جناب م.رازی! وقاحت شما تا کجاست؟
علی راستين
می گویند سازمان ها و احزاب سیاسی را
برای جدال قدرت سیاسی می سازند. البته این را هم خیلی ها قبول ندارند. خیلی از
سازمان های سیاسی را فقط برای دور هم جمع شدن، دیدار دوستان، احیانا نقد دیگر
جریانات و یا حتی شاید تفسیر جهان بسازند. از این دست سازمان ها زیاد است، اما
متاسفانه سازمان م.رازی حتی همین ها که گفتم هم نیست! برای شرح سازمان م.رازی که
نام خود را «سوسیالیست انقلابی» هم گذاشته است باید تعریف دیگری از سازمان ها و
اتحادیه های سیاسی بدست داد. باید تعریف جدیدی از کار سیاسی کرد. تعریف های کنونی
در قامت جناب رازی نمی گنجد. ایشان حتی برای "دور هم جمع شدن " و صرف "چای داغ"
هم نمی گنجند. سازمان یا اتحادیه یا سایت شخصی یا هر چیزی که اسمش را می گذاریم.
(مهم نیست!) جناب م.رازی فلسفه وجودی، هویت سیاسی، کار تشکیلاتی، حجم کاری سایت،
حجم کاری نشریات و هر کاری که از دست این آدم بر می آید را بر دشمنی کور با حزب
کمونیست کارگری گذاشته است. منظورم ابدا بحث های ایشان در مورد «حزب و طبقه» و
کتب منتشره از انتشارات رازی نیست! منظور من در مورد بیانیه های اخیر ایشان با
نام های مختلف است. ایشان در هر دو گزارشی که برای اول مه منتشر کرده اند، تهمت
های ناورایی به حزب کمونیست کارگری زده اند. البته همیشه از سوی ایشان حزب، یک
محفل بی پایگاه در جامعه ایران است و نفوذ آنچنانی هم ندارد، اما از بد روزگار در
تمام اطلاعیه های ایشان در مورد حزب کمونیست کارگری نوشته اند. در اطلاعیه ایشان
که با امضای «اتحادیه جوانان سوسیالیست انقلابی» منتشر شده این طور آمده است:
... لازم به یاد آوری است که در پایان
مراسم عده ای فرصت طلب از حزب کمونیست کارگری با به آشوب
کشیدن سالن قصد بر هم زدن مراسم را داشتند که با اعتراض
برگذار کنندگان و حضار رو برو شد! (تاکید ها از من است)
جدا از کلمات هیستریکی مانند: "فرصت
طلب" ، "آشوب" ، "بر هم زدن مراسم" که این اطلاعیه در خود دارد باید این سوال
را پرسید که اگر جایی اعضای حزب کمونیست کارگری اعتراضی انجام بدهند، یا بقول
جناب رازی و نشریاتی مانند وزارت کیهان و رسالت و نامه مردم و راه توده جایی را
به "آشوب بکشند"، چرا خود حزب کمونیست کارگری خبر اعتراض اعضاء را منتشر
نکرده است؟ چرا در هیچ یک از این خبر ها صحبتی از "آشوب" در جایی را نداده
است؟ حتی فرض بر این میگیریم که بنا به مسائل امنیتی حزب اتصال این افراد به خود
را مخفی نگه داشته است، اما باز سوالی که اینجا مطرح میشود، چرا در بین این همه
سایت خبری فقط جناب رازی از این "آشوب" با خبر شده اند؟ من شخصا فکر نمی
کنم که کسی در جو اختناق زده ایران، آن هم در یک جلسه علنی، با نام عضویت در حزب
کمونیست کارگری ( یا هر جریان دیگری از اپوزوسیون ) بلند شود و بخواهد حتی جایی
را به آشوب بکشد. سوالی که اینجا مطرح میشود اینجاست که رفقای جناب رازی از کجا
فهمیده اند که این افراد فرضی عضو حزب کمونیست کارگری هستند؟ و اگر آنقدر علنی
بود که رفقای ایشان فهمیدند چطور نیروهای امنیتی که قطعا در آنجا حضور داشتند
آنها را دستگیر نکردند؟ ما بطور روزمره در خیلی جا ها از خیلی سایت ها دروغ می
شنویم، اما جناب رازی طوری می نویسند که یا مخاطبان را بچه فرض کرده اند یا ....
ایشان هنوز نمی داند حزب کمونیست کارگری ( که از مدت ها قبل به کارگران فراخوان
برپایی مراسم های مستقل از خانه کارگر رژیم را داده بود ) بیمار روانی نیست که
برود در چنین مراسم هایی "آشوب" بکند. بلکه بنده به عنوان یک حزب کمونیست کارگری
شخصا از برپایی چنین مراسم هایی حمایت می کنم، شخصا شرکت می کنم، شخصا سازمان می
دهم و اگر فرصت باشد می روم و تریبون می گیرم و صحبت می کنم. بر هم زدن مراسم
کارگران که مستقلا انجام شده کار ما نیست! بلکه بر پایی اش آرزوی ماست.
در بیانیه دیگری از ایشان که این بار
با امضای "جمعی از کارگران شرکت کننده در مراسم خور جاده چالوس" منتشر شده است،
این طور نوشته اند:
لازم به توضیح است، در حالیکه در ساعت
14:45 مراسم در حال برگزاری بود دو تن از افراد گروه فشار
موسوم به حزب کمونیست کارگری با در دست داشتن یک نایلون سبز
رنگ وارد جمعیت شدند و کاغذی که ظاهرا قطعنامه ای بدون امضا بود، بدون هماهنگی با
مسوولین برگزاری مراسم و بدون اینکه از قبل از جمع حضور داشته و یا کوچکترین نقش
و ارتباطی با برگزاری مراسم داشته باشند، در بین جمعیت حرکت کرده و آن را
در جیب افراد قرار دادند، پس از پنج دقیقه با یک دستگاه
پیکان محل را ترک نمودند. این عمل آنان با اعتراض جمعی از شرکت
کنندگان و مسوولین برگزاری قرار گرفت. (تاکید ها از من است)
من شخصا هر چه فکر کردم دیدم که واقعا
این حزب کمونیست کارگری منزوی، بی طرفدار و بی پایه در طبقه کارگر و ... لقب
دیگری کم داشت که به آن هم مفتخر شد، البته این بار این کار را وزارت کیهان نکرد
و ستاد خبری رازی زحمت این کار بزرگ را کشیدند. چون قافیه تنگ آید، شاعر به
جنفگ آید! دستشان درد نکند، گروه فشار!!!.... خیلی راحت،
بدون سر سوزن عذاب وجدانی دیگری را گروه فشار خطاب می کنند. حزبی که همیشه در
برابر اسلام و جمهوری اسلامی و دیگر هواداران سرمایه داری اش ایستاده اند را گروه
فشار خطاب می کنند.
جناب رازی! گروه فشار، تعریف دارد.
هویت و شناسنامه دارد. گروه فشار کسی است که چماق دست می گیرد. و البته فقط چماق
دست نمی گیرد، گروه فشار تعریف لمپن هایی است که برای مطرح شدن خود حاضر هستند
دست به هر لجنی بزنند. حاضرند آزادی خواهان را تخطئه کنند. گروه فشار تعریف گروه
هایی هست که با اینکه مطمئن است کسی عضو حزب کمونیست کارگری نیست، او را به حزب
می چسبانند و مدل ماشین و حتی رنگ نایلون اش را برای خوش رقصی جلوی رژیم لو می
دهد. گروه فشار تعریف آنهایی است که آنقدر بی مسوولیت بی وجدان نسبت به مبارزان
داخل کشور است که ارزشی برای نیروهای مخالف خود قائل نیست. من شخصا نمی دانم که
این افراد که این اعلامیه ها را پخش کرده اند از چه گروهی بوده اند، و هیچ علاقه
ای به دانستنش ندارم، اما جناب رازی باید این حداقل را بداند که کسانی که عضو حزب
هستند اعلامیه و تراکت با "امضای حزب" را پخش می کنند، نه اینکه بقول
خودشان "قطعنامه بدون امضا"!!!
مرکز خبری رازی هم کاش قبل از انتشار
خبر یک حساب سر انگشتی می کرد که اگر قرار است این طور منتشر شود که بیایند و
اطلاعیه ها را در جیب کارگران بگذارند، تعدادی بیش از دو نفر لازم است. ایشان در
اخبارشان، برای اینکه ادعا کنند که کارگران علاقه ای به دریافت قطعنامه ها
نداشتند و حتی به این کار اعتراض کرده اند، نوشته اند که افراد گروه فشار یا همان
حزب کمونیست کارگری اعلامیه ها را در جیب کارگران می کردند. با این حساب یک نفر
باید دستان کارگر را از پشت بگیرد، نفر دوم گلوی جیب را باز کند و نفر سوم هم
قطعنامه را جیب بچپاند، کارگر بیچاره هم بر و بر نگاه می کند! حتی هندوانه پخته
هم خنده اش می گیرد! جناب رازی! واقعا فضای فوق العاده کودکانه ای را تصویر کرده
اید.
من فکر می کنم جناب رازی و سازمانشان
که فلسفه وجودی شان این بوده و هست که از طرف حزب کمونیست کارگری جدی گرفته بشوند
و این نوشته من باعث بشود که سازمان یا اعضایشان ( جناب ک.گ یا غ.ع
یا ث.ب یا ح.خ یا هر چیزی که کیبورد می دهد، مهم نیست. مهم این هست
که همه یک نفر هستند!) وارد بحث شوند و به خیال خام خودشان از این طریق مورد توجه
قرار بگیرند! می دانم که حزب و دیگر رفقا آنقدر کارهای مهمی پیش رو دارند که ابدا
وارد بحث با این محفل نخواهند شد. بحث من هم نقد سیاسی نبود. تنها یک تذکر اخلاقی
بود و تذکر این نکته که سازمان ها با اینکه افرادش بزرگسال هستند ولی میتوانند
افکار بچگانه هم داشته باشد یا اینکه مخاطب را کودک فرض کنند. آن قدر با دست
پاچگی تمام می خواهند چیزی بنویسند که در هر خطی که می نویسند "گاف" می زنند. لا
اقل متنشان را به دو نفر غیر از خودشان نشان بدهند و بعد در سایت بگذارند.
البته چون من شخصا می دانم که احتمال
اینکه در بیست و چهار ساعت آینده شهاب سنگی زمین را به دو قسمت تقسیم کند هزاران
برابر بیشتر از احتمال مطرح شدن و جدی گرفته شدن ایشان از سوی جامعه است، این را
نوشتم.