سرنوشت
کودکان زلزله
بی
سر پرست شدن
تعداد قابل
توجهی کودک در
جریان زمین
لرزه بم یکی
از عواقب
زلزله مرگبار
این شهر است طبق
آمارهای
مختلف، تعداد
کودکانی که سر
پرست خود را
در زلزله بم
از دست داده
اند، بين ۱۲۰۰
تا ۱۸۰۰ نفر
هستند.هادی
معتمدی،
مديرکل
آسيبهای اجتماعی
سازمان
بهزيستی رژیم
می گويد
انتظار می رود
اين رقم در
روزهای آينده
افزايش يابد.
و قطعا آمار
واقعی بالاتر
از این ارقام
است. بر اساس
گزارش ها ۹۵ درصد
کودکان زير آوار
جان خود را از
دست داده اند. این
در حالیست که
جند روز بعد
از وقوع زلزله
و بنا بر
اخبار منتشر
شده ، دسته
جات و باندهای
مافیائی
قاچاق کودکان
و نوجوانان که
شعباتی از
آنها در میان عوامل
خود رژیم در
این شبکه ها
فعال هستند، اقدام
به ربودن
تعداد 500 تا الی
2000 کودک و نوجوان
در بم نموده
اند.
همچنین
اخبار و
گزارشاتی
حاکی از
پذیرفتن سرپرستی
این کودکان
توسط
سازمانهای
مختلف نجات
کودکان و یا
افراد و
اشخاصی که
داوطلب به
فرزندی
پذیرفتن آنان
هستند منتشر
شده که در
واکنش به این
مسله مسئولین
و دست اندر
کاران رژیم با
ایجاد شرایط سختی
نه تنها حاضر
به پاسخگوئی
به این
درخواستها
نیستند بلکه
هیچگونه
مسئولیتی در
قبال وضع
بلاتکلیف
کودکان بی
سرپرست
بازمانده از زلزله
را بر عهده
نمی گیرد و
این در حالیست
که هم اکنون
سازمان
کودکان
وابسته به
سازمان ملل
(یونیسف) هم
اکنون کمک به 7000
کودک را در بم
بر عهده دارد.
بر
کسی پوشیده
نیست که وقوع
زلزله بم و
دیگر زلزله ها
قابل پیشگیری
است اما وقوع
زلزله بم و هر
آنچه که برای
نابودی انسان
تحت حاکمیت
این رژیم
اتفاق می افتد
همگی از برکات
اسلام و
پاداشهای خدا
هستند.
کودکان
بی دفاع ترین
انسانهای
جامعه هستند به
این انسانها
در جوامعی
اسلام زده مثل
ایران نگاه
کنید و به این
انسانها در
شهری زلزله
زده در بم
ایران نگاه
کنید، از دست
دادن خانه و
کاشانه، از
دست دادن پدر
مادر خواهر و
برادر و اغلب
فامیل و کس
وکار. این
کودکان چه
گناهی مرتکب
شدند که تا
عمر دارند و
زنده هستند
اثرات مخرب
این فاجعه را
باید با خود
حمل کنند؟ جرم
این کودکان
این است که در
جغرافیائی
بنام ایران و
بم متولد شده
اند که حاکمان
آن بیش از دو
دهه است که
علیه مردم آن
جنایت آفریده
و همچنان
جنایت می
آفرینند. به
این تصویر کودکان
خیابانی را در
تهران و دیگر
شهرستانها
اضافه کنید تا
عمق 25 سال
کثافت این
رژیم را دریافت.
داوطلب
شدن برای
بعهده گرفتن
سرپرستی
کودکان بی سر
پرست
بم از طرف افراد
و اشخاص و یا
سازمانها و
نهادهای دفاع
از کودکان
اقدام و
احساسی
انسانیست اما این
راه حل اساسی
این معضل نیست
چرا که خود رژیم
در شرایط قبول
و پذیرش چنین
امری اساسا در
جستجوی منفعت
خویش است و به
عنوان یک
مافیای دولتی
و "مشروع" این
حق را برای
خود برسمیت می
شناسد که که
این کودکان را
در اذای وجه
به افراد و نهادها
واگذار کند
باید جلو این چنین جنایاتی
را که از
زلزله بم مخرب
تراست گرفت و
آنرا افشا
کرد.
می
توان کاری کرد
که این رژیم
را وادار کرد
تا از طریق
کمکهای بین
المللی موجود
و دیگر
امکانات مادی
جامعه
بالاترین
سطح از
امکانات را
برای مداوا،
مسکن مناسب و
تحصیل این
کودکان را
فراهم نماید .
این هزاران
کودک تمام
کسانی را که
سرچشمه احساس
عواطف عشق صمیمیت
و در کل
زندگیشان بود
و بانی اصلی
آن همین رژیم
جمهوری
اسلامی است، را
از دست داده
اند. وظیفه
خطیر و عاجل
تمام
سازمانها و
جریانات و
احزاب انسان
دوست و مدافع
حقوق کودکان
است که از
راههای مختلف
تلاش کنند تا
وضعیت و شرایط
غم انگیز
کودکان
بازمانده از
زلزله بم را
در سرلوحه
فعالیتهای
خود قرار دهند
و از هر طریق
ممکن این
رژیم
را تحت فشار
قرار دهند تا
به وضعیت این
کودکان
رسیدگی کند.
گوشه دیگر این
پشتیبانی
اعتراضات عمومی
مردم
علیه رژیم و
در پشتیبانی
از رسیدگی به
وضعیت و شرایط
کودکان
بازمانده زلزله
بم است. رهائی
و نجات واقعی
کودکان بی سرپرست
بم و تمامی
مردم ایران فقط و
فقط با به زیر
کشیدن این
رژیم 25 سال
جنایت امکان
پذیر است.
عبدل گلپریان 2004/1/10 abdolgolparian@yahoo.com