|
اول مه، اجتماعات بزرگ و قدرتمند
( مصاحبه رايو انترناسيونال با رحمان حسين زاده)
مصطفى اسدپور: از اينجا شروع کنيم. اول ماه مه، روز کارگر مال کى يه؟ چرا بايد آن را جشن گرفت؟ رحمان حسين زاده: ابتدا با تبريک اول مه به همه کارگران و مردم. روز کارگر، روز همه کارگران است، روز همه ماست، روز همه انسانهاى جامعه منهاى يک اقليت انگل سرمايه دار. همه کارگران، همه کارکنان جامعه، همه کسانى که با رنج و زحمت خودشان، گرداننده و سازنده اين جامعه هستند، به نظر من صاحب روز کارگر و روز جهانى کارگرند و همه کارگران و همه مردم آزاديخواه، جا دارد اين روز را گرامى بداريم. جشن و متينگ و شادى داشته باشيم. جامعه بايد به کارگران و همه سازندگانش احترام بگذارد.
مصطفى اسدپور: در تاريخ مراسمهاى اول مه، در تدارک برگزاريش، شب نامه و اجلاس پنهانى و ... را سراغ داريم. اما اصل بر علنيت و مراسمهاى علنى است. در جاهايى مثل کشورهاى اروپايى که کارگر موقعيت بهترى داره، شهر و خيابان را مى بندند. حتى پليس و امکانات ديگر به خدمت گرفته ميشود، تا کارگران، متينگ ها و کارناوالها و رژه هايشان را برگزار کنند. چرا اين علنيت؟ رحمان حسين زاده: به اين دليل ساده، که هيچ چيز قابل مخفى کردن وجود ندارد. گراميداشت روز کارگر، روز اکثريت انسانهاى جامعه، دليلى نداره که مخفى باشد. در اين روز قرار است متينگ و جشن و شادى برگزار شود. کارگران ادعانامه هاى خودشان را عليه وضع موجود مطرح کنند. قطعنامه ها و مطالباتشان را مطرح کنند. اين جزو حقوق اوليه و ابتدايى کارگران و هر بخش ديگر جامعه است. در نتيجه هيچ چيز قابل مخفى کردن وجود ندارد و بايد علنى برگزار شود. علاوه بر آن کارگر به عنوان يک طبقه، علنى است و علنى کار ميکند و رنج و زحمت ميکشد. علنى مبارزه ميکند. علنى خواست و مطالباتش را مطرح ميکند. به اين دليل مراسمهاى اين روز بايد علنى باشد. اينکه در رژيمهاى ضد کارگر و ضد مردمى و سيستمهايى که سرکوب را به جامعه تحميل ميکنند، از جمله در ٢٥ سالى که جمهورى اسلامى حاکم بوده، رژيمهاى ضد کارگر و ضد مردمى از ابراز وجود طبقه کارگر، از طرح ادعانامه و مطالباتشان، و حق خواهى کارگر نگرانند. آن را ضد حاکميت سياه و استبدادى خود ميدانند. در نتيجه سرکوب ميکنند، فشار ميگذارند. روز کارگر را ممنوع اعلام ميکنند. گراميداشت طبيعى روز کارگر را ممنوع ميکنند. به اين دليل در مقاطعى شب نامه و مخفى کارى براى تدارک برگزارى ماه مه و غيره را به جامعه کارگرى تحميل کرده اند. ما داريم اين وضع را قبول نمى کنيم و آن را عوض ميکنيم. به طرف برگزارى هر چه با شکوهتر و علنى تر روز کارگر ميرويم.
مصطفى اسدپور: اين روز به عنوان جشن روز کارگر، جشن خانوادگى روز کارگر هم شناخته ميشود. چرا جشن؟ رحمان حسين زاده: کارگر و خانواده کارگرى يک پديد ه اند. در اين روز در کنار هم هستند. در عين حال طبقه کارگر در سراسر جهان هر چند با ابتکارات مختلف، اما با يک اقدام مشترک، جشن جهانى روز کارگر را برپا ميکنند. همين بعد همسرنوشتى جهانى و عمل مشترک جهانى، دلپذير و شوق انگيز است و جشن در خود آن نهفته است. کارگران در سراسر جهان و به طور همزمان اين يک روز را داريم. به عنوان روز جشن و شادى و اتحاد و همبستگى و کيفرخواست اين طبقه عليه نظم سرمايه و بايد با شکوه آن را جشن بگيريم.
مصطفى اسدپور: اين روز تعطيل است. ولى ژورناليسم و توجه جامعه به هيچ وجه تعطيل نيست. نگاهها متوجه پلاتفرمها، باندرولها، تعداد شرکت کنندگان، اينکه چه گفته شد و چه خواسته شد؟ به ايران ميخواهم برسم. اوضاع سياسى ويژه اى در ايران داريم. چه نوع اول ماه مه ميتواند با آن منطبق باشد؟ رحمان حسين زاده: به نظرم يک اول ماه مه بسيار گسترده و باشکوه، به اين معنا که لازم است، اجتماعات بزرگ را داشته باشيم. بزرگترين تجمعات، بزرگترين متينگها، در ميادين اصلى شهرها، در سالنهاى بزرگ. اين حق ماست و ما بايد امسال در اين اجتماعات بزرگ جشن و شادى را داشته باشيم و ادعانامه ها و مطالبات و خواسته هايمان را مطرح کنيم. دو فاکتور به اين مسئله بسيار کمک ميکند. اوضاع سياسى بسيار مساعد براى پيشروى طبقه کارگر و مبارزه کارگرى در روز اول مه ١٣٨٣ وجود دارد. اين موقعيت را بايد تشخيص داد و بر اين اساس بيشترين اتحاد و همبستگى و بيشترين متينگها و اجتماعات بزرگ را بايد داشته باشيم. جمهورى اسلامى ضعيف است و از ضعف آن هم براى پيشروى بيشتر بايد استفاده کرد. و يک نکته مهم ديگر، طبقه کارگر ايران داراى حزب خودش است. يک حزب کمونيست کارگرى حاضر و آماده در صحنه سياسى هست، با برنامه، سياستها و پلاتفرمهاى روشن، با نمايندگى کردن خواسته اى بر حق کارگران، در اين ٢٠ سال که مطرح کرده و به صدر جامعه کشانديم. اين ابزار مهمى يه در دستمان و در سراسرى کردن مراسمها و خواسته هايمان. در نتيجه انتظار اينست ماه مه امسال را بسيار با شکوه، بسيار گسترده، در همه شهرها، در ميادين اصلى، در سالنهاى بزرگ و اجتماعات بزرگ، داشته باشيم. کارگران و خانواده هاى کارگرى، همه زنان و مردان و دختران و پسران در روز کارگر دور هم جمع شويم، هم جشن و شادى کنيم و هم قطعنامه و پلاتفرم و مطالباتمان را عليه وضع موجود طرح کنيم.
مصطفى اسدپور: اگر به يکسال گذشته نگاه کنيم. به ليست مبارزات کارگرى که ليست طولانى يه، از مطالبات آنها. دستمزدها، اخراجها، حقوق پرداخت نشده، ايمنى محيط کار و غيره، در عين حال روز همبستگى بين المللى کارگرى يه، اگر از شما بپرسند، پلاکاردها و پلاتفرمها، چه چيزهايى را شامل ميشود؟ رحمان حسين زاده: خيلى چيزها را ميشود مطرح کرد. اما اگر بر چند مسئله اساسى تاکيد بگذارم، اولين مسئله اعلام همبستگى جهانى روز کارگر است. بگذار، کارگران ايران امسال همبستگى خودشان و دست در دست گذاشتن با همه کارگران جهان را در متينگها و در قطعنامه هايشان اعلام کنند. علاوه بر آن در شرايط مشخص امسال، مسئله بهبود زندگى و گشايشى در زندگى طبقه کارگر ايران يک مسئله اساسى است که قاعدتا در خواسته ها و مطالباتى چون اعتراض به پايين بودن دستمزدها، مطالبه افزايش دستمزدها، پرداخت حقوقهاى معوقه، بيمه بيکارى و بيمه هاى اجتماعى بايد خود را نشان دهد. خواست حق تشکل و اعتصاب مطرح شود. در متينگها و قطعنامه ها، عليه استثمار، عليه کارمزدى، عليه تبعيض و نابرابرى، و عليه سرمايه دارى بايد تاکيد جدى کرد. لازمست آزادى و برابرى را مطرح کنيم. در محکوميت کشتار کارگران خاتون آباد و سرکوب مبارزات کارگران و اخراجهابايد اقدام کرد. همچنين حمايت از مبارزات بخشهاى مختلف جامعه، از جمله معلمان که فکر ميکنم در همان ارديبهشت ماه، دور جديدى از مبارزات آنها شروع ميشود، حمايت از مبارزات دانشجويان و ديگر بخشهاى معترض جامعه جا دارد در مراسمها و قطعنامه ها بر آنها تاکيد شود.
مصطفى اسدپور: به ليست خواسته ها و مطالبات اشاره کرديد. من از سر ديگرى نگاه ميکنم. در اوضاع سياسى ايران، ما با يک جنبش اعتراضى روبرو هستيم، مسئله آينده سياسى ايران، بعد از جمهورى اسلامى مورد مناقشه شديد نيروهاى مختلف و پلاتفرمهاى مختلف مطرح ميکنند. يک اول مه با اين خصوصيات که شما اشاره کرديد، چه تاثيرى بر اوضاع سياسى ايران خواهد داشت؟ رحمان حسين زاده: به نظرم اگر اول مه امسال توسط کارگران با شکوه، گسترده، و قدرتمند برگزار شود، نشان خواهد داد که در اوضاع کنونى ايران، طبقه کارگر پا به ميدان گذاشته، به وسط صحنه سياست آمده. نيروى تعيين کننده در آن جامعه است. و دارد آينده سياسى ايران را رقم ميزند. به اين دلايل در اين اوضاع برگزارى اول مه قدرتمند، نقش بسيار تعيين کننده اى در سير تحولات، در تامين آينده بهتر و اينکه کارگر ميتواند، مهر خودش را بر تحولات بکوبد، ايفا ميکند. در اين شرايط کارگران بايد خواستار آينده اى روشن، جامعه اى آزاد و برابر و پر از رفاه براى همه انسانها و براى کارگران بشوند.
مصطفى اسدپور: آخرين سئوالم را که به اين روز مربوط است را مطرح ميکنم. گفتيد، اين روز، روز همبستگى بين المللى کارگرى است. بغل دست کارگر در ايران، مسئله کارگر افغانى مطرح است، که همکار و همسايه و همسرنوشت آنها بوده اند. جمهورى اسلامى، سال ٨٣ را اعلام کرده که کارگران افغانى بايد اخراج شوند. اين موضوع در اول مه چه جايى ميتواند داشته باشد؟ رحمان حسين زاده: به نظرم توجه به آن مسئله بسيار مهمى است. حمايت از کارگران افغان، به عنوان کارگران، همکاران، به عنوان شهروندانى که سالهاست در جامعه ايران حضور دارند، کار ميکنند و سازنده هستند، بسيار مهم است. قاعدتا در متينگهاى ماه مه و در قطعنامه هايمان، اين اقدام رژيم بايد محکوم شود و از کارگران افغان بى قيد و شرط حمايت شود. ببينيد، اين اقدام جنايتکارانه ايست که جمهورى اسلامى سالهاست در دستور دارد. به نظرم نبايد گذاشت اجرا شود، همانطور که تا بحال هم فشار اعتراضى و جو اعتراضى جامعه نگذاشته اين اقدام جنايتکارانه را به سرانجام برسانند. اين موضوع جنبه قوى همبستگى کارگرى دارد، علاوه بر آن حقيقتش اين بخش جامعه که سالها قبل تحت شرايط سخت به ايران آمده اند، سالهاست شهر وندان جامعه اند. نسل جوان ١٥ -٢٠ ساله در ايران متولد شده و بزرگ شده اند. هيچ تصويرى از زندگى و کار و تحصيل از افغانستان ندارند. چرا بايد به افغانستان برگردانده شوند؟ اينها و خانواده ايشان که از دو دهه قبل در ايران ساکن شده و کارکرده و رنج کشيده اند، چرا بايد برگردانده شوند؟ اينها شهروندان متساوى الحقوق جامعه ايران هستند و از حق حضور وکار و زندگى آنها قاطعانه بايد حمايت کرد. بندى از قطعنامه هاى روز کارگر ميتواند به اين موضوع اختصاص داده شود.
٭٭٭
|