|
رهبران عملى و مبارز، دست به کار شويد!
فواد عبداللهى
foadabullahi@yahoo.com
سياست سازماندهى ما تابعى از موجوديت و قدرت طيف راديکال و سوسياليست در ميان رهبران عملى کارگرى، زنان، جوانان و معلمان مبارز است. اين قشر وجود دارد و بايد منسجم و خودآگاه شود. بخش مهمى از فعاليت ما ناظر بر گسترش اين طيف و انسجام سياسى و نظرى بخشيدن به آن است. اين قشر بايد خود را با سنت ها و نظرات و سياست هاى خود از ساير گرايشات در درون جنبش سرنگونى تميز بدهد. هر قدر طيف راديکال و سوسياليست در جامعه قوى باشد به همان درجه يک حزب کمونيستى کارگرى قوى، متشکل از کارگران و زنان و معترضين ماگزيماليست مى تواند در جامعه وجود داشته باشد. اين دو واقعيت به هم مربوطند و متقابلا بر هم تاثير مى گذارند. هر قدر طيف اين رهبران عملى و مبارز در تمام سطوح اين جنبش در جامعه که فرق خود را در افق و دورنما، در تاکتيک و در اولويت ها، در سنتها و ارزشهاى مبارزاتى با ساير گرايشات مى دانند، قوى تر باشد، محال است که حزب در دسترس نصف بيشتر جامعه قرار نگيرد. اين طيف شاهرگ حياتى براى به فرجام رساندن رسالت تاريخى چپ در جامعه است. رابطه سياسى اين طيف با حزب بايد تحکيم شود. بايد حزب کمونيست کارگرى را بعنوان جريان حزبى خود قبول کند و به آژيتاسيون و مروج آن تا جايى که امکان دارد، در سطح فعاليت اجتماعى روزمره اش بپردازد. اين بنظرم تمام آن پيوندى است که که در اين مرحله بايد بوجود آيد. اگر بخش وسيعى از اين رهبران عملى بگويند: "در ميان تمام احزاب، حزب کمونيست کارگرى انتخاب ما است" ، هر تبصره اى هم بدنبال آن بگذارند، که اين يا آن کار حزب عيب دارد، به اعتقاد من اين يک پيروزى واقعى و اساسى چپ در ايران خواهد بود که حزب را در لبه رسيدن به قدرت سياسى قرار مى دهد. در صورتى که چنين نزديکى امروز به وجود آيد، در همين روزها که مبارزات وسيع توده اى اعتلا پيدا کند و درجه اى از آزادى عمل همراه با توازن قواى بيشتر براى فعاليت سياسى و کمونيستى بوجود بيايد، اين جنبش همراه با رهبران و فعالين سرشناسش پا جلو مى گذارد و اين حزب را ديگر کاملا مال خود و مال جنبش انقلابى براى قطع کردن ريشه جمهورى اسلامى سرمايه ميکند.
ما متعلق به اين طيف راديکال و سوسياليست و عنصر سازمانده و فعال آن هستيم. رابطه درونى اين طيف با خود و با ساير گرايشات درون جنبش سرنگونى و طبقه کارگر، رابطه اى مبتنى بر درک منافع بنيادى کل جنبش و طبقه ما است که اتحاد و تقويت صف کارگران و زنان و معلمان و جوانان و دانشجويان در مبارزه عليه کليت مذهب و سرمايه دارى، محور اساسى آن است. ما نظرات خود، سياست هاى خود و آلترناتيوهاى خود را با جسارت و حرارت تمام تبليغ مى کنيم و مى کوشيم به نظر و سياست بخش هر چه وسيع ترى از رهبران عملى و مبارز تبديل شود. اما در همان حال هر جا حرکت و مکانيسمى در جريان است که ابزارى براى مبارزه مردم و جامعه بسازد، بر اتحاد آنها ولو در يک بخش از جنبش، بيافزايد، حقى از حقوق انکار شده کارگر، زن، جوان، معلم و دانشجوى آن جامعه را بگيرد، خود ما اولين کسانى هستيم که آستين بالا ميزنيم و در اين حرکت شرکت مى کنيم. هيچ تلاشى براى آزاديخواهى و برابرى طلبى و مدرنيسم نيست که ما به سرنوشت آن بى اعتنا باشيم و از آن آگاه نباشيم.
ما آلترناتيو خود را بايد در اين دوره با شرکت بخش هرچه بيشترى از طيف رهبران راديکال و عملى بسازيم. ما ارجحيت سياست عملى خود را هميشه و در هر شرايطى توضيح مى دهيم، اما در عين حال عنصر فعال هر سنگربندى واقعى منافع طبقه کارگر و جنبش انقلابى خواهيم بود.
تمام اميد ما اين است که با تلاشمان، بخش هرچه وسيعتر و بيشترى از رهبران عملى جنبش زنان، معلمان، جوانان و دانشجويان و به طور اخص طبقه کارگر براى متشکل شدن و متحد شدن را به زير پرچم حزب کمونيست کارگرى کاناليزه کنيم.
|