|
ميزگرد در باره تن فروشى و نحوه مقابله با آن!
آزادى زن: (ثريا) سيد امير از قم به ما ميگويد، علت تن فروشى زياده خواهى سکسى زنان است، جواب شما چيست؟ به نظر شما عامل تن فروشى چيست؟
ثريا شهابى: ادعاى سيد امير از قم، ادعاى خيلى هاى ديگر هم هست. معنايش اين نيست که درست است. مثل اين ادعا است که ميگويند علت فقر و ندارى مردم «ناشکرى و زياده خواهى» آنها است. اين ادعا ساخته ايدئولوژى و ذهنيتى است که ميخواهد دلايل واقعى تن فروشى زنان و همينطور فقر و ندارى مردم را بپوشاند. اين ادعا، دروغى ساخته مذهب و در راس آن اسلام است. ميخواهند بگويند که دليل «ذات زن» است. اگر زن ذاتا «خوب» باشد به اين کار کشيده نميشود.
در پاسخ به اين ادعا، قبل از هرچيز بايد زندگى و گذران روزانه زنان تن فروش و فرزندانشان، گذشته و آينده آنها را در مقابل امير از قم گذاشت و گفت که اين ادعاى آخوندى و زن ستيزانه را تکرار نکنيد. چشمهايتان را باز کنيد. تعصب و خرافه و تاثيرات شستشوى مغزى اسلام و مذهب را از ذهن تان پاک کنيد و سعى کنيد فکر تان را بطرف يافتن دلايل واقعى اين پديده بگشائيد.
به اعتقاد من زياده خواهى در سکس و در هيچ نيازى، انسان را به تباهى نميکشد. زياده خواهى در يک جامعه انسانى موجب لگد مال شدن زندگى خود و هيچ کس ديگر نميشود. و در دنياى واقعى کسى خودش را استثمار و با ميل و ارداه و رغبت بيش از حد «مصرف» نميکند. هيچ انسان عاقلى براى هوس، از خودش بهره کشى نميکند، خودش را نابود، له و بى احترام نميکند. گو اينکه دلايل به تن فروشى کشيده شدن زنان، مطلقا اين نيست.
روزنامه هاى خود رژيم را بخوانيد، ببينيد که چگونه در مقابل درياى عظيم فقر و ندارى مردم در ايران، ناچار شده اند که اعتراف کنند که تن فروشى حاصل فقر و ندارى است. در ايران ربط تن فروشى به فقر و ندارى آنقدر عيان است که اين شغل «زنانه» نام «کار ايثاگرانه» خواهران و مادران به خود گرفته است. در ايران در دل فقر و فلاکتى که حکومت اسلامى سازمان داده است همه چيز قابل خريد و فروش شده است. از اعضا بدن کودکان تا سکس زنان. شبکه اى از زنان، مردان و برادرانى و همسرانى که براى خود، خواهران، دختران کوچک و زنان خانواده مشترى ميآورند، کار ميکنند تا از کار محصول تن فروشى شکم خانواده را سير کنند. دليل تن فروشى شکم گرسنه کودکان، مادران، پدران، سالمندان، بيماران، ملعولين، و مردم است.
آزادى زن: مخالفين شما ميگويند، اگر علت تن فروشى فقر و فلاکت اجتماعى است، چرا پس در کشورهاى اروپايى که مردم تامين هستند، باز هم زنان مبادرت به تن فروشى ميکنند؟
شهلا دانشفر: اولين فرض اين سوال از نظر من واقعى نيست. در کشورهاى اروپايى هم فقر وجود دارد، بيکارى وجود دارد، و اکثريت مردم دارند محروميت هاى اقتصادى را به درجات مختلف تجربه ميکنند. وقتى شما پول نداشته باشيد نيازهايتان را تامين کنيد به درجه معينى فقير هستيد. اين درست است که سطح متوسط زندگى در اروپا از کشورهاى موسوم به جهان سوم بالاتر است اما اين به مفهوم عدم وجود فقر نيست. آمار بيکارى و بى مسکنى و گرسنگى و غيره نشان ميدهند که بخش وسيعى از مردم فقيرند و ثروت عظيمى در يک طرف و محروميت عظيمى در طرف ديگر خوابيده است.
ثانيا رابطه فحشا و فقر يک به يک نيست. يعنى اگر کسى بگويد زنان فقير به فحشا روى مى آورند و زنان مرفه بهيچوجه به فحشا روى نمى آورند اينهم درست نيست. بگذاريد مساله را مختصرا از نظر خودم توضيح دهم:
علت تن فروشى را نميتوان صرفا از جنبه فقر و فلاکت اجتماعى توضيح داد بلکه ريشه اصلى آنرا بايد در نظامى ديد که در آن همه چيز کالاست و در آن سکس نيز همچون ديگر نيازمنديهاى بشر وارد بازار داد و ستد شده و به کالالى براى خريد تبديل شده است.
مساله بسادگى اينست که زنان تن فروش کالايى دارند براى عرضه که در بازار تقاضا دارد و امروز بازار آن در جهان گرم است و هر ساله زنان، مردان، و کودکان بسيارى جذب اين بازار ميشوند. در راس اين بازار باندهاى کانگسترى و مافيايى قراردارند، باندهايى که خود سازماندهندگان شبکه هاى پخش مواد مخدر و قاچاق انسان و غيره نيز هستند. بعلاوه تن فروشى تنها ريشه اقتصادى ندارد بلکه بايد عوامل اجتماعى را نيز ديد. در جامعه اى که رابطه ميان انسانها انعکاس و تابعى از رابطه ميان کالاهاست، مفاهيمى چون عشق، انسانيت، حقيقت، عدالت، خلاقيت و غيره و غيره همگى رنگ و مهر وارونه اى پيدا کرده است و انسانها در تنهايى خود با محروميت ها و نيازهايشان رها ميشوند، در جامعه اى که مذهب، نژادپرستى و مردسالارى و نابرابرى زن و مرد ولو در اشکال پوشيده تر اما وسيع وجود دارد، تن فروشى نيز وجود خواهد داشت. در کشورهاى اروپايى نيز هنوز زنان تن فروش در زمره قربانيان اجتماعى قرار دارند.
آزادى زن: آيا موافقيد که عده اى به زنان تن فروش، خودفروش يا جنده ميگويند؟ نقدتان چيست؟
ثريا شهابى: نه موافق نيستم. اين عناوين رابطه زنان با اين کار را مخدوش ميکند. اين عناوينى نيست که بتوان به آن انسانى را تعريف کرد. در فرهنگ فارسى بعنوان فحش و بدو بيراه گفته ميشود. پشت آنها ارزشگذاريهايى وجود دارد. «خودفروشى» عنوانى است که به آدم مزدور، خائن و «نارو زن» و غير شريف گفته ميشود. کسى که به خاطر پول حاضر است به نزديکان خود «خيانت» کند و مثلا اطلاعات بفروشد. چيزى در رديف «مزدور» است. و بايد پرسيد که چرا بايد زنى که به خاطر سير کردن شکم خود و بچه هايش تن به اين کار داده در رديف اين افراد قرار بگيرد.
«جنده» هم عنوان، «طوق لعنت» فحش و ناسزايى است که در فرهنگ زن ستيز ايرانى به زنى که (نافرمان) است گفته ميشود. اين نافرمانى ميتواند در هر سطحى باشد. معمولا حربه و شمشيرى است بالاى سر همه زنان که آنها را به اطاعت بکشاند. تا اگر دست از پا خطا کردند اين طوق را بر گردنشان آويزان کنند. اطلاق جنده به زن تن فروش و هر زن ديگرى ضمنا مجوزى است براى اعمال جزاى اسلامى در حق «چنين» زنانى. کافى است زنى، چه «تن فروش» چه «نافرمان» را به اين عنوان بخوانند و بشناسند تا بتوان طبق آن فرمان قتل اسلامى او را صادر کرد. اين فرمان با اطلاق اين عنوان «صادر» شده است. اجراى آن ممکن است به هر دليلى به تعليق بيفتد يا انجام نشود، اما زن جنده را ميتوان کشت و پرت کرد و دور اندخت و با او هرکارى کرد. چرا که از او «بدکاره تر» وجود ندارد. اين عنوان شياطينى است که همه مذاهب و بخصوص اسلام خروار خروار در سرکوب آنها حرف زده است. به اعتقاد من بايد هر انسان آگاهى از اطلاق اين عنوان به هر زنى بشدت پرهيز کند. اين عناوين تاريخى از ارعاب و کشتار زنان را پشت سرخود دارد.
آزادى زن: در صورت تغيير نظام، اگر شما به قدرت برسيد اولين اقدام فورى شما براى مقابله با تن فروشى چيست؟
شهلا دانشفر: اولين اقدام براى مقابله با تن فروشى ممنوعيت اکيد فحشاى سازمانيافته و مقابله قاطع با شبکه هاى سازماندهى فحشاء و نيز غيرجنايى کردن و قانونى کردن تن فروشى به عنوان يک شغل فردى است. همچنين برخوردار شدن زنان تن فروش از حمايت دولت و حمايت اجتماعى، مصون داشتن شخصيت و حيثيت آنها بعنوان شهروندان محترم جامعه براى دفاع از حقوق صنفى خود و فراهم کردن شرايطى که امکان اشتغال آنان در بخش هاى ديگر جامعه ايجاد شود از جمله اقدامات فورى ديگرى است که به زنان تن فروش کمک ميکند تا حرمت اجتماعى و احترام به نفس خود را بازيابند. در واقع اينها همه گامهايى است در جهت مبارزه انسانى با فحشاء. البته من وقتى از قانونى شدن تن فروشى بعنوان يک شغل فردى صحبت ميکنم طبعا منظورم تن فروشى بزرگسالان و تن فروشى در بالاى سن قانونى است. طبيعى است که خريد سکس از کودکان و در پايين سن قانونى يعنى تجاوز به کودکان و اين يک جرم است. نظير مورد سارا دختر بچه ١٤ ساله اى که شما در همين نشريه آزادى زن با او مصاحبه داشتيد و نمونه چنين تراژدى اى در جمهورى اسلامى فراوان است. اينجا ديگر بحث بر سر حقوق کودک است. بحث بر سر مسئوليت جامعه در قبال اين کودکان است و بحث بر سر برخوردارى آنان از آموزش رايگان و حق بازيافتن زندگى اى شاد و انسانى براى آنهاست.
اما وقتى شما از تغيير نظام صحبت ميکنيد طبعا من به سوسياليسم فکر ميکنم. يعنى اينکه بشريت به جايى برسد که همه چيز کالا نباشد. هيچ چيز کالا نباشد و نعمات جامعه در خدمت تمام بشريت قرار گيرد. اينها همه به معنى از بين رفتن زمينه هاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى فحشاء. در چنين نظامى انسانها نيز جايگاه و حرمت انسانى خود را در جامعه پيدا خواهند کرد و طبعا تن فروشى نيز پايان خواهد يافت.
آزادى زن: هم در ايران و هم در اروپا، تايلند، برزيل و ساير کشورهاى جهان، کودکان هم مجبور به تن فروشى هستند، مبارزه با تن فروشى کودک شامل چه مطالباتى هست؟ آيا تن فروشى کودک جرم است؟ ممکن است به شما اتهام بزنند که کودک را هم مجرم ميدانيد، پاسختان چيست؟ مجرم اينجا کيست؟
ثريا شهابى: در مورد تن فروشى کودکان، به نظرم موضوع کاملا متفاوتى است. که شايد بتوان در فرصتى جداگانه و به تقصيل در مورد آن صحبت کرد. اين در رديف فروش سکس بزرگسالان نيست. سواستفاده جنسى از کودکان ابعاد بسيار وسيع و اشکال آشکار و پنهانى دارد که بايد در مورد آن در فرصتى جداگانه صحبت کرد. من مختصرا در اين مورد نظرم را مى گويم.
تن فروشى کودکان جرم جنايى است و بايد کسانى که کودکان را به تن فروشى ميکشانند، سازمان دهندگان و خريداران آن را بعنوان مجرمين جنايى محاکمه کرد. و واضح است که به اين خاطر کسى کودک را مجرم نميداند. کودکان را بايد فورا از کنترل و اختيار و محيط هايى که امکان سواستفاه جنسى از آنها را بوجود ميآورد بيرون آورد و تحت حمايت نهاد هاى مربوط به حمايت از کودکان قرار داد. در اين مورد اجازه بدهيد اگر نشريه شما امکان آن را داشت به تقصيل بيشترى در فرصت ديگر صحبت بکنيم.
آزادى زن: مخالفين شما ميگويند به اين ترتيب و با عدم ممنوعيت تن فروشى فردى، آن را رواج ميدهيد، ميگويند شما براى مقابله با مذهب، ممنوعيتهاى مشروعى روى استفاده از مظاهر مذهبى ميزنيد، چرا پس اينجا چنين ميگوييد؟ پاسختان چيست؟شهلا دانشفر: بله همينطور است. تن فروشى فردى يک حرفه است و نبايد جرم محسوب شود و بايد از فردى که مجبور به تن فروشى ميشود شديدا دفاع کرد. ادعاى اينکه رفع ممنوعيت فروش سکس بعنوان يک شغل فردى به رواج بيشتر آن کمک ميکند يک ادعاى پوچ و بى معنى است. اتفاقا اولين قدم براى مبارزه اى انسانى با تن فروشى همين است. ممنوعيت فروش سکس يعنى جنايى کردن اين شغل و رها کردن زنان تن فروش به دست باندهاى کانگسترى و دلالان سکس و هل دادن آنان به مسايل جنايى ديگرى چون مواد مخدر. از اينرو تا وقتى تن فروشى بعنوان راهى براى امرار معاش وجود دارد، اين کار بايد بعنوان يک حرفه شخصى انسان آزاد به رسميت شناخته شود. بعلاوه مقابله با مذهب و مبارزه با فحشاء دو موضوع متفاوت است و برابر گرفتن اين دو تنها يک سفسطه است و پايه و اساس ندارد. واقعيت اينست که مذهب خود يکى از عوامل مهم ستم کشى زنان و محروميت اجتماعى و فرهنگى زنان است. بر مالکيت مردان بر جنسيت زنان در کنج خانه رسميت ميدهد اما هنگاميکه همين زنان تن فروشى ميکنند، آنها را به نفرين خشم خود گرفته و فتواى سنگسار ميدهد. اسلام خود مروج فحشاى سازمانيافته و شرعى است. بگذاريد اينطور بگويم که يک قدم مهم براى پايان دادن به فحشاء پايان دادن به دخالت مذهب در زندگى اجتماعى است. اما فحشاء خود عارضه جامعه سرمايه دارى است، عارضه جامعه ايست که ستم کشى زنان در آن به يک رکن اصلى مناسبات اقتصادى و اجتماعى جامعه تبديل شده است و زنان تن فروش خود قربانيان آن هستند و با نابودى سرمايه داريست که ميتوان به پديده اى چون فحشاء خاتمه داد.
آزادى زن: منظورتان اين است که مردسالارى نقشى در تشديد و تثبيت اين مصيبت ندارد؟
ثريا شهابى: مردسالارى يکى از ارکان مهم بقا تن فروشى زنان است. جامعه اى که در آن نياز جنسى مرد طبيعى و زن وسيله اين بيش براى ارضا آن نيست، زن را فروشنده سکس و مرد را خريدار آن ميکند. ضمن اينکه مرد را کسى که دنبال ارضا نياز «طبيعى» خود رفته است، توجيه ميکند و زن را به وسيله بى ارزشى تبديل که بايد توسط مرد مصرف شود و به دور انداخته شود. اين فلسفه، يک رکن رابطه جنسى زن و مرد در يک جامعه مردسالار است. که بر اين متن مذهب و سيستم سرمايه دارى حاکم بيشترين استفاده را از استثمار جنسى زن ميکنند.
آزادى زن: آيا هر نوع فروش سکس، ولو بصورت فردى آزاد است؟ نظرتان راجع به فروش سکس تلفنى و يا پورنوگرافى چيست؟
ثريا شهابى: من شخصا با هيچکدام از اشکال فروش سکس، بشکل فردى آن مخالفتى ندارم. تا آنجا که به حريم حقوق کودکان تعدى نکند و موجب آزار و اذيت کسى نشود، به نظرم نميتواند ممنوع شود.
آزادى زن: صيغه هم يک نوع تن فروشى اسلامى است، چرا پس صيغه را ميخواهيد ممنوع کنيد؟ثريا شهابى: صيغه با تن فروشى فرق ميکند. زن در صيغه وارد يک رابطه برابر خريد و فروش سکس نميشود. صيغه، بردگى جنسى و اسلامى کامل زن است. زن در صيغه، سکس براى يک بار يا چند بار نمى فروشد. بلکه خود را بعنوان ملک مرد در ازا پول يا غدا و آب کاملا در اختيار مرد ميگذارد. يک مشت ورد و دعا ميخوانند تا زن را تماما به مدت معين در اختيار مرد بگذارند. زن صيغه شده، طبق قوانين اسلام تمام مدت صيغه بايد کلفت و برده جنسى مرد باشد. مثل زن شرعى او است که بايد از او اطاعت کند. نه فقط در سکس که در همه امور زندگى شخصى اش. صيغه بايد بعنوان يک رسم بردگى اسلامى زن کاملا ممنوع شود. تا زن تن فروش بتواند يعنوان فروشنده سکس وارد يک معامله دو طرفه شود. صيغه معامله يک برده است تا فروش يک سرويس. آزادى زن: بعضى ها معتقدند براى مقابله با تن فروشى، بايد محدوديتها و يا اقداماتى را هم در رابطه با خريداران سکس، ولو به صورت فردى، انجام داد، چه ميگوييد؟ثريا شهابى: من اصولا مخالف ممنوع کردن و ايجاد محدوديت در خريد فردى سکس هستم. اما به اين خاطر که در جوامع مردسالار و مذهب زده و سرمايه دارى موجود، زن تن فروش طرف آسيب پذير، بى حقوق و بى حمايت معامله سکس است، به اين خاطر که زن تن فروش بى حقوق ترين شاغل و فروشنده در اين جوامع است، من طرفدار اعمال مقررات و قوانينى هستم که از تن فروشان در مقابل خريداران، شبکه هاى سودجو، دولت و نهادهاى دولتى و فرهنگ و افکار عمومى حمايت ميکند. و اگر اين حمايت ها براى خريداران سکس ايجاد محدويت ميکند به نظر من کاملا منطقى است. آزادى زن: آيا حاضريد براى دفاع از حقوق تن فروشان يک اتحاديه درست کنيد؟ آيا اين حق را اصولا قبول داريد؟شهلا دانشفر: واضح است که بايد اين کار را کرد و من از امر متشکل شدن تن فروشان در سازمانهاى صنفى خودشان دفاع ميکنم. مساله از نظر من و بسادگى اينست که اگر قبول کنيم که تن فروشى يک شغل است و بايد قانونى شود و به عنوان يک شغل به رسميت شناخته شود، بايد براى کسانيکه بعنوان يک شغل فردى تن فروشى ميکنند جواز کسب صادر شود. بايد زنان تن فروش بتوانند در سازمان صنفى خود سازمان يابند و از حقوق صنفى خويش دفاع کنند و بايد تشکل آنها از حمايت قانونى و دولت برخوردار باشد. تشکل يابى تن فروشان راهيست براى کوتاه کردن دست شبکه ها و باندهاى جنايى از زندگى آنها. آزادى زن: سه عامل مهم را اسم ببريد که علت تن فروشى است؟ کداميک را اصلى ميدانيد؟ آيا مردسالارى هم جزو آنهاست؟ شهلا دانشفر: عوامل اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى عوامل مهم و اصلى وجود تن فروشى هستند. عامل اصلى طبعا عامل اقتصادى است. تن فروشى راهى از امرار معاش است. همانطور که اشاره کردم زنان تن فروش کالايى دارند که در جامعه براى آن خريدار وجود دارد و بازار سکس امروز به بازارى پر در آمد تبديل شده است و هر روزه زنان بسيارى جذب اين بازار ميشوند. اگر چه در عمده موارد زنانى جذب اين بازار ميشوند که راهى جز فروش تن خود براى امرار معاش خويش نمى يابند. بخصوص در جامعه اى مانند ايران که فقر بيداد ميکند، فروش کليه و جزيى از بدن به شکلى از امرار معاش و گذران بخش زيادى از بخش محروم جامعه تبديل شده است، عامل اقتصادى يک عامل مهم فحشاء و تن فروشى است. با حاکميت جمهورى اسلامى و تحميل فقر و فلاکت بيسابقه به مردم بازار فحشاء و تن فروشى آنچنان ابعادى پيدا کرده است که حتى در برخى خانواده ها مشاهده ميکنيم که زن خانه براى سير کردن فرزندان خود و کمک هزينه خانه ناگزير به تن فروشى شده است. اما به جزء نياز اقتصادى و نياز تامين معاش عوامل ديگرى چون عوامل فرهنگى و اجتماعى نيز در وجود فحشاء و تن فروشى سهم دارند. از جمله موقعيت اجتماعى نابرابر زنان و مردان، وجود مناسبات مردسالار و ستم کشى زنان، تابو کردن سکس و تقديس خانواده، اخلاقيات رياکارانه همه و همه عوامل مهمى براى تن فروشى هستند.در ايران رژيم اسلامى و دستگاه روحانيت آن خود صاحب نوعى فحشاء سازمانيافته و شرعى است که همان صيغه است که مبينيم چقدر نيز گسترده و وسيع است. با حاکميت جمهورى اسلامى و قوانين اسلامى ضد زن آن، زنان نه تنها به لحاظ اقتصادى بلکه به لحاظ اجتماعى در بدترين موقعيت قرار گرفته اند. تحت قوانين مذهبى و اسلامى مناسبات آزاد و برابر جنسى انسانها به عقب رانده شده و اين خود باعث محروميت بيشتر زنان و بدتر شدن وضع آنان شده است. اين وضع بازار تن فروشى را در ابعاد باور نکردنى اى وسعت داده است. از سوى ديگر فشار اخلاقيات عقب مانده و ارتجاعى و محدوديت هاى اجتماعى به اين وضعيت ابعاد تراژيک ترى داده است. پديده دختران فرارى نمونه بارزى از اين موضوع است. در واقع عصيان دختران جوان در مقابل فشار اخلاقيات عقب مانده و ارتجاعى و محدوديت ها وضعيتى ايجاد کرده است که دختران بسيارى در تناقض و در جدال با آن ناچار به گريز از خانه خود شده و براى تامين زندگى خود در نهايت از بازار سکس و تن فروشى سردرآورده اند. در ميان آنها دخترانى را مشاهده ميکنيم که حتى هنوز به سن قانونى نرسيده و کودک محسوب ميشوند فراوانند. دخترانى که بدليل آزار و تجاوز جنسى در خانواده، به خاطر اذيت و آزار در خانه توسط پدران و برادارن و خانواده و حتى اقوام و خويشان خود ناچار به ترک خانه شده و از شبکه هاى فروش سکس سردرآورده اند. آزادى زن: يکى از خوانندگان آزادى زن ميپرسد، آيا در نظام مورد نظر شما، جايى و محلى بخصوص را براى تن فروشى زنان در شهرها، ولو بصورت فردى اختصاص ميدهيد؟ اگر نه چرا؟شهلا دانشفر: پاسخ من به اين سئوال منفى است. چرا که در نظر گرفتن جا و محلى بخصوص براى تن فروشان ولو تن فروشى فردى يعنى تبعيد آنها به حواشى شهر ها، يعنى تداوم بخشيدن به تحقير اجتماعى آنان و به رسميت نشناختنشان بعنوان يک شهروند جامعه، يعنى رها کردنشان در دست باندها و دلالان سکس، يعنى تکرار تجريه آنچه که در زمان شاه وجود داشت، چيزى مانند شهر نو که در واقع تبعيد گاهى بود که زنان تن فروش در آنجا ميماندند تا ميپوسيدند و آينده ديگرى در انتظارشان نبود. در نظر گرفتن جايى مخصوص براى زنان تن فروش عملا آنها را در جامعه منزوى ميکند، آنها را بيش از بيش به چنگ دلالهاى سکس انداخته و به باندهاى جنايت و مواد مخدر ميکشاند.
آزادى زن: چه شرايطى را براى صدور جواز کسب براى تن فروشان ضرورى ميدانيد؟ شهلا دانشفر: بايد براى همه زنانى که بعنوان شغلى فردى تن فروشى ميکنند جواز کسب صادر شود و کار آنها را بعنوان کارى قانونى به رسميت شناخت. براى اينکار شرط و شروطى وجود ندارد. اما فحشاى سازمانيافته بايد ممنوع باشد. بنابراين وقتى از قانونى شدن تن فروشى و صدور جواز کسب براى آنان صحبت ميشود منظور تبعيد زنان تن فروش به حواشى شهر ها نيست، بلکه بازگرداندن حرمت انسانى آنها بعنوان يک شهروند محترم جامعه است که از همه تامينات اجتماعى برخوردار است و در حمايت قانون و جامعه قرار دارد. آزادى زن: شهلا دانشفر ميگويد که يک راه مقابله با فحشا ممانعت از سازماندهى آن است، فروش سکس به عنوان شغل فردى بايد رفع ممنوعيت بشود، از طرف ديگر از اين صحبت ميشود که در نظام مورد نظر شما، بايد براى افرادى که به عنوان شغل فردى مبادرت به اين کار ميکنند، جواز کسب صادر شود، آيا اين به معنى دخالت و سازماندهى دولتى تن فروشى نيست؟ چرا جواز کسب؟ چه شروطى دارد؟ثريا شهابى: به اعتقاد من در نظام مورد نظر ما زمينه هاى تن فروشى از بين خواهد رفت و کسى به خاطر فقر و ندارى به تن فرشى کشيده نخواهد شد. در عين حال شرايط امن، آزاد و برابر و انسانى براى همه مردم، زن و مرد، براى پاسخ دادن به همه نيازهاى انسانى شان، و از جمله نيازهاى جنسى، فراهم خواهد شد و کسى براى رفع نياز جنسى احتياجى به خريد سکس نخواهد داشت. در عين حال که کسى هم قادر نخواهد بود از قبل تن فروشى کسى، پول و مال و منالى به هم بزند و سود ببرد٠ در جامعه و نظام مورد نظر ما، به اعتقاد من سکس کالا و قابل خريد و فروش نخواهد بود. پول، به آن معنى که بتوان با آن احتياجات مردم را خريد و فروخت، وجود نخواهد داشت که کسى بتواند با پرداخت و دريافت آن سکس را مبادله کند. به اين معنى نه تنها تن فروشى بعنوان حتى شغل فردى، سازماندهى نخواهد شد که بطور واقعى زمينه هاى مادى آن کاملا از بين خواهد رفت. اما تا ساختن آن جامعه بايد از فروشندگان سکس، همچون فروشندگان نيروى کار و همچون صاحبين همه مشاغل رسمى و قانونى حمايت کرد٠ همه مطالبات ما در اين زمينه حمايت از تن فروشان است در مقابل شبکه هاى سودجو سازماندهى فحشا، در مقابل جامعه مردسالار که زنان تن فروش را مورد حمله قرار ميدهد، در مقابل قانون و مذهب و فرهنگ و سيستم حاکم که آنها را بعنوان شهروند به رسميت نميشناسد و براى آنها حقوق شهروندى برابر با همه مردم قائل نيست.
آزادى زن: چه اقداماتى را لازم ميدانيد تا يک فرد تن فروش از اين حرفه کناره گيرى کند؟شهلا دانشفر: من در صحبت هاى قبلم به مبارزه فعال با فحشاء صحبت کردم. براى اينکار قبل از هر چيز بايد تابو هاى بسيارى را شکاند. بايد حرمت انسانى زنان تن فروش در جامعه را به آنان باز گرداند. با حمايت دولتى و کمکهاى اجتماعى و اقتصادى آنها را از چنگ باندهاى گانگسترى تجارت سکس خارج کرد و در کنار همه اقداماتى که قبلا اشاره کردم با کار آگاهگرانه، با ترغيب و مساعدتهاى عملى از جمله کسب مهارت و آموزش لازم براى اشتغال در بخش هاى ديگر جامعه به آنها کمک کرد تا از اين حرفه کناره گيرى کنند.
|