|
کشتار خاتون آباد:
انعکاسى از استيصال حکومت اسلامى
فاتح بهرامى
به گلوله بستن اجتماع کارگران ذوب مس خاتون آباد و به رگبار بستن تظاهرات کارگران و مردم شهر بابک توسط حکومت اسلامى قبل از هر چيز اعلام رسمى و علنى ضديت رژيم با طبقه کارگر و در عين حال نشانه وحشت و استيصالش در مقابل سير حرکت کارگران است. ماهيت ضد کارگرى و ضد انسانى اين حکومت و ظرفيت و اشتهاى بى پايان آن براى استثمار کارگران و زير پا نهادن ابتدائى ترين حق آنان و سرکوب مبارزه کارگرى، بر هيچ کارگرى در ايران پوشيده نيست. از اين نظر اين اتفاق جديدى در برخورد رژيم به کارگران و مردم معترض نيست، اولين بار نيست که جمهورى اسلامى به کارگرانى که خواهان احقاق حقوقشان هستند شليک ميکند. آنچه ارتکاب اين جنايت حکومت اسلامى را از گذشته متمايز ميکند مربوط است به وضعيت سياسى ايران، موقعيت وخيم حکومت در مقابل کارگران و مردم، لبريز شدن کاسه صبر کارگران و نشانه هاى تحرک جدى تر آنان براى روياروئى با حکومت است. قصد رژيم براى ارتکاب اين جنايت، ارعاب طبقه کارگر و جنبش انقلابى براى سرنگونى رژيم، و نقشه اى براى متوقف کردن سيل اعتراضات و اعتصابات قدرتمند است که به جريان افتادن آنرا بو کشيده است. اما در همين چند روز اولى که از يورش نظامى حکومت به کارگران ميگذرد، شکست قطعى اين سياست آشکار شده است. برعکس آنچه هدف اين تهاجم است، فاز جديدى از مقاومت و مبارزه کارگران و مردم و اشکال جديدى از تحرک و اعتراض عليه جمهورى اسلامى را ميتوان مشاهده کرد.
پيام رژيم، جواب کارگران
رژيم اسلامى روى يک بشکه باروت در حال انفجار نشسته است. نفرت عظيم دهها ميليونى مردم را رژيم بخوبى حس ميکند. شبح جنبش انقلابى را بر بالاى سرش هر روز و هر لحظه حس ميکند که نه ميتواند کنترلش کند و نه امکان سرکوبش را دارد و نه امکان جان سالم بدر بردن را. اينرا خودشان باشکال مختلف ميگويند اما از اين بن بست نميتوانند خارج شوند. بهمين دليل عقب انداختن مرگشان مهمترين مشغله آنهاست. هر روز از سر استيصال دست به ارعاب ميزنند اما روز بعد تعرض و اعتراض مردم و کارساز نبودن ارعاب را ميبينند. چاره ديگرى هم جز همين ارعاب، جز باصطلاح زهر چشم گرفتن براى "عبرت ديگران" و جز سنگين تر کردن پرونده سراپا جنايتشان در اختيار ندارند. و در اين ميان وحشت از گسترش اعتراضات کارگرى چرتشان را پاره کرده است. براى جلوگيرى از تعرض کارگران و براى عقب راندنشان هم ميزنندشان، هم به سرشان قسم ميخورند، هم "خطر" آنها را جناحهاى رژيم به همديگر گوشزد ميکنند. اما در مورد کارگران کار رژيم به جاى واقعا خطرناکى رسيده است. ٢٥ سال سرکوب و اعدام و زندانى کردن کارگران کمونيست و رهبران مبارزات اين طبقه، ٢٥ سال تحميل ضد انسانى ترين شرايط کار، تحميل شديدترين فلاکت اقتصادى به کارگران و خانواده هايشان، ديگر براى کارگران غير قابل تحمل شده است. کلفت تر شدن گردن گله آيت الله ها و سرمايه داران اسلامى به قيمت بى نانى و بى تامينى و بى مسکنى کارگران آنهم در شرايط و اوضاع سياسى ايران که از چهار گوشه مردم بلند شده اند نميتواند ادامه يابد. نميشود هم کارگر را بدون مزد و بدون داشتن لقمه اى غذا براى بچه هايش بخانه فرستاد و بعد ساکت هم باشد. نميشود دولت باشى و کارگر را بيکار کنى و بيمه بيکارى هم به او ندهى و خود ثروت هاى نجومى صاحب شده از دسترنج کارگران را در بانکها و چمدانهايت قايم کنى و بعد کارگر "اجرش" را از خدا و پيغمبرتان بخواهد. اين وحوش اسلامى و اين جانيان حرفه اى نماينده زمينى خدا در حکومت اسلامى، چرا به کارگرانى که براى اعتراض به بيکار شدنشان تجمع کرده اند از زمين و هوا شليک ميکنند و دهها کشته و زخمى بجا ميگذارند و بعد هم مردم معترض به اين يورش وحشيانه را دستگير ميکنند؟ دليلش بسادگى واقف بودن اين حکومت به نقش کارگران است، دليلش شرايطى است که امکان به حرکت در آمدن طبقه کارگر را فراهم کرده است، و خوب ميدانند که اگر طبقه کارگر راه بيفتد ديگر کارشان تمام است. ميدانند که در ايران نه فقط رژيمشان که حتى خود خدا هم تحت تعقيب مردم است. فکر کرده اند که دست زدن به يورشى نظامى به يک تجمع کارگرى معترض به بيکار سازى، بخصوص که در جاى مهمترى کارگر نفت و پتروشيمى پرچم مبارزه با بيکارسازيها را برافراشته نگهداشته است، ميتواند بقيه را مرعوب کند. رژيم آگانه و با نقشه ميخواهد بگويد که با اعتراضات شما کارگران مانند خاتون آباد برخورد ميکنم، ميخواهد به کارگر نفت، به پتروشيمى، به نساجى ها و به تمام کارگرانى که چه عليه بيکارسازى و چه عليه بى تامينى و بى حقوقى خود دست به اعتراض ميزنند بگويد حساب کارتان را بدانيد، راه نيفتيد! اين پيام رژيم و هدفش از اعمال اين توحش است.
اما جواب کارگران سر راست اين بود که کور خوانده ايد، نه ارعابت موثر است، و نه راحتت ميگذاريم! خود کارگران و مردم خاتون آباد و شهر بابک جواب دندان شکن به رژيم دادند و يکپارچه شهر را به اعتصاب کشاندند و با رژيم درگير شدند، از بقيه مردم ايران و سازمانهاى مترقى خواستند که از آنها حمايت کنند و اين يک فاکتور جديد و مهم است. و علاوه بر اين، مساله بسيار مهمتر حمايت ديگر کارگران از کارگران خاتون آباد است. کارگران ايران خودرو رژيم را با لحنى شديد محکوم کردند و از مبارزه کارگران ذوب مس حمايت و پشتيبانى کردند. زنده باد اين همبستگى طبقاتى! اين اقدام ارزنده کارگران ايران خودرو الگو شد. کارگران سنگ آهن بافق و همچنين کارگران خباز سقز نيز کشتار رژيم را محکوم کردند. بخش هائى ديگر از طبقه کارگر به رژيم گفتند که نه تنها ما ارعاب نميشويم بلکه از رفقاى کارگرمان دفاع ميکنيم و "حمله وحشيانه" شما "حامى سرمايه داران" را محکوم ميکنيم. اين حرکت اميدبخش قطعا ادامه خواهد يافت و گسترش مييابد. جواب کارگران، چه در خود خاتون آباد و شهر بابک و چه در ايران خودرو و سنگ آهن بافق و خبازان سقز، آينده را ترسيم ميکند. دور جديدى از مبارزه طبقه کارگر عليه رژيم اسلامى دارد شروع ميشود. تشکيلات خارج حزب کمونيست کارگرى نيز در ديگر کشورها اعتراض و تظاهرات سازمان داده است و سازمانهاى کارگرى و مترقى را به حمايت از کارگران و محکوم کردن رژيم و تحت فشار قرار دادنش را فراخوان داده است و نيرويش را براى آن بسيج کرده است و مانند موارد قبلى حکومت اسلامى را تحت منگنه اين سازمانهاى کارگرى قرار ميدهد.
زمان تعيين تکليف است!
رژيم اسلامى ديگر نميتواند واضح تر از ماجراى خاتون آباد با کارگران صحبت کند: يا گلوله يا به فقر و بيکارى اعتراض نکن! طبقه کارگر هم چاره اى ندارد جز اينکه واضح بگويد جمهورى اسلامى بايد سرنگون شود. به يک نکته بايد مجددا تاکيد کرد. حرکت رژيم در خاتون آباد نه نشانه قدرتش است و نه نمايش توان سرکوب. اتفاقا خود اظهارات رژيم در همين مورد اينرا داد ميزند. برخى از مقامات آن بنوعى گفتند که کار رژيم نيست و قرار است آنرا "بررسى کنند"! اين بسادگى نشان ميدهد که رژيم از بعهده گرفتن مستقيم اين جنايت بشدت وحشت دارد. بخيالشان با کارگران بازى ميکنند. از طرفى نيروى ويژه را با هليکوپتر اعزام ميکنند و از طرف ديگر ميروند بررسى کنند و شايد هم يکى را بعنوان "بى مسئوليتى و بى توجهى" به "خواست کارگران عزيز" به جاى ديگرى منتقل کنند و البته مقام بهترى هم بوى بدهند.
مقابل رژيم بايد سنگرها را محکم کرد. رژيم را با مبارزه اى متحد و سراسرى و با اعتصابات وسيع کارگرى بايد بزير کشيد. مقاومت و عقب ننشستن مردم شهر بابک و همبستگى کارگران ايران خودرو و سنگ آهن و خبازان قطعا دلگرم کننده است. اما رژيم اسلامى را بايد با حرکت متشکل و متحد سراسرى عقب راند و در نهايت بزيرش کشيد. براى اينکه حکومت هوس تکرار فاجعه خاتون آباد به سرش نزند، لازم است که کارگران تعرض کنند. بدون تعرض و محدود شدن به دفاع در مقابل يورش رژيم، نميشود نه مشکل امروز و خواسته هاى جارى کارگران را حل کرد و نه ميتوان جلو تهاجم حکومت را به حقوق کارگران گرفت. بدون اتحاد وسيع کارگران و بدون مبارزه اى متشکل قدرت طبقه کارگر نميتواند اعمال شود و نميشود تعرض را سازمان داد. از اينرو مهمترين کار و وظيفه کارگران کمونيست و رهبران کارگرى جواب دادن فورى به امر تشکليابى کارگران و متحد کردن توده وسيع کارگر است. در مورد همين اتفاق اخير لازم است در ابعاد وسيعى کارگران و بويژه در بخش هاى اساسى و کليدى اعتراض سازماندهى شود. زمينه آن فراهم است. رفقايمان را بدليل اعتراض به بيکارى به گلوله بسته اند، بايد اعتصابات کارگرى عليه اين جنايت و در دفاع از هم سرنوشتان خود راه بيندازيم. بايد مانند ايران خودرو از سراسر کارخانه هاى ايران نامه هاى اعتراضى سرازير شود. لازم است يورش به کارگران خاتون آباد به بحث مجامع عمومى کارگرى تبديل شود و رژيم را بازخواست کرد. رژيم نميتواند به کسى بگويد به شما مربوط نيست هر کسى را بخواهم ميکشم. در سطح جامعه هم نفرت عمومى از رژيم فوران ميکند. بخصوص پس از زلزله بم و جنايتى که رژيم در حق مردم بم مرتکب شد فضاى سياسى جامعه با شدت هر چه بيشترى عليه جمهورى اسلامى است و مردم آماده همبستگى با کارگران و حمايت از مبارزات آنان هستند. از اين وضعيت بايد استفاده کرد، زمان تعيين تکليف با ايران رژيم نزديک شده است. در همين يکماه گذشته، ماجراهاى بم و خاتون آباد و شهر بابک چند قدم ديگر رژيم را به سراشيب سقوط نزديک کرده اند. و مبارزه طبقه کارگر عليه رژيم اسلامى دارد وارد فاز جديدى ميشود. کسب آمادگى براى ورود به اين فاز مستلزم متشکل شدن کارگران و ايجاد اتحاد وسيع طبقاتى است. جنبش انقلابى براى سرنگونى حکومت اسلامى قويتر از هر زمانى است و رژيم ضعيف تر و مستاصلتر از قبل. ادامه هر روز حيات اين رژيم معادل نابودى انسانهاى بيشترى است، نبايد اجازه داد. کارگران کمونيست و رهبران عملى مبارزات طبقه کارگر بايد براى متشکل کردن کارگران، بايد پا پيش تر بگذارند، و بعنوان سخنگوى اعتراض طبقه کارگر، با اتکا به قدرت مجامع عمومى کارگرى و قدرت جمعى کارگران به جلو صحنه بيايند و جامعه را به حمايت از کارگران فراخوان دهند و بسيج کنند. سرنوشت رژيم اسلامى دارد به سرنوشت حکومت شاه نزديک ميشود.
|