بازگشت به صفحه اول

اطلاعيه ها

مقالات

سايتهاى ديگر

آرشيو شماره هاى قبل

منتخبی از آثار منصور حکمت

با مجيد حسينى در هفته منصور حکمت

در نشريه ايسکراى٢١٤، ٢٠ خرداد ١٣٨٣

کنگره ششم کومه له در سال ٦٧، سند استراتژى سياسى حزب در کردستان را که همگى از طرف منصور حکمت طرح و تدوين شده بود، به تصويب رساند. ضرورت سند استراتژى چه بود؟ از نظر شما منصور حکمت ميخواست توجه را به کدام فاکتورهاى اجتماعى از سوى کمونيستها در کردستان جلب کند؟

مجيد حسينى: در اين رابطه اشاره اى به چگونگى نوشتن سند استراتژى و پلنوم کميته مرکزى کومه له قبل از کنگره ششم که تدارک سياسى کنگره را بعهده داشت ضرورى ميدانم. در آن دوره خطر بمباران اردوگاها از طرف جمهورى اسلامى و دولت صدام بسيار زياد بود و ناچارا طبق طرح دقيق امنيتى، پلنوم را در ساختمانى در شهر سليمانيه گرفتيم. علاوه بر اعضاى کميته مرکزى کومه له تعداد زيادى از اعضاى مرکزى حزب کمونيست ايران و منصور حکمت در اين پلنوم شرکت داشتند. نزديک به يک هفته پلنوم ادامه داشت بحث و طرح هاى زيادى آورده شد و به نتيجه نرسيد، عاقبت در بعد از ظهر يکى از آن روزها منصورحکمت از پلنوم خواست جلسه را تا فردا تعطيل کنند تا او اسنادى را تهيه کند. همان شب سند «استراتژى ما در جنبش کردستان» و قطعنامه «ارزيابى از موقعيت حزب دمکرات و شيوه بر خورد ما به آن» را نوشت و فردايش تحويل پلنوم داد و با اتفاق آرا به تصويب رسيد.

سند استراتژى اعلام رسمى و شفاف موقعيت قوى گرايش کمونيسم کارگرى بالنده و با افق در کومه له در برابر گرايشهاى حاشيه اى ناسيوناليستى و «چپ» آن دوران بود. اين وضعيت در کومه له انعکاسى بود از موقعيت اجتماعى جنبش کمونيسم کارگرى و طبقه کارگر مزدى در کردستان در برابر جنبش ناسيوناليسم کرد. تشخيص و برسميت شناختن اين صف آرايى و اين ارزيابى واقعى از تناسب قواى مابين کارگر و بورژوا در آن زمان يکى از ضرورتهاى نوشتن اين سند بود. در آن دوران کومه له درگير جنگ با جمهورى اسلامى بود، پيشرويهاى نظامى رژيم محدويتهايى را بر عرصه فعاليت نظامى ما و حزب دمکرات که همه فعاليتش را از دريچه نظامى تعريف مى کرد، تحميل کرده بود. کومه له جنگ سه ساله و موفقى را در برابر حمله حزب دمکرات به پيش برده بود و در دل آن اختناق کارگران مراسم اول مه را در سنندج بر گذار مى کردند، مبارزه و اعتراضات توده اى عليه سربازگيرى، بسيج اجبارى و فشار و سرکوبگريهاى جمهورى اسلامى در کردستان وجود داشت. مجموعه اين وضعيت گرايش ناسيوناليسم کرد در جامعه و سازمان آن، حزب دمکرات را دچار تشتت کرد و اين حزب را دچار انشعاب کرده بود. درک پايه هاى مادى اين واقعيات عظيم اجتماعى و گفتنش به مردم اولين شرط گسترش و قدرتمندتر کردن کمونيسم کارگرى با برنامه و نقشه کمونيستى بود. سند استراتژى کومه له قديم را از زير فشار و مماشات با سنت ناسيوليستى بيرون کشيد و آن را به جايگاه واقعيش سوق داد. وجود کومه له قديم و شکل گيرى وسيع طبقه کارگر در کردستان، وزن و قدرت آن در جامعه، رشد شهرها، آن تحول اقتصادى و اجتماعى بزرگى بود که مبناى کمونيسم را محکم و پايه اجتماعى حزب دمکرات را سست کرده بود. اين سند مى خواست به مردم بگويد تاريخ کردستان ناسيوناليسم نيست و مبارزه طبقاتى است. نکاتى را که به طور فشرده گفتم ضرورت دادن اين سند را توضيح مى دهد.سند استراتژى سند بسيار آموزنده جذاب و زنده و علمى است در برخورد به احزاب، به گرايشات، به پراتيک آگاهانه و چگونگى رابطه جنبش طبقاطى در کردستان با جنبش سراسرى و غيره است و بايد بارها بدان مراجعه کرد و از آن درس گرفت و روش و متد منصور حکمت را آموخت. بنظر من سند استراتژى و زمان نوشتن آن دوره معينى از تاريخ و حياط کمونيسم کارگرى در کردستان را به خواننده نشان مى دهد. دروه اى که مشخصه آن با بن بست، سردرگمى و ضعف ناسيوناليسم کرد و اوج تعرض سوسياليسم کارگرى از موضع قدرت به ناسيوناليسم و بى خطى و سر گردانى چپ راديکال در جامعه و در درون صفوف کومه له تعريف مى گردد. اين سند نه تنها تعريف سوسياليستى از کومه له را بدست داد، وظايف و پراتيک آن را بر مبناى فعاليت و برنامه سر راست کمونيستى متکى کرد و فعاليت آگاهانه با برنامه و نقشه را براى پيشروى بيشتر کمونيسم در کردستان جلو فعالين آن گذاشت. در اين سند وظايف کمونيستها در کردستان را به سه دوره تقسيم کرد. دوره اول دوره قبل از بر آمد وسيع توده اى، دوره دوم دوره آغاز جنبش اعتراضى توده اى و آستانه اعتلاى انقلابى و دوره سوم دوره اعتلاى سياسى و تعرض نهايى است. در هر يک از اين دوره ها سرخط کارهايى را که بايد کرد با دقت تمام آورده شده است. اين دوره بندى متکى به بخشى از سند است که «ارکان استراتژى ما در کردستان» نام دارد. در اين قسمت مبناى تغير جامعه را نيروى طبقه کارگر تعريف کرده و به نقش حزب و سازمان کارگرى و نحوه رابطه آن با جامعه اشاره دارد و نمونه مى آورد، کارگر، شهر و واقعيتهاى جامعه در فلسفه و بينش سياسى کومه له جايگاه خود را پيدا مى کنند. اما بخش اول سند که در زير تيتر «مقدمات» آورده شده است به جايگاه فعاليت کمونيستها در کردستان و رابطه آن با جنبش سراسرى مى پردازد و بطور درخشانى به نقد محلى گرى و ناسيوناليستى مى پردازد و تاريخ ريشه هاى غير کارگرى کومه له را به نقد مى کشد.

کنگره ششم کومه له در عين اينکه شاهدى است بر وجود تناسب قواى بين گرايشات درون کومه له به نفع کمونيسم کارگرى در آن دوران، مصوباتش نقد عميق و روشنى بود از نقاط ضعف و اشکالاتى جدى که اين تشکيلات داشت و در پلنوم قبل از کنگره در معرفى استراتژى و سند ازريابى از حزب دمکرات مفصلا از طرف منصور حکمت بحث شد. کار ديگر اين سند نقد کار نظامى دنباله روانه و کورکورانه از حزب دمکرات و سنت فعاليت نظامى ناسيوناليستى، آوانتوريسم و بى برنامگى نظامى و تفاوت جايگاه آن از نظر سازمانى و سياست ناظر بر آن بود. مبارزه نظامى يک عرصه فعاليت سياسى در کردستان است که همراه با مبارزات سياسى، اقتصادى و در تلفيق درست و متناسب با هر دوره معينى در مقابل جمهورى اسلامى به پيش برده مى شود. استراتژى و سياست ناظر بر آن مانند همه موارد ديگر بر کومه له و تسريع تغير مثبت در آن به نفع کمونيسم در سطح رهبرى و کادرهاى آن در شهر و در تشکيلات علنى کمک کرد و طيف وسيعى از کادرها رشد کرده و شکوفا شدند. در سنت ناسيوناليستى اردوگاه دارى و نيروى نظامى و اداره تشکيلات علنى هم و غم فعاليت همه کميته مرکزى و مبناى ارزيابى از هر کسى بود. اين سنت خود بخودى و اما ناسيوناليستى در کومه له جارى بود و بر طبق جهت گيريهاى استراتژى اين سنت مورد تعرض قرار گرفت و اداره اردوگاه و هدايت کار نظامى به يک جمع سه تا پنج نفره اى محول مى شد و بقيه اعضاى کميته مرکزى را دنبال وظايف اصلى خودشان مى فرستاد. اين مسئله به مذاق ناسيوناليسم لانه کرده در رهبرى کومه له خوش نيامد.

از سال ٥٨ به بعد هيچ دوره و مقطعى سياسى در تاريخ جنش کمونيستى و کومه له قديم در کردستان نيست که مهر رهبرى و آثار سياسى و پراتيک منصور حکمت را بر خود نداشته باشد. اين ادعاى صرف نيست با انبوهى از اسناد و مدارک، مصوبات پلنومها و کنگرها و صدها سخنرانى و بحث و جدل را که اکثريت نوارهايش در نزد رهبرى کومه له جديد است علاقه به پخش آنها ندارد، مى شود نشان داد. ذکر همه اين موارد در اين نوشته نمى گنجد تا جاييکه به بحث ما بر مى گردد سند حقوق پايه اى مردم زحمتکش در کردستان و قطعنامه هاى مصوب کنگره ششم از جمله اسناد تا به امروز معتبر کمونيسم کارگرى در کردستان هستند. اين دو سند از پايه به طرحهاى بوژوا ناسيوناليستى از قبيل طرح هشت ماده اى، خودمختارى، فدراليسم و اتونومى ضربه زد و توجه کارگر و مردم زحمتکش در کردستان را به نيروى خودشان و کمونيسم کارگرى جلب کرد. در شرايط امروز که نيروهاى ناسيوناليست کرد در موقعيت متفاوتى با آن دوران قرار دارند و کومه له جديد به آغوش ناسيوناليسم خزيده و باند فاشيست زحمتکشان مهتدى را علم کرده اند، اين اسناد و راه حل حزب کمونيست کارگرى ايران براى رفع ستم ملى در کردستان پرچم همه انسانهاى آزاديخواه و کمونيست بايد باشد. سابقه فعاليتهاى کمونيستى ما در کردستان و موقعيت امروز حزب کمونيسم کارگرى پشتوانه و نيروى عظيمى در دست ما و نسل جديد بار آمده کمونيسم در کردستان براى تعرض سياسى قاطعانه و سازش ناپذير عليه ناسيوناليسم کرد است.

در پايان از همه مردم منصف و آزاديخواه و نسل جوان مى خواهم که آثار منصور حکمت را بخوانند، راه و روش انسانى منصور حکمت و پر از احساس مسئوليت او نسبت به سر نوشت بشر را سرمشق خود قرار دهند.

زنده باد منصور حکمت؛

مجيد حسينى ٧ ژوئن ٢٠٠٤

 

Fax:00448701351553

Email:rowzane@yahoo.com

بازگشت به صفحه اول