييد ما حزب کمونيست کارگرى هستيم و يک حزب راستين و باز با تاريخى به قدمت نياز بشر به آزادى. (بگوييد) هر جا ستم باشد تنها آلترناتيو آن برقرارى سوسياليسم است و بقول منصور حکمت "يا سوسياليسم و يا بدبختى".

متن کامل نامه رفقاى جوانمان را که تيتر زده "چشم ها را خوب باز کنيد!" و احيانا همراه با يکى دو عکس منتشر خواهيم کرد. ولى اينجا ميخواهم بگويم که نامه رفقاى جوان ما براى من چشم باز کننده بود!

اميدوارم کسى اين کلمات را اغراق و دراماتيزه کردن موضوع بخاطر اينکه جوابى به منشعبين اخير داده باشم به حساب نياورد. موضوع فراتر از اين جور مصالح مقطعى و حتى بايد گفت محدود است. نکته مهمترى در اين نامه و در نامه هاى مشابهى که از رفقايمان در داخل کشور دريافت کرده ايم (براى مثال به جوانان کمونيست ١٥٧ رجوع کنيد) وجود دارد. نکته مهمترى که به نظر من راز تحولات چند سال اخير ايران است. و آن اينست که جامعه دارد منظما به چپ ميچرخد. هر ابتکار و تحرک راست در جامعه سرانجام عقب رانده ميشود و از ميان گرد و خاک ناشى از جدال و دعوا سرانجام اين چپ جامعه است که قوى تر بيرون مى آيد.

براى مثال کل نمايش دوم خرداد را در نظر بگيريد. يادتان بياوريد که در آن اوائل آمدن دوم خرداد چطور خاتمى شده بود "گاندى ايران" و چطور از سى ان ان گرفته تا تقريبا همه اپوزيسيون جمهورى اسلامى (در اوائل کار حتى بخش هاى وسيعى از سلطنت طلبان) به عباى حرير سيد دخيل بسته بودند. يکى دو سال بعد صحنه کاملا عوض شد. بخصوص بعد از کنفرانس برلين، ديگر اين چپ و مشخصا حزب کمونيست کارگرى بود که هر روز بيشتر در جامعه مطرح ميشد و کل افسانه اصلاح جمهورى اسلامى بر چيده شد. خدا ميداند که در آن دوره چقدر به ما حزب کمونيست کارگرى دشنام دادند و دروغ هاى شاخدار عليه ما ساز کردند. اما کارساز نبود.

نمونه ديگر که تلاش کردند و کل دول بورژوايى غرب پشت سر آن آمدند ولى باز به قوى تر شدن چپ منجر شد، دادن جايزه صلح نوبل به خانم عبادى بود. اينبار کرى کرى خوانى راست در جامعه حول "بانوى ايرانى برنده جايزه صلح نوبل" دو هفته هم دوام نياورد و خانم عبادى زودتر از آنکه فکر ميکرد سر کار وکالت خود برگشتند. يکبار ديگر راست کوشيد تحرک و ابتکارى به خرج دهد، اما چپ قويتر شده بود!

هر واقعه مهم اين چند ساله را که نگاه کنيد همين قانونمندى بر آن حاکم است. جامعه دمبدم چپ تر شده و بقول منصور حکمت چپ خود را بزرگ کرده و ارج گذاشته است. حتى وقتى منصور حکمت مرد، کمونيسم کارگرى و حزبش به مراتب بيش از پيش در سطح جامعه مطرح شد. و حالا با کمال تعجب داريم مى بينيم با وجود ضربه اى که يک انشعاب راست به حزب ما زده است، باز اين چپ جامعه است که دارد سر بلند تر و قبراق تر سر بر مى آورد.

براى مثال انشعابيون به انواع تبليغات نازل متوسل ميشوند. مثلا براى آنکه توى دل ديگران را خالى کنند يک اسم را به چهار پنج بسته بندى (يکبار کميته مرکزى، يک بار کميته کردستان، يک بار کادر تشکيلات آلمان و يک بار سازمان جوانان و...) ارائه ميدهند. اما اين کارها فقط مردم را عصبانى ميکند. بخصوص آنهايى را که کمى راجع به حرفها و مواضع راست انشعابيون اطلاع داشته باشند. جالب است که رفقاى جوان ما حرف و نامه را کافى ندانسته و به خيابان آمده اند و خود را به مخاطره انداخته اند تا با "سند زنده" از حزبشان و انقلاب و سوسياليسم شان دفاع کنند! تا براى کسى در عزم و اراده شان شکى باقى نماند. و اين يک استثناء نيست. اين قاعده اوضاع ايران است. تره خرد نکردن براى راست و رفتن به سمت چپ يک تمايل بسيار قوى در ايران است. کسى که چشم اش را باز نکند و اين واقعيت را نبيند، راز تحولات ايران را درنيافته است. چنين کسى يا در برابر اين تحولات قرار ميگيرد و به ارتجاع تمام عيار کشيده ميشود، و يا از آن عقب ميماند و حاشيه اى و فراموش خواهد شد.

سوسياليسم، کمونيسم و چپ در ايران اکنون يک جنبش اجتماعى عظيم است که تحولات ايران آنرا طلب ميکند. حزب کمونيست کارگرى ايران در محور و مرکز اين جنبش عظيم است. اکنون اين حزب و رفتار و حرکات و موضعگيرى و سرنوشتش با حيات جامعه رابطه متقابلى برقرار کرده است. کنگره پنجم کنگره اعلام استوارى و استحکام حزب به جامعه است. اعلام اين واقعيت که ما آماده ايم، آماده تر از قبل، تا هزاران و هزاران نفر مانند رفقاى جوان فوق الذکر را نمايندگى کنيم! اين واقعيت که ما با تمام قوا براى نابودى جمهورى اسلامى و پيروزى انسانيت و کمونيسم ميجنگيم و مصميم که پيروز شويم. کنگره پنج حزبى را به قلب جامعه انقلابى ايران شليک خواهد کرد که از همه لحاظ آماده تر و يکدست تر و منسجم تر است و لذا قدرت بسيج انقلابى عظيمى بدست خواهد آورد. و آنگاه کنگره پنج به سهم خود سرآغاز به چپ چرخيدن بيشتر جامعه خواهد بود!

 

Fax:00448701351553

Email:rowzane@yahoo.com

بازگشت به صفحه اول