|
رهنمودهايى درباره اول ماه مه
مصاحبه با مصطفى صابر عضو دفتر سياسى حزب کمونيست کارگرى ايران
مندرج در نشريه انقلاب کارگرى ٢٣
انقلاب کارگرى: چند روزى به برگزارى روز جهانى کارگران اول ماه مه باقى نمانده است، شما بعنوان يک فعال کارگرى و يک فعال کمونيسم کارگرى چه رهنمودهاى مشخصى به فعالين کارگرى و کمونيست براى هر چه با شکوه برگزار کردن اين روز داريد؟
مصطفى صابر: بقول شما چند روزى بيشتر نمانده و طبعا براى اينجور کارها از خيلى پيش بايد تدارک ديد و حتما فعالين کارگرى و رهبران کارگرى تدارک خودشان را ديده اند. بهر حال من ميکوشم کمى در مورد تاکتيک رژيم صحبت کنم و اينکه نبايد از رژيم رودست خورد. همينطور اينکه چه جهتى را بايد برگزيد.ولى قبل از آن با اجازه شما ميخواهم راجع به مساله اى که مستقيما به اول مه مربوط نيست ولى به نظر من داراى چنان اهميتى است که بايد در همين اجتماعات اول مه راجع به آن صحبت کرد، نکته اى را بگويم. مساله اين است که کارگران هرچه بيشترى و دستکم و بويژه فعالين کارگرى بايد سعى کنند که کامپيوتر تهيه کنند و روى اينترنت بيايند. بقول نامه يکى از فعالين حزب (در جوانان کمونيست ١٣٨ چاپ شده) اين يک نقطه ضعف مهم کارگران است. کارگران بايد از اين ابزار اينترنت براى متحد شدن، متشکل شدن و طرح خواسته ها و نظرات خود و صحبت با مردم و جامعه استفاده کنند. در اين مورد کارگران ايران به شدت عقب اند. (البته حتى در اروپا و آمريکا هم مى بينيم که تشکل هاى کارگرى با آنهمه امکانات وقتى به اينترنت و استفاده از آن ميرسد چقدر دست و پا چلفتى و عقب اند، نه فقط نسبت به بوژروازى که حتى به نسبت مثلا جوانان و دانش آموزان و گروههاى سياسى.) ميدانم هزار و يک مشکل و بويژه فقر مالى بر سر راه است. اما اگر عزم و اراده و درک ضرورت آن موجود باشد، ميتوان از پس مشکلات برآمد. (راستش همين الان هم هرچند به کندى اما شروع شده.) اينترنت يک وسيله مدرن و سريع ارتباطى و سازماندهى است. درست است که نمى تواند جايگزين محافل و شبکه ارتباطات کارگرى و مجمع عمومى و شورا و خلاصه حضور شخصى و چشم در چشم نگاه کردن و بحث کردن زنده باشد، ولى ميتواند کمک بزرگى به همه اينها باشد. بخصوص در اختناق جمهورى اسلامى اينترنت يک وسيله سريع و موثر مبارزاتى ميتواند باشد که خيلى از موانع استيداد حاکم را دور بزند. اينجا بيش از اين وارد بحث نمى شوم، شايد کمى افراطى بنطر برسد ولى به نظر من يکى از مضامين اول مه بايد اين باشد: کارگران کامپيوتر تهيه کنيد! به اينترنت مجهز شويد! از اين ابزار ارتباط اجتماعى به نفع خود استفاده کنيد!اما در مورد تاکتيک رژيم. اکنون ميتوان گفت که رژيم اسلامى و خانه کارگرش چند سالى است که بازى موش و گربه در مى آورند. خانه کارگر راهپيمايى اعلام ميکند، رژيم کمى «مقاومت» ميکند، بعد سرانجام «قبول» ميکند، خانه کارگر اعلام «پيروزى» ميکند و کرکرى ميخواند و تبليغات ميکند، دم دماى آخر راهپيمايى را لغو ميکند و يا مسيرهاى عجيب و غريب ميدهد و خلاصه رژيم و خانه کارگرش همه را سر کار ميگذارند. امسال هم مثل اينکه همينطور باشد. يک نمايش تکرارى و مسخره ولى متاسفانه هنوز موثر. چرا اينطور است؟ چونکه کارگران بهر دليل حرکت مستقل خودشان را ندارند و يا صحيح تر حرکات مستقل کارگران محدود ميشود به اجتماعات معمولا کوچک و کم اهميت در اين گوشه و آن گوشه (به استثناى چند شهر کردستان) و عملا همه اميدشان به اين است که از فرصت اجتماعاتى که خانه کارگر فرا ميخواند استفاده کنند و بيايند حرف خودشان را بزنند. (و چند بارهم با اين تاکتيک رژيم و خانه کارگرش را غافلگير کرده اند.) به نظرم اساس اين تاکتيک که بطور خودبخودى جريان دارد و حاکم است همواره دست پايين به کارگران ميدهد. ابتکار در دست کارگران نيست. بايد مصرانه تلاش کرد اين وضع را عوض کرد. بايد تلاش کرد اجتماعات بزرگ، علنى و در سطح شهر و مستقل از رژيم ايادى اش برگزار کرد. دستکم بايد کلک هاى خانه کارگر را براى همه توضيح داد، بايد قويا ابتکار عمل را از دست اينها درآورد و نگذاشت که اول مه بدون اجتماعات و تظاهرات وسيع کارگران با شعارها و خواستهاى خودشان بگذرد.
در اين ميان فراخوانى که حزب ما داده است يک راه حل قطعى و روشن براى هرچه قوى تر برگزار کردن اول مه است. يعنى اينکه روز اول مه (امسال ١٢ ارديبهشت) را تعطيل کرد و به خيابانها آمد. خبرهايى که ديده ام حاکى از جنب و جوش براى اول ماه مه است ولى حقيقتا مطمئن نيستم که چقدر براى فراخوان تعطيل کار و اجتماعات مستقل در همان روز اول مه (١٢ ارديبهشت) کار شده است. به نظر ميرسد تلاشها بيشتر در همان چهارچوب کارهاى سال قبل است (که به جاى خودش خوب ولى ناکافى است) و کمتر در اين جهت است که اول مه را تعطيل کنيم و به خيابان بياييم و آنرا به يک واقعه سياسى با پيام روشن کارگران به جامعه تبديل کنيم. اين برداشت من است و ممکن است اشتباه کنم.اما نکته اى که در جوانان کمونيست (١٣٨) هم به آن اشاره کردم اين بود که امسال با توجه به جنب و جوش هاى بيشتر کارگران (و اين را ميشود از بالا و پايين پريدن خانه کارگر هم خوب فهميد)، با توجه به اينکه معلمان در تدارک اعتصاب براى چند روز بعد از اول مه هستند، و با توجه به اينکه دانش آموزان آمادگى بيشترى براى حمايت از معلمان نشان ميدهند، به نظر ميرسد که اين زمينه هست که کارگران و معلمان روز اول مه را تعطيل کنند و دانش آموزان و دانشجويان وسيعا از آنها حمايت کنند و اول مه تبديل بشود به يک روز وسيعتر اعتراض عليه وضع موجود. اول مه فقط روز اعتراض کارگر براى کاهش ساعت کار و طرح مطالبات مستقيم خودش نيست، روزى است که کارگر حرف خودش و راه حل خودش به کل جامعه را ارائه ميداد. يک وقتى مطالبه ٨ ساعت کار بدرجات اين خاصيت را داشت، امروز در ايران متحد کردن همه مردم براى سرنگونى جمهورى اسلامى امر بلافصلى است که در مقابل کارگران و جامعه قرار دارد. اول مه اى که نه فقط از سوى کارگران بلکه بويژه معلمان تعطيل شود و با حمايت دانش آموزان و دانشجويان روبرو شود، پيام بسيار مهم و کوبنده اى براى جمهورى اسلامى خواهد داشت و کارگران را در سياست ايران به جاى ديگرى خواهد برد. اين اگر صورت بگيرد به نفع همه خواهد بود و بويژه اعتصاب و مبارزه معلمان را بلافاصله در سطح ديگر و در موقعيت قدرتمندترى قرار خواهد داد.
آيا چنين چيزى عملى است؟ واضح است که خيلى کار و تلاش ميخواهد. اما خود رژيم فى الحال از چنين احتمالى وحشت کرده است. (چند خبر در اين رابطه بود و از جمله مسئول خانه کارگر خوزستان به صراحت بند را آب داده بود.) بعلاوه، اگر کارگران کمونيست و فعالين و رهبران کارگرى، رهبران و نمايندگان معلمان و دانش جويان و دانش آموزان کمونيست و آزاديخواه تماما پشت آن بيايند، چرا که نه؟ بهر درجه که اين حاصل باشد، ولو اينکه فقط يک هفته هم فرصت باشد، خيلى کارها ميتوان کرد!
|