بازگشت به صفحه اول

مقالات

اطلاعيه ها

منتخبی از آثار منصور حکمت

اول مه و تقلاهاى جمهورى اسلامى

محمد شکوهى

mshokohi@web.de

دو روز بيشتر به اول مه روز جهانى کارگر نمانده است. در حاليکه کارگران خودشان را براى برپايى مراسم ها و تظاهرات هاى اين روز آماده مى کنند، دار و دسته هاى خانه کارگر، شوراهاى اسلامى کار و انجمن هاى اسلامى، سران احزاب و باندهاى حکومتى، از آخوند کروبى و منتظرى گرفته تا خاتمى و خامنه اى، عناصر منفور و ضد کارگرى چون محجوب، کمالى و توکلى به همراه و وزارى کار و اقتصاد رژيم و در نهايت کل ارگانها و باندهاى سرکوبگر حکومتى تلاش هاى وسيعى را براى کنترل و مهار تظاهراتها و مراسم هاى روز جهانى کارگر در دستور خود گذاشته اند. خانه کارگر و وزير کار رژيم از هفته پيش نمايشات ضد کارگرى "هفته کارگر" را سازمان داده اند. معرفى "کارگران نمونه"، حضور بر سر قبر خمينى، برپايى مراسم هاى متعدد "تجليل از کارگران"، سازمان دادن روضه خوانى هاى حکومتى در باب "ارزش و قرب و جايگاه کارگر در فلسفه خمينى، اسلام و کارگران" و... مشتى از اين جور خزئبلات و چرنديات، در تلاش بوده و هستند تا اين روز را بى دردسر به شب برسانند. صدور اطلاعيه هايى از طرف شوراهاى اسلامى کار، خانه کارگر، وزارت کار رژيم و انجمن هاى اسلامى و "دعوت از کارگران" براى شرکت در راهپيمايى سازمان داده شده از طرف خانه کارگر رژيم به مناسبت روز جهانى کارگر، طرح شعارهايى چون قراردادهاى موقت کار، عدم امنيت شغلى، اجرا نشدن بازنشستگى پيش از موعد کارگران، خصوصى سازى و غيره خبر از تلاش هاى سازمانيافته ارگانهاى سرکوب رژيم براى به کجراه بردن و مهار مبارزات کارگرى به خصوص در مراسم هاى روز جهانى کارگر و کاناليزه کردن اين اعتراضات به نفع رژيم و خانه کارگرش مى دهد.واقعيت اين است که حجم تلنبار شده مطالبات و خواستهاى کارگرى، اعتصابات و اعتراضات جارى کارگرى به حدى در طول چند سال گذشته رشد و افزايش يافته که سران خانه کارگر و رژيم را به فکر چاره جويى انداخته است. سياست سرکوب و دستگيرى و زندانى کردن فعالين عملى و رهبران مبارزات جارى کارگرى ديگر مدتهاست که به شکست انجاميده است. روزى نيست که مبارزه اى، اعتصابى در گوشه و کنار کشور رخ ندهد. به معناى ديگر سران حکومتى مجبور شده اند به نقش کارگران در رقم زدن روندهاى سياسى جارى در جامعه اعتراف کرده و براى جلوگيرى از گسترش و اوج گيرى مبارزات غيرقابل کنترل کارگران، فکر بکرى بکنند. از جمله اين فکر بکرها سازماندهى مراسمها و نمايشات حکومتى به مناسبت روز جهانى کارگر مى باشد. خانه کارگريها امسال "پيشقدم" طرح مسائل و مشکلات و مطالبات کارگران شده اند. محجوب و کمالى از عناصر منفور در ميان کارگران در مقام "دفاع از حقوق کارگران" ظاهر شده و از از طريق اراذل و اوباش خانه کارگر "اجازه" برگزارى راهپيمايى سراسرى کارگران را از دولت گرفته اند. توکلى وزير کار سابق رژيم که با قانون کارش در دهه ٦٠ جواب دندان شکنى از کارگران گرفت، امروز صحبت از "توجه به جامعه کارگرى" مى کند. عنصرى که در از تبعيت از رهبرش جانى اش خمينى، يک دهه تلاش کرد اصطلاح "باب اجاره اسلامى" را به جاى دستمزد کارگر جابيندازد، با همکارى و دخالت مستقيم کسانى چون توکلى و محجوب و سرحدى زاده و کمالى و با سازماندهى اراذل و اوباش شوراهاى اسلامى و بسيج کارخانجات و انجمن هاى اسلامى اعتصابات کارگران نفت، کفش ملى، ذوب آهن و چيت سازيها و دهها اعتصاب و مبارزه کارگرى را به خاک و خون کشيدند، تشکل هاى کارگرى را ممنوع و رهبراى عملى را دستگير و زندان و اعدام کردن، دواير حراست و ارگانهاى سرکوبگر نظير شوراهاى اسلامى کار و انجمن هاى اسلامى را به جان جنبش کارگرى انداختند، امروز در وضعيتى قرار گرفته اند که به چاپلوسى کارگران دست زده و در صدد برپايى تظاهرات و مراسم هاى دولتى در حمايت از "جامعه کارگرى" بر آمده اند. سازماندهندگان سرکوب و اعدام و تروريزه کردن جنبش کارگرى، جانيانى که به دنبال شکار فعالين جنبش مجمع عمومى بودند، سرکوبگرانى که صدها رهبر و فعال عملى کارگرى، هزاران کارگر کمونيست و پيشرو سازمانده را با دستور مستقيم خود اين حضرات جانى و با اتکا به ارگانهاى سرکوبگرشان، دستگير و در محاکمات چند دقيقه اى به اعدام محکوم کردند، اين روزها پز "دفاع از کارگران" را به خود گرفته اند.

سوال اين است در اين ميان چه اتفاقى افتاده است؟ چه چيزى تغيير کرده که قاتلين و سرکوب کنندگان دو دهه پيش مبارزات کارگران سنگ دفاع از کارگران را به سينه مى زنند؟

يک نگاه ساده به مبارزات جارى کارگران و اوج گيرى جنبش اعتصابات کارگرى خارج از حيطه نفوذ خانه کارگريها، رو آمدن نسل جوانى از رهبران و فعالين عملى کارگرى، افزايش وزن و جايگاه کارگران راديکال و چپ در درون جنبش کارگرى، تلاش اين رهبران براى سازماندهى مبارزات راديکال بر عليه رژيم، عملا مدتهاست که توازن قوا را به نفع کارگران و به ضرر تشکل هاى رژيمى نظير شوراهاى اسلامى کار و انجن هاى اسلامى به هم زده و با ايزوله کردن و دور زدن اين تشکل هاى دولتى که چيزى جز ابراز سرکوب کارگران نبودند، توانسته اند رهبرى و هدايت مبارزات و اعتصابات براى مطالبات کارگران و بر عليه رژيم و کل حاکميت را از آن خود کرده و بدين ترتيب موجبات "نگرانى" خانه کاگريها و اراذل و اوباش سرکوبگر رژيم را فراهم آورند. اين چيزى نيست جز شکست تلاش هاى دو دهه گذشته رژيم و ارگانهاى وابسته اش براى "اسلاميزه کردن محيط هاى کار و توليد" و و به عقب راندن تدريجى تعرضات رژيم و تحميل مطالبات و خواسته هاى کارگران به رژيم. اما تعرضات کارگران فقط حول و حوش مطالبات اقتصادى نظير افزايش دستمزدها، بازنشستگى پيش از موعد کارگران و اعتراض به عدم پرداخت دستمزدها نبوده بلکه اتفاقا سياسى شده و اشکال اعتراضات کارگرى از اعتصاب تا بستن جادها گرفته تا تحصن در جلوى مجلس و ارگانهاى رژيم، تا هو کردن خانه کارگريها، تا بيرون آمدن از محيط هاى کار و کشاندن اعتراض و مبارزه کارگرى به خيابان، همه و همه بيانگر پيشرفتهايى که جنبش کارگرى در سايه دو دهه تلاش مستمر و مبارزه اش به جانيان اسلامى تحميل کرده است. سياسى شدن مبارزات کارگرى، کشاندن اين اعتراضات به خيابانها و مراکز قدرت دولتى، معنايى جز به مصاف طلبيدن کل رژيم از طرف جنبش کارگرى نبوده و نيست. بدين ترنتيب "نگرانى" خانه کارگريها قابل فهم است و تلاش ها و ژستهاى "دفاع از کارگران" هم همينطور. ترس و نگرانى از تبديل شدن مراسمها و اجتماعات روز جهانى کارگر به تظاهراتها و اعتراضات وسيع بر عليه رژيم يک احتمال جدى مى باشد.

با توجه به مجموعه اوضاع و احوالى که در بالا به آن اشاره شده و با در نظر گرفتن وضعيت بحرانى رژيم، ترس و وحشت از اول مه سراسر حکومت و عواملش را فرا گرفته است. ترس و وحشتى که واقعى است و به همين خاطر کل رژيم نفسش در سينه حبس شده است. ترس و وحشتى که واقعى است و در اين روز مى تواند از قالب شبحى در هوا به زمين نشسته و در خيابانها موجوديت خودش را در برابر رژيم اعلام نمايد. بى شک اول ماه مه امسال عليرغم تلاش هاى سران رژيم و بخشا عقب نشينى هايشان براى دادن اجازه راهپيمايى به کارگران، مى تواند نقطه عطف بزرگى ور رويارويى کارگران با رژيم باشد. در اين روز بايد کار را تعطيل کرد و به خيابان آمد. بايد تمام مراسمهاى و نمايشات حکومتى را دور زد. بايد سخنرانان اين مراسم هاى را هو کرد. بايد تريبون و جايگاه هاى مراسمهاى دولتى را از دست اراذل و اوباش خانه کارگريها و شوراهاى اسلامى در آورد. بايد عناصر ضد کارگر و سرکوبگرانى چون محجوب، کمالى، توکلى، خاتمى، خامنه اى وزيرکار و رئيس و روساى سازمان تامين اجتماعى و در يک کلام کل عوامل حکومتى و سرکوبگران مستقيم مبارزات کارگرى را افشا و بى آبرو کرد. نبايد اجازه داد جانيان و قمه کش ها، سرکوبگران کارگران، سازماندهندگان پاکسازى کارخانجات و مراکز توليدى از کارگران چپ و کمونيست فرصت سخنرانى و ابراز وجود بنمايند. نبايد اجازه داد مطالبات و خواستهاى خانه کارگريها اجازه طرح در مراسم ها را داشته باشند. در برابر اين تلاشهاى عوامل رژيم بايد اتحاد طبقاتى کارگران و مطالبات برحق کارگران را قرار داد. بايد قطعنامه هاى کارگران که در آن سرکوب محکوم شده، حق بى چون و چراى اعتصاب و اجتماعت براى کارگران خواسته شده، پرداخت دستمزدهاى معوقه و افزايش دستمزدها مطالبه شده، برپايى تشکل هاى کارگرى طرح شده، بيمه بيکارى مکفى و برخوردارى از امکانات درمانى و رفاهى تعبيه شده، برچيدن دم و دستگاهها و ارگانهاى سرکوبگر رژيم در کارخانجات نظير شوراهاى اسلامى، انجمن اسلامى، دواير حراست، مطالبه شده، جاى قطعنامه هاى خانه کارگريها و دولت را بگيرد. در اول مه امسال کارگران بايد تمام امورات برپايى وسازماندهى مراسم اين روز، تمامى سخنرانى ها، خواندن قطعنامه هايى که حاوى مطالبات واقعى کارگرى مى باشند، در دست خود بگيرند. بايد دار و دسته هاى رنگارنگ وابسته به حکومت جرات ابراز وجود و آفتابى شدن در برابر درياى خروشان کارگران را به خود ندهند. علاوه بر اينها در اين روز بايد کارگران ادعانانه شان را بر عليه نظام سرمايه دارى، استثمار و نظام کارمزدى بر عليه اين نظام و مناسبات ضد انسانى در برابر جامعه قرار بدهند. سنتا اين روز، روز اعلام مطالبات و خواستها و مطالبات سرکوب شده کارگران مى باشد. در اين روز کارگران عزمشان را براى سرنگونى نظام ضد انسانى سرمايه دارى و برقرارى جامعه اى شايسته انسان، جامعه اى برى از ستم طبقاتى و سرکوب طبقات حاکم، عارى از استثمار و کارمزدى، پر از رفاه و آزادى و آسايش و امنيت را به عنوان آلترناتيو خودشان در برابر حاکمان قرار مى دهند. طبقه کارگر در اين روز حضور سياسى و آلترناتيو حکومتى اش که چيزى جز برقرارى سوسياليسم و الغاى کارمزدى و برپايى يک دنياى بهتر مى باشد، را به عنوان تنها راه نجات از جهنم سرمايه دارى را به جامعه معرفى مى کند.

در اول مه امسال همه اينها را بايد طرح کرد و همه انسانهاى جامعه را به حمايت از مبارزات کارگران براى ساختن يک دنياى بهتر فراخوان داد. اول مه روز اعلام جنگ طبقه کارگر بر عليه طبقه سرمايه دار از دولت و دم و دستگاه سرکوبگرش گرفته تا ارگانهاى ضد کارگرى و منفورش مى باشد. در اين روز بايد پرچم انقلاب کارگرى، پرچم رهايى انسان، پرچم آزادى و جامعه انسانى را در برابر طبقات حاکم و حکومت جانيان اسلامى بلند کرد. بايد گفت که فقط کارگران مى توانند. اين کارگران هستند که نه تنها هيچ نفعى در اين نظام ضد انسانى نداشته و ندارند بلکه خود قربانيان هر روزه آن هستند. بايد گفت که براى پايان دادن به تمامى مشقات، نابرابريهاى اين نظام، سرکوب، بى حقوقى، بايد حول پرچم مبارزه و اعتراض طبقه کارگر گرد آمد. طبقه کارگر تنها نيرويى است که توان و قدرت به زير کشيدن نظم و مناسبات سرمايه دارى و برپايى جامعه اى آزاد و شايسته انسانى را دارد و براى به تحقق در آوردن آن امروز به ميدان آمده است. اول مه امسال را بايد به نقطه عطفى مهم براى رهايى از سلطه اسلام سياسى و بربريت و جنايت اسلام و حکومت اسلامى تبديل کرد.

٩ ارديبهشت ١٣٨٣ برابر با ٢٨ آوريل ٢٠٠٤

 

Fax:00448701351553

Email:rowzane@yahoo.com

بازگشت به صفحه اول