با منصور حکمت در فرودگاه آرلاندا
سارا نخعى، استکهلم، سوئد
هفته، هفته منصور حکمت بود! دل تو
دلم نیست که باید کاری بکنم، برای
بزرگداشت او هر کاری آنقدر کم و کوچک
به نظر مى رسد که مانده ام چطور
قبل از هر چیز خودم را راضى کنم.
میدانم هزاران نفر همین تکاپوی قلبى
مرا دارند، هر کس مى خواهد منشا کاری
باشد. برای شناسدن عظمت او،
آرمانهایش، دنیای بى استثمار و
زندگى بهتری که او برایش مجدانه کوشید و
توانست قلب و نهانى ترین سلولهای
انسانها را تسخیر کند.
این فرصتى است که هر چه بیشتر منصور
حکمت را بشناسیم و گذری داشته
باشیم به دنیایى که خواست او بود.
فرصتى است که یک بار دیگر از چشم او
به انسانها نگاه کنیم و از دریچه قلب
او انسانها را دوست داشته باشیم و
با تکیه به پراتیک های عملى او تغییر
را باور داشته باشیم.
برای رفقایى که شانس آشنایى و
نزدیکى با این انسان بزرگ را داشتند و
برای من که این شانس را نداشتم ولى
عضو حزبى هستم که با تفکر او بنا
شده حقیقتاً افتخار بزرگ و بسیار با
ارزشى است که برای شناساندنش
بکوشم!
منصور حکمت را و آرمانهایش با باید
ببرم به جایى که باید باشد! جایى
که مخاطب بیشتری بیابم! نشریه ها را
مرتب در ساکم جا دادم، و بهترین
جملات را برای معرفیش در ذهنم تمرین
کردم، میدانستم که کار موثری
میکنم، عجیب هیجان زده بودم. تجربه
سه سال پخش نشریه انترناسیونال در
فرودگاه آرلاندای استکهلم، کار خودش
را کرد. مى دانستم که با چه
استقبالى رو به رو خواهم شد. روز، روز
پرواز بود! اندیشه هایم را،
اندوخته های عزیز و گرامى ام را که جز
به حرمت و کرامت انسان نمى
اندیشد را یکجا از او گرفته بودم!
مارکس را و رهایى بشریت را، عشق
ورزیدن و جنگیدن را، تلاش و سرسختى
را! و حالا برای احترام و قدردانى و
بزرگداشت او باید ایده هایش را به
میان مردم مى بردم! مسافران عادی،
نگاههای کنجکاو و توضیحات کوتاه من و
دست به دست شدن نشریه
انترناسیونال و استقبال همیشگى و
اینکه: «فکرش را نکن یه طوری مى
بریمش!»، «میشه چندتا بگیرم»، «من
این آقا رو مى شناسم، از تلویزیزن
دیدمش»، «اینا همونایى هستند که
کنفرانس برلین رو سر رژیمى ها خراب
کردن»، «ممنون از زحماتتون به امید
دیدار در میدان آزادی تهران» و . .
.
ساک خالى شد! و من در حسرت اینکه باز
هم کم نشریه برداشتم و هنوز
آدمهایى مى آیند و مى خواهند نشریه
بگیرند و آخرین نفری که از شدت شوق
اشکم را سرازیر کرد: « مى تونم چند
دسته ببرم؟ ١٨ تیر، نزدیکه مى خوام
که نشریه داشته باشم و . . .»
پخش نشریه انترناسیونال در
فرودگاه آرلاندای استکهلم امسال با
بزرگداشت هفته منصورحکمت افتتاح شد!
کاری که سه سال است انجام میداهم،
اما این بار عجیب مرا غرق خود کرده
بود! انگار نگاه منصور حکمت را با
خودم داشتم واینکه مرا دارد تایید مى
کند و راضى است! وانگار که
توانسته بودم دست مردم را در دست
خودم بگیرم!
فرودگاه، محل تجمع انسانهایى است
که سلطه ننگین جمهوری اسلامى باعث
شده طعم تلخ جدایى را سالهای سال
تحمل کنند و کلام آخر؛ فرودگاه محل
پرواز است و نباید فراموش شود!