بازگشت به صفحه اول

مقالات

اطلاعيه ها

منتخبی از آثار منصور حکمت

محمود قزوينى

اتحاديه سوسياليستهاى مسلمان

در کنار باند زحمتکشان.

پاسخى به ادعاهاى م-رازى و اتحاديه سوسياليستها

جديدا گروه دو نفره اتحاديه سوسياليستها گويا يک گزارشگر از تهران پيدا کرده است و با ظهور اين گزارشگر، امر بر اتحاديه سوسياليستها مشتبح شده است که کسى است. اين گروه دونفره که به يمن وجود اينترنت اسمش را شايد چهل پنجاه نفرى در دنيا شنيده باشند، مانند گروه طوفان و زحمتکشان و ياران اسلامى و ملى شان شروع به تکرار حرفهايى کرده است که قبلا حجاريان و کيهان تهران آن را به توليد انبوه رسانده اند. اين محفل وجه مشترکهاى زيادى با باند زحمتکشان دارد. - طرفدار فدراليسم و قومگرايى است و اعتقاد دارد مردم ايران از قومهاى مختلفى تشکيل شده اند که بايد بر اساس اين قوميت با هم رابطه برقرار کنند و طرفدار يک مجلس موسسان بر اساس ترکيب قومى است.

- اين محفل مانند باند زحمتکشان هيستريک ضد کمونيسم کارگرى دارد.- بشدت طرفدار «آزادى بيان» گنجى و حجاريان و رژيميها در خارج کشور است و از آن دفاع ميکند. و از اعتراضات حزب کمونيست کارگرى ايران در اين مورد ناراحت است و سندروم شکست کنفرانس برلين به طرز بارزى در اينها مشاهده ميشود.

- مانند باند زحمتکشان از دادن اطلاعات به رژيم و پاپوش دوزى براى فعالين کارگرى ابايى ندارد.- سايت باند زحمتکشان «بروسکه» اطلاعيه ها و مطالب اين محفل را ساپورت خاصى ميکند و با تيتر بزرگ و ويژه اى آنها را در سايتش جاى ميدهد.- همانند باند زحمتکشان اين محفل نيز شروع به جاسوسى و پاپوشدوزى براى فعالين کارگرى در ايران نموده است. البته با يک تاخير چند روزه نسبت به باند زحمتکشان.

مسلما پرداختن و پاسخ دادن به اين محفل دو نفره کار گزافى است. اما بسيج شدن همه مخالفين ريز و درشت کمونيسم کارگرى پشت سر هر حرف و محفل بى اساس بارها تجربه شده است. براى همين ضرورى است تا اين محفل دو نفره پاسخش را دريافت کند.

نگاه اسلامى اتحاديه سوسياليستها به زن

اين گروه دو نفره که نام اتحاديه سوسياليستها بر خود نهاده است، بنابر ديدگاهايش واقعا بايد اتحاديه سوسياليستهاى مسلمان نام گيرد. ببينيد چه ميگويند: « از کدام علائم بايد فهميد که حککا حزب طبقه کارگر ايران است. آيا نمايش استريپتيز در کنفرانس برلين يا تجمع چند نفره توريست هاى حککا در اسلو براى گله گذارى به کميته صلح نوبل مقاديرى است که ثابت کند حککا حزب طبقه کارگر ايران است.....»آيا از اين روشنتر و بهتر ميتوان يکجا خويشاوندى خود را با اسلام و جريان دو خرداد رژيم بيرون ريخت؟ هيچ چيز ديگرى به جز اعتراض سمبليک يک زن به آپارتايد جنسى نميتواند احساسات عقب مانده ناموسى اسلاميون و مليون ايرانى را جريحه دار سازد. احساسات آقاى م رازى از اتحاديه مسلمانان سوسياليست نيز مانند هر مسلمانى با نمايش سمبليک بر عليه حجاب جريحه دار شده است.

نميدانم وقتى زنان در استراليا و آمريکا و ايتاليا و چند کشور ديگر در نمايشى ضد جنگ کاملا لخت شدند، آقاى رازى از اتحاديه سوسياليستهاى مسلمان عکس العملش چه بود؟ تلويزيون را خاموش کرد يا جشمش را بست. البته با شناختى که از کمبودهاى جنسى مردهاى اسلام زده، جانماز آبکش و شرق زده داريم، بعيد ميدانم هيچ کدام از اين دو کار را کرده باشد. براى اينها اين تماشاى مجانى «استريپتيز» بود.

و يا مينويسد: « جريانى را بنگريد که خود را حزب طبقه کارگر ايران ميداند، آلبوم عکسهاى يکى از يکى مه روتر را در سايتهاى خويش به نمايش ميگذارد......»

اين جمله نگاه يک مرد مومن مسلمان را به زن آشکارا بيان ميکند. در اين يک جمله تمام کثافت ذهنى يک انسان با فرهنگ اسلامى عرضه ميشود. آقاى رازى کلامش تماما شبيه آخوندهاى مرتجع و مومنان مسلمان است.

سندروم کنفرانس برلين

مسئله ديگرى که اين آقا را خيلى رنجانده است، اين است که اعتراض بر عليه کنفرانس برلين، اعتراض بر عليه کسانى بوده است که برادران ناتنى آقاى رازى هستند. کسانى مانند گنجى و جلالى پور، با همين افکار و منش اسلامى آقاى رازى در باره زن.

آقاى رازى مدعى است حزبيها تلاش کردند مراسم اول ماه مه در اطراف تهران را برهم بزنند و مينويسد: «اين نمايشى است که بارها در تجمعات خارج کشور نيز از سوى اين حزب روى داده است...»

آقاى رازى رندانه تلاش دارد تا تجمع کارگران براى مراسم اول ماه مه در ايران را در کنار کنفرانس برلين و جلسه شمس الوائزين و سروش و ديگر رژيميها در خارج کشور، که مورد اعتراض حزب کمونيست کارگرى قرار گرفت قرار دهد، تا براى اهداف خود توجيهى جور کند.

آخر اعتراض حزب کمونيست کارگرى ايران به حضور عناصر رژيم در خارج کشور، نمايشى که به قول آقاى رازى بارها روى داده است و از جمله در مورد برلين موجب خشم ملى اسلامى و ناموسى آقاى رازى و ديگران شده است، چه ربطى به مراسم روز کارگر در ايران دارد؟ آيا آقاى رازى ميخواهد به اينوسيله بگويد که کارگران در صف گنجى و جلالى پور و سروش جاى دارند؟ اين تلاشى ناشايست و زشت است. آقاى رازى مختار است هر نيروى سياسى را که خود تشخيص ميدهد انتخاب کند، يکروز با طوفان و حزب رنجبران اتحاد کند و روز ديگر از گنجى و جلالى پور در مقابل معترضين به رژيم به حمايت برخيزد، اما ديگر اجازه نميابد اينها را به نام کارگر و «مبارزه طبقاتى» به خورد کسى بدهد.

دفاع از مذهب و آپارتايد اسلامى به بهانه «مبارزه طبقاتى»

از ديگر ترهات اسلامى آقاى رازى اين است که

« فعاليت اصلى اين حزب عليه «مذهب» و «سکس» آزاد در خدمت جلب گرايش هاى خرده بورژوا و مستاصل جامعه است در صورتى که که نقش اصلى يک نيروى مارکسيستى مبارزه طبقاتى براى به قدرت رساندن طبقه کارگر بايد باشد.....»

اين جمله دفاع آشکارى از مذهب و آپارتايد جنسى به بهانه مبارزه طبقاتى است.

اينهم از آن ادعاهاى اسلامى براى دنبال نخود سياه فرستادن کارگر است. مينگويند کارگر بايد «مبارزه طبقاتى» کند. کارگر را چه رسيده به مبارزه با اسلام و قوانين اسلامى و حکومت اسلامى و گروهها و باندهاى اسلامى. مبارزه براى آزادى زن و آزادى جنسى هم در فلسفه مسلمين، هميشه با سکس و فحشاء و استريپتيز تداعى ميشود.

اسلام و آپارتايد جنسى را در يک مملکت برقرار کردند و آقايان ميفرمايند نبايد اسلام و آپارتايد جنسى را عمده کرد. بايد «مبارزه طبقاتى» کرد. مثل اين است که کسى زمان شاه ميگفت، مبارزه با سلطنت را نبايستى عمده کرد، بلکه بايد مبارزه طبقاتى کرد.

ميگويند کارگران بايد «مبارزه طبقاتى» کنند و نه مبارزه با رژيم و قوانين اسلامى و فرهنگ آن. اين آن شگرد تاکتيکى است که ميخواهد کارگران را به نام «مبارزه طبقاتى» از وظيفه مبارزه طبقاتى امروزش دور کند. مبارزه طبقاتى امروز کارگر براى کسب قدرت، يعنى سرنگونى جمهورى اسلامى، يعنى مبارزه با تمامى قوانين و دم و دستگاههاى رژيم اسلامى. آقاى رازى و ديگران نميتوانند کارگران را به نام واهى «مبارزه طبقاتى» از اين مبارزه دور سازند. نه کسى مينوانست کارگر آفريقاى جنوبى را به نام «مبارزه طبقاتى» و فرعى بودن مبارزه بر عليه آپارتايد از مبارزه براى لغو آپارتايد دور سازد و نه کسى ميتواند طبقه کارگر ايران را به نام اينکه مبارزه براى سکولاريسم و مذهب فرعى است و «مبارزه طبقاتى» وظيفه اصلى است از سرنگونى جمهورى اسلامى. کسى نميتواند طبقه کارگر ايران را به نام «مبارزه طبقاتى» از مبارزه براى به زير کشيدن حکومت اسلامى باز دارد. کمونيسم و کارگر فريب چنين حرفهايى را براى حفظ نظام موجود نميخورد. آنها با خورد کردن ماشين اسلامى و آپارتايد جنسى و کل نظم موجود، سکولاريسم و حکومت کارگرى را برقرار ميسازد.

قايم شدن زير نام کارگر

ديگر چيزهايى که آقاى رازى از محفل اتحاديه سوسياليستهاى مسلمان به آن خيلى غره است همين وجود يک گزارشگرش از ايران است. مرتب با تکيه بر گزارشگر خود مينويسد شما چه جوابى به کارگران داريد و اينکه کارگران چنين گفتند و چنان گفتند. بگذاريد خيال آقاى رازى را در اين مورد راحت کنم. ما از کسانى نيستيم که با کارگر چنين گفت و کارگر چنان کرد قانع شويم. هيچ واقعه و بحثى را هم با کارگر چنين گفت و کارگر چنين کرد به کسى جواب نميدهيم.

صحت و سقم يک گزارش هم براى ما ربطى به تعلق صنفى نويسنده و گزارش دهنده ندارد. پس ذکر اينکه کارگران چنين گفتند و چنين کردند در يک دعوا چيزى را حل نميکند. براى ما کارگر چنين گفته است و کارگر چنين کرده است جواب نيست.

رفتارى از نوع رفتار باند زحمتکشانى

بگذاريد همينجا به دو سوال آقاى رازى که تلاش کرده است تا با چسباندن آن به کارگر، آن را متبرک سازد، هم جواب دهم. سوال رازى اين است که کسانى که رازى آنها را فعالين حزب مينامد به پخش اطلاعيه و فيلم بردارى در يک مراسم اول ماه مه مبادرت ورزيدند و از آنجا که خود پخش کنندگان اعلاميه و فيلمبرداران جزء برگذارکنندگان مراسم نبودند، پس کار آنها بقول آقاى رازى شبيه کار حزب در کنفرانس برلين براى برهم زدن مراسم و درگيرى بوده است.

من خودم را فريب ميدهم و فرض را بر اين ميگذارم که همه حرفهاى آقاى رازى در مورد پخش اعلاميه و فيلمبردارى درست است.

اول اينکه گزارش دهنده آقاى رازى نوشته است که اطلاعيه و قطعنامه پخش شده امضاء جمعى از کارگران را داشت نه حزب.

مسئله روشن است. خيلى از مردم و فعالين کارگرى در ايران امروز حرفهايشان شبيه حزب کمونيست کارگرى ايران است. پس اتحاديه سوسياليستهاى مسلمان بايد همه اين مردم و فعالين کارگرى و دانشجويى و فعالين جنبش آزادى زن را فعال حزب کمونيست کارگرى بنامد.

فرض را بر اين بگذاريم که در مراسمى اطلاعيه حزب کمونيست کارگرى ايران پخش شود. آيا در اين کار اشکالى وجود دارد؟

پخش اطاعيه حزب کمونيست کارگرى ايران و يا هر نيروى اپوزيسيون ديگر در هيچ مراسمى کسب اجازه نميخواهد. حزب کمونيست کارگرى ايران در همه جا از مراسمهاى دو خردادى در دانشگاه تا تجمعات ديگر اينکار را ميکند و به جز جمهورى اسلامى کسى از اين کار شاکى نيست. از نظر امنيتى هم، همه اين را ميدانند که خطر هميشه متوجه پخش کننده اطلاعيه است و نه کس ديگرى. از نظر ما پخش اطلاعيه در ايران اجازه هيچکسى را نميخواهد. اين ديگر اختناق اندر اختناق خواهد بود که به جز جمهورى اسلامى، کسانى ديگرى نيز براى پخش اطلاعيه در ايران مبصر و ناظم شوند.

در باره فيلمبردارى بايد بگويم که در هر مراسمى بايد از برگزارکنندگان اجازه اين کار را گرفت. در اين مورد از واقعه هيچ اطلاعى ندارم و نميتوانم قضاوت کنم. اما معرفى کردن افرادى در يک تجمع و يا تظاهرات، که به طور علنى فيلمبردارى ميکنند و يا اطلاعيه اى را به طور علنى پخش ميکنند به عنوان اعضاء و يا فعالين يک جريان اپوزيسيون، يک عمل پاپوشدوزى و خواسته و ناخواسته دادن اطلاعات به رژيم است.

مسئله خيلى روشن است. آقاى رازى و گزارشکرش به وزارت اطلاعات اطلاع ميدهند که کسانى که در فلان مراسم دوربين دستشان بود و فلان اطلاعيه را پخش ميکردند از فعالين حزب کمونيست کارگرى ايران هستند. اين عمل ضمن اينکه دروغگويى و پاپوشدوزى براى فعالين کارگرى است، يک عمل مستقيما جاسوسى نيز ميباشد. اين همانند جاسوسى و پاپوشدوزى به شيوه باند زحمتکشان ميباشد، که در مورد کارگران سقز صورت گرفته است. اينکه گزارشگر از محفل اتحاديه سوسياليستهاى مسلمان است يا جمعى از کارگران تفاوتى در نفس موضوع نميدهد. اين عمل يعنى دادن اطلاعات( هر چند اطلاعات بى اساس به وزارت اطلاعات) جاسوسى است و بايد محکوم شود.

توسل به حربه رژيم اسلامى

و آخرين حربه هر گروه اسلام زده و ملى گرا ايرانى، اتهام وابستگى به حزب کمونيست کارگرى ايران است که آقاى رازى هم همچون حجاريان و کيهان به تکرار آن ميپردازد. رازى مينويسد که: «حزب کمونيست کارگرى ايران منهاى امکاناتش که گويى از آسمان به دفتر سياسى اش سرازير ميشود......»از کيهان تا حجاريان و از رئيس دانا تا رازى و.....همه در مقابل قدرت حزب کمونيست کارگرى ايران يک اسلحه دارند و آن هم سلاحى است که سالها جمهورى اسلامى آن را بکار بسته است و ديگر کاملا شناخته شده است. اين همان حربه اى است که رژيم سالهاست با آن هزاران نفر از اپوزيسيون را به زندان و جوخه هاى اعدام سپرده است. اين از توليدات وزارت اطلاعات براى سرکوب هر اپوزيسيون جدى است.

 

Fax:00448701351553

Email:rowzane@yahoo.com

بازگشت به صفحه اول