|
کاظم نيکخواه
k.nikkhah@ukonline.co.uk
اين بهاى تاخير ما در سرنگون کردن اين رژيم است
به رگبار بستن کارگران معترض از زمين و هوا فصل تازه اى را در رابطه کارگران و مردم با حکومت جانوران اسلامى در ايران ميگشايد. اين جنايت بهمراه رويداد اخير مرگ دو کارگر ايران خودرو در زير فشار برده وار کار و اخراج کارگران معترض به مرگ آنها، در کنار نپرداختن چندماه و دو سال و سه سال دستمزد کارگرانى که نان شب کودکانشان به اين دستمزد وابسته است، در کنار اعدام و دار زدن علنى در کوچه و خيابان، در کنار اخراج گروه گروه کارگران پتروشيمى و نفت، و در کنار کارنامه وحشى گرى هرروزه و باور نکردنى اين رژيم، دارد تاکيد ميکند که ما مردم ما کارگران در سرنگون کردن اين رژيم زيادى تاخير کرده ايم.
به گلوله بستن کارگران معترض رويداد کوچکى نيست که بشود از کنار آن گذشت. اين رويداد قطعا در رابطه مردم با جمهورى اسلامى تاثيرات محسوسى خواهد گذاشت. ما بايد کارى کنيم که جنبش اعتراضى و سرنگونى طلبى با حدت بيشترى اين حکومت توحش سرمايه داران را مورد تعرض قرار دهد. بايد کارى کنيم که از بالاترين خلفاى کثيف حکومت تا پايين ترين تفنگچى هاى مزدورش ديگر جرات نکنند سلاحهايشان را به سوى کارگر نشانه روند. بايد استيصال و درماندگى حاکمين را به همه مردم نشان دهيم. درماندگى اى که در عين حال خطرناک است. اين کار رهبران کارگرى و رهبران جنبش حق طلبى در ايران است.
اين که فرمان اين تهاجم جنايتکارانه از جماران، يا از مراکز سپاه يا دولت يا وزارت اطلاعات و يا استاندار و فرمانداران محلى صادر شده باشد، تغييرى در اين واقعيت نميدهد که حکومت اسلامى از اين سياست و عواقب و نتايج آن قطعا استنتاجات عملى براى سياستهاى سراسريش در برابر مردم سرنگونى طلب بيرون خواهد کشيد. بعبارت ديگر جمهورى اسلامى بدنبال اين رويداد سياست تهاجم مسلحانه به اعتراضات مردم معترض را همين اکنون دارد ارزيابى و سبک سنگين ميکند و اگر نتيجه آن سکوت يا ذره اى عقب نشستن مردم و کارگران باشد، بى ترديد فردا به سياست رايجش در اصفهان و تهران و شيراز و قزوين و سنندج نيز تبديل خواهد شد.
نگاهى دقيق تر به مساله بيندازيم. اين واقعيت را امروز ديگر همه کس با هر موضع و جايگاه سياسى در مورد جمهورى اسلامى پذيرفته است که اين حکومت دچار تناقضات حاد و لاينحل ذاتى خويش است. اين حکومت در حلقه نفرت و انزجار و خشم ميليونها مردمى قرار دارد که با هر آرمان و آمال اجتماعى، مساله نان شبشان و زندگى روزمره و امنيت بچه ها و فضاى خفقان زده مدرسه و دانشگاه و محيط کار و همه چيز آنها را به ضديت با اين رژيم ميکشاند. مردم ميدانند و لمس ميکنند که قاتل دهها هزار نفر از مردم بم جمهورى اسلامى است. ميدانند که عامل اعتياد خيل وسيعى از جوانان جمهورى اسلامى است. مى بينند و لمس ميکنند که فقر و محروميت غير قابل تحملى که حرمت انسانى شان را نيز دارد مچاله ميکند، اين حکومت و نظام و سيستمى است که اين رژيم ستون فقرات آنست. مردم ميدانند که اگر بخواهند به کوچکترين تحول در جهت شرايطى قابل تحمل و انسانى دست يابند بايد مانع اين حکومت و دستگاههاى سرکوبش را کنار بزنند. اينها را همه ديده اند و ميدانند و فکرشان را کرده اند. از سوى ديگر جمهورى اسلامى نيز ميداند که شکاف عميقى که ميان مردم و حکومت ايجاد شده بهيچ وجه پرکردنى نيست. حتى آن دسته از دست اندرکارانش که عقل متوسط و پايينى نيز دارند با شکست پروژه دوم خرداد آخرين ابهامات خودرا در اين زمينه دور ريخته اند و دارند به آن اعتراف ميکنند. اينها ترس مرگ را در بيخ گوش خود احساس ميکنند. با هر حرکت کارگران و مردم رعشه مرگ وجودشان را ميگيرد. بارها داستان وحشتشان از اعتراضات دانشجويان و تظاهراتهاى مردم را بعد از چند هفته اى که آب ها از آسياب افتاده از زبانشان شنيده ايم. در نتيجه همين وحشت سرنگونى نيز ميتواند بالا تا پايين شان را به خلق جنايتهايى نظير خاتون آباد براند. و نکته ديگر اينکه اين حکومت بحرانى تر و ضعيف تر از آنست که استراتژيش را تهاجم مسلحانه به اعتراضات کارگران و مردم بجان آمده و خشمگين قرار دهد. اما اگر امروز که به چنين جنايت فوق العاده جسورانه اى عليه کارگران دست زده با پاسخ دندان شکن ما مردم، با فرياد خشم و اعتراض و تعرض کارگران و دانشجويان و زنان و معلمان در سطحى وسيع مواجه نشود، چنين جنايتهايى ميتواند باز هم تکرار شود. همه ما اين را تجربه کرده ايم که از اين جانيان دست زدن به هر توحشى ساخته است و اين تنها ترس از اعتراضات و رها شدن خشم توده هاى ميليونى مردم و افکار عمومى جهانيان است که ميتواند و بايد اين جانوران ضد انسانيت را مهار زند و عقب براند.
بايد اين تهاجم مسلحانه را با قدرت پاسخ داد. بايد صداى اعتراض به اين کشتار از کارخانه ها و دانشگاه ها و مدارس و محلهاى کار بلند شود. اين حکومت بايد سرنگون شود. ما مردم ما کارگران راه ديگرى جز اين نداريم. اگر سرنگون کردن اين حکومت وحشى و سرکوبگر و عهد عتيقى طبقه سرمايه دار شاق و سخت باشد، تحمل آن و ادامه هرروز يکه تازى آن صدها برابر شاق تر است. اين را هر کارگرى و هر انسانى که ميخواهد زندگى اى قابل تحمل در اين جامعه داشته باشد بايد بداند و بدان بينديشد. بايد محکومشان کنيم. خواهان معرفى قاتلين و محاکمه علنى آنها شويم. بايد بدانيم که فصل ديگرى در مقابله ما با جانيان حاکم و کل طبقه سرمايه دار آغاز شده است و با عزم به استقبال اين مرحله تازه برويم. بايد پشيمانشان کنيم. وادارشان کنيم که در برابر کارگران به زانو بيفتند. اين کار از ما مردمى که فرياد مرگ بر جمهورى اسلامى و آزادى انديشه و آزادى زندانيان سياسى را در برابر مزدوران مسلحشان سرداده ايم بر مى آيد. کارگران ذوب مس خاتون آباد بايد شاهد اين باشند که صداى اعتراضشان در سراسر ايران در کارخانه ها و دانشگاهها و خيابانها و همه جا پژواک مى يابد.
٢٨ ژانويه ٢٠٠٤
|