رفيق حمید
تقوایی
با سلام
لطفا این
نامه را در
همان سطح که
نامه شما پخش شده
است، از جمله
در سایت
روزنه، پخش
کنید.
ریبوار
احمد
در جواب
به نامه سرگشاده
رفيق حمید
تقوایی لیدر حزب
کمونيست
کارگري ايران
اعتراض و
انتقادنامه
تان را خواندم.
در این باره
اجازه دهید من
هم ابتدا
تاسفی عمیق تر
از تاسف شما و
انتقاد و
نارضایتی
شدیدتر خودم
را در قبال
موضع و روش و
اقداماتی
اعلام کنم که
از طرف شما،
بدون توجه به
درخواست رهبری
حزب ما و
مخالفت
اکثریت اعضاء
کمیته مرکزی
حزب کمونيست
کارگري ايران
و کادرها و
اعضاء و
دوستداران
حزب، در پیش
گرفته شد و یک
جدایی تلخ و
زودرس و
ناخواسته بر
حزب تحمیل کرد
و ضربه ای
کاری به حزب
منصور حکمت و
کل جنبش
کمونیسم
کارگری وارد
آورد.
شما موضع
ما را
غیراصولی و
غیرمسئولانه
قلمداد
میکنید. اما
معیارتان
برای اصولی و
مسئولانه
چيست؟ شما در
سمینار شب 21
اوت، حزب و
همه معیارها و
ارگانهایش را
منحل اعلام
کردید. از
بالای سر
کمیته مرکزی
پریدید و
تصمیماتی
گرفتید که در
حدود
اختیارات و
صلاحیت تان
نبود. بی توجه
به اصول و
ملاکهای حزبی،
یکجانبه و
بدون نظرخواهی
از کسی، تجمع
اعضاء حزبتان
را جایگزین
کنگره کردید و
هیچ راهی برای
هیچ راه حلی
باقی
نگذاشتید. من
متوجه نیستم
که از نظر شما
کجای اینها
اصولی و
مسئولانه است!
واضح است
که اگر این
کارهایتان را
اصولی و
مسئولانه
بدانید، دیگر
باید موضع مسئولانه
ما در واکنش
به این روشها
و دفاع ما از
سنت های منصور
حکمت را
غیراصولی و
غیرمسئولانه
بدانید. از
این بابت گله
ای ندارم.
در مورد
اینکه دو حزب
ما همیشه
بعنوان دو حزب
متعلق به جنبش
کمونیسم
کارگری،
مناسبات گرم و
رفیقانه و
نزدیک داشته
اند و اکنون گویا
برای همه سوال
است که چرا
ناگهان حزب
شما نزد ما
جایش را به
بخش انشعابی
داده است ... ؟
رفیق حمید
بدوا باید
بگویم که حزب
ما هیچ حرف
جدیدی درباره
حزب شما و
مناسبات گرم و
نزدیک و رفیقانه
پیشین مان
نزده است.
صحبت از
ارتباط با شما
نیست، ما
نمیخواهیم
ارتباطمان
بهم بخورد، و
مناسبات گرم و
نزدیک و
رفیقانه مان
میتواند باقی
بماند. اما
بسیار برای من
تعجب آور است
که میخواهید
این تصویر را
بدهید که بجز
صدور یک
بیانیه یک
صفحه ای، هیچ
اتفاقی
نیفتاده است!
یک حزب عظیم
رفیق و برادر
ما از هم
پاشیده است و
انشعاب بزرگی
در جنبش ما
روی داده است،
نه تنها
کادرها و
اعضاء هر دو
حزب، بلکه
میلیونها
انسانی که
توجهشان به
جنبش ما و
منصور حکمت
معطوف بوده
است، این
رویداد را نظاره
میکنند و این
فقط شمائید که
تمام رویداد را
در صدور یک
بیانیه یک
صفحه ای
میبینید! این
چه تحلیل و چه
منطقی است؟!
واضح است
که شما از آن
ناراحتید که
ما حزب کمونیست
کارگری ایران_
حکمتیست را چنین
توصیف کرده
ایم که پرچم
منصور حکمت را
برافراشته
است. در این
مورد هم مانند
جواب نامه
قبلی من، میخواهید
وانمود کنید
که ما سر خود و
بدون اطلاع از
مباحثات و فقط
بر مبنای یک اطلاعیه
چنین موضعی
اتخاذ کرده
ایم. بهتر است
این روش را
کنار بگذارید.
نه شما و نه
هیچ فرد سیاسی
ای نباید فکر
کند که رهبری
حزب ما بدون
اطلاع از همه مباحثات
و اختلافات،
از همه جدالها
و کشمکش ها،
پای موضعگیری
بر سر چنین موضوعی
میرود. دستکم
خود شما
میدانید که ما
از همه چیز
اطلاع داریم و
هرچند بسیار
با تاخیر اما
خودتان اسناد
را در اختیار
کمیته مرکزی حزب
ما گذاشته اید
و رفقای ما از
مباحثات و جهتگیریها
و اختلافات
آگاهی کامل
پیدا کرده
اند. بر این مبنا
ما موضع خود
را تعیین کرده
ایم.
این دومین
بار است که
برای شما نامه
مینویسم اما
بگذارید برای
خواننده نامه
سرگشاده تان روشن
باشد که من تا
کنون پنج نامه
برای شما و
رهبری حزب
فرستاده ام که
مضمونشان
تلاش و کوشش و
پیشنهاد برای
حفظ وحدت حزب
بوده است.
همچنین در این
باره حضوری و
تلفنی با شما
صحبت کرده ام.
سرانجام در پی
ابتکار
مسئولانه 22
عضو کمیته
مرکزی حزب،
روز 21 اوت
همراه با دفتر
سیاسی حزبمان
مشترکا نامه
ششم را
برایتان
ارسال کردیم.
از شما
خواستیم که آن
ابتکار را رد
نکنید. گفتیم
که این آخرین
فرصت است،
بگذارید از
دست ندهیم!
این بجای خود
که چند ساعت
بعد، عملا
درخواست ما را
رد کردید و
فرصت را به
باد دادید.
اما رفیق
حمید آنچه بتوان
جوابی نامید
که به این
نامه ها داده
اید تنها یک
بار و چند سطر
است با این
مضمون که
دخالت نکنید
دست روی دست
بگذارید تا من
کارم را به
سرانجام قطعی
برسانم. حال
آنکه اکنون
میخواهید
چنین وانمود
کنید که ما
بدون اطلاع از
حقیقت
اختلافات موضع
گرفته ایم و
میبایست
منتظر بمانیم!
شما این
موضع ما را
مغایر با
ابتدائی ترین اصول
سیاسی حاکم بر
مناسبات
احزاب قلمداد
میکنید و به
این ترتیب
میخواهید به
خواننده القاء
کنید که این
اولین حرف و
اولین موضع
ماست. در این
باره لازم است
بگویم که:
اولا: ما
پیشتر با حزب
مشترک هر دو
طرفتان مناسبات
نزدیک داشته
ایم، اکنون که
دو بخش شده اید،
نمیشود شما
برای ما تعیین
کنید که شما
را ادامه همان
حزب سابق و
بخش دیگر را
راست و منحرف
بداند. مناسبات
نزدیک با شما
نمیتواند
برای ما شرط تعیین
کند که از حزب
دیگری که به
تشخیص خود ما
پرچم منصور
حکمت را
برافراشته
است، حمایت
نکنیم.
مناسبات
دوستانه با
شما متضمن این
شرط نیست که
ما دوست دیگری
نداشته باشیم
و یا شما
برایمان دوست
تعیین کنید.
ثانیا: با
این جدائی
تحول بزرگی در
حزب کمونیست کارگری
ایران روی
داده است و
نمیشود
انتظار داشته
باشید که گوئی
سنگ از سنگ
تکان نخورده
است و
بنابراین
تحلیل حزب ما
از حزب
کمونیست
کارگری ایران
باید دست
نخورد و باید
بر بخش دیگر
خط بطلان
بکشیم! بویژه
که من و پنج
رفیق دیگر
دفتر سیاسی
حزب کمونیست
کارگری عراق
خود از کسانی
هستیم که در
این تحول از
شما جدا شده
ایم و در تشکیل
حزب کمونیست
کارگری ایران_
حکمتیست شرکت
کرده ایم.
در
جوابتان به
سومین نامه ای
که برای شما و
رهبری حزب
فرستاده ام،
از حزب ما
خواسته بودید
که در
موضعگیری
عجله نکند و
در انتظار
بماند تا
مسائل به
سرانجام
نهایی خود
برسد و آنگاه
موضع خود را
روشن کند! من به
شما جواب دادم
که ما خود را
در قبال
سرنوشت حزب
برادر و هم
جنبشی مان
مسئول
میدانیم و
مصمم هستیم
قبل از اینکه
کار از کار
گذشته باشد، برای
اجتناب از
خطری که با آن
مواجه است،
دخالت کنیم. اما
متحیرم که این
بار شما حتی
به توصیه قبلی
خودتان هم
وفادار
نیستید؛ بعد
از اینکه کار
را به سرانجام
نهائی رسانده
اید و جدائی
را هم تحمیل
کرده اید، باز
هم میگوئید
علی القاعده
میبایست
موضعتان را به
بعد از انتشار
علنی موکول
میکردید! نمیدانم
منظورتان
کدام قاعده
است؛ چرا ما
که از همه چیز اطلاع
داریم باید
نظاره گر درب
و داغان کردن
حزب هم جنبشی
مان باشیم و
دم بر نیاوریم
و موضع نگیریم؟
ما که در
جریان همه
مباحثات و
اختلافات
هستیم، منتظر
چه حقیقت و
حقایقی باشیم
که با انتشار
علنی میاحثات
برایمان روشن
شود؟
حقیقت
اینست که شما
موضع ما را به
نفع خود نمی بینید،
ازینرو هر بار
به بهانه ای
از ما
میخواهید که سکوت
کنیم، موضع
نگیریم و در
قبال ویران
کردن حزب
منصور حکمت
هیچ واکنشی
نداشته باشیم.
ما هم مسئولیت
خودمان را
درست بر خلاف
این نظر شما
ارزیابی
میکنیم. رفیق
حمید! نمیشود
برای ما نقش
قاضی یا داور
میان دو تیم
فوتبال قائل
باشید، ما خود
در حزب منصور
حکمت و کمونیسم
کارگری
بازیکن و طرف
هستیم، منصور
حکمت به ما
یاد نداده که
تماشاچی
باشیم و دخالت
نکنیم. در طول 9-8
سال، منصور
حکمت دائما در
حزب ما دخالت
فعال میکرد،
در قبال هیچ
کشمکش درونی
هم برای یک
لحظه بیطرف و
بی حرف
نمیماند. کورش
و رحمان که در
رهبری حزب ما
او را نمایندگی
میکردند و بنا
به پیشنهاد او
به عضویت کمیته
مرکزی در
آمدند، برای
یک لحظه هم در
قبال جدالهای
درونی حزب ما
موضع بیطرف
نداشته اند.
ما دخالتگری
جانبدارانه
را از منصور
حکمت آموخته
ایم. لطفا از
ما نخواهید
این سنت را
فراموش کنیم.
رفیق حمید
مناسبات گرم و
نزدیک و
رفیقانه میان
دو حزب،
مناسبات دو
حزب منصور
حکمت بود؛ اکنون
شما میخواهید
مطابق "اصول
حاکم بر
مناسبات
احزاب" به این
مناسبات برخورد
کنید و حدود و موازین
برای دخالت ما
تعیین کنید. میخواهید
مانند
مناسبات
دوستانه
احزاب دیگر به
آن نگاه کنید.
اما مناسبات
ما دوستانه
نبود، هر دو
طرف در هر دو
حزب صاحب خانه
بودیم. مناسبات
ما دیپلماتیک
نبود رفیق
عزیز، با چنین
معیاری به آن
برخورد نکنید
و در قالب
مناسبات
دوستانه و
نرمال میان دو
حزب قرار ندهید
که متعاقبا ما را به عدول
از آن متهم
کنید.
همچنین
راجع به اینکه
میگوئید
مصالح مشترک جنبش
مان و هر دو
حزب ایجاب
میکرد که تا
روشن شدن
اختلافات در
سطح جامعه از
موضعگیری و
حمایت از بخشی
که جدا شده
اند اجتناب کنیم،
برای من روشن
نیست که چرا
مایی که جزئی
از جنبش و
واقف بر همه
مسائل هستیم
باید همراه و
مانند مردمی
که از ماجرا
بیخبرند موضع
بگیریم! رفیق
حمید! یک
حقیقت را باید
بپذیرید و
گریز از آن
بیهوده است:
اینکه ما بعنوان
حزب کمونیست
کارگری عراق
عینا مانند
شما، خود را
در قبال حزب
کمونیست
کارگری ایران
صاحب حق و
مسئول
میدانیم.
بنابراین
دقیقا از وقتی
که شما در
پالتاک و در
رادیو
انترناسیونال،
روایت خودتان
از این رویداد
را به جامعه
ارائه کردید،
دیگر نه فقط
حق بلکه وظیفه
ما هم هست که
روایت و موضع
خودمان را در
همان سطح
اعلام کنیم. چراکه
جامعه از ما
میخواهد که در
مورد این تحولات
و این رویداد
که به حیات
سیاسی و
سرنوشت ما ربط
مستقیم دارد
موضع خود را
روشن کنیم. من
بر خلاف نظر
شما مصالح
جنبش و حزبهایمان
را در سکوت و
عدم موضعگیری
نمی بینم و
چنین کاری را
خودکشی سیاسی
و عدم وفاداری
به منصور حکمت
میدانم.
اما
درباره این
گفته شما که
سکوت و بیطرفی
ما میتوانست
وحدت و انسجام
حزبمان را
بهتر حفظ کند،
من میفهمم شما
چه میگوئید
رفیق حمید و
پیام شما را
گرفتم. اما
مطمئن باشید
که هیچگاه
وحدت و انسجام
حول سکوت و بی
موضعی در قبال
تحول بزرگی
نظیر آنچه
اتفاق افتاده
است، حفظ
نمیشود. اگر
صحبت از درخواست
و تمایل حزب
ماست، این
درخواست روزمره
شمار زیادی از
کادرهای
حزبمان بود که
موضع خود را
در قبال این
جدال روشن
کنیم و ساکت
نمانیم. به
درست نقد
داشتند که از
رویدادها
عقبیم و دیر
موضع گرفتیم.
اما به نظر
میرسد دستی که
حزب کمونیست
کارگری ایران
را دوشقه کرد،
حزب عراق را
هم دارد تهدید
میکند. ما عزم
خود را برای
رودررویی با آن
جزم کرده ایم.
اگر قرار بر
در میان بودن
چنین تهدیدی
باشد، ضروری
است که با آن
مقابله کنیم.
پرهیز از مقابله
بیهوده است.
البته لازم است
روشن باشد که
چنین نیتی
خطای بزرگ و
ناموجهی در قبال
حزب و جنبش
منصور حکمت
است. امیدوارم
پی بردن به
عمق اشتباه
بزرگ قبلی
تان، به شما
برای تکرار
نکردن چنین
اشتباهاتی
کمک کند.
با نهایت
احترام
ریبوار
احمد
دبیر
کمیته مرکزی
حزب کمونیست
کارگری عراق
27-8-2004