|
يوم الله زلزله بم
و دوستان دروغين مردم
(به نقل از ايسکرا ١٩١)
ايرج فرزاد
ابعاد فاجعه انسانى زلزله بم، روز بروز آشکارتر ميشود. تعداد کشته ها بسيار بيشتر از ارقام رسمى رژيم اسلامى است، اعلام کرده اند که ٣٠٠٠ نفر از مجروحانى که به زاهدان و جيرفت منتقل شده بودند، جان سپرده اند، در زمان تنظيم اين شماره ايسکرا، طبق آمار منتشره در روزنامه هاى رژيم اسلامى آمار کشته ها به مرز ٥٠ هزار نفر رسيده بود و ارقام واقعى را مردم منطقه بسيار بيشتر ارزيابى کرده اند، شايعه شيوع وبا در منطقه زلزله زده بشدت قوى است و نگرانى و دلهره بازماندگان از پيامدهاى اين فاجعه دردناک، غم و اندوه از دست رفتگان را بر آنان سنگين تر کرده است. چپاول کمکهاى ارسالى به مردم بم از جانب ارگانهاى وابسته به رژيم از همان دقايق اوليه وقوع حادثه با وقاحت آغاز شده است. کمکهاى ارسالى در انبارهاى سپاه پاسداران و بسيج و کميته هاى وابسته به رژيم اسلامى، بعد از مدتى کوتاه سر از بازارها و بازارچه هاى ديگر شهرها درآورده اند و بى تفاوتى در برابر بازماندگان اين فاجعه آمار تلفات را بالا تر و آلام و درد و مصيبت بازماندگان را سنگين تر کرده است. آشکارا معلوم شده است که مردم مطلقا کمترين اعتمادى به هيچ ارگان وابسته به رژيم ندارند. اين حقيقت را اولين گزارشات و اخبارى که سد سانسور رژيم اسلامى را پشت سر گذاشته اند، بخوبى نشان ميدهد.
اين هزاران نفر زير آوار زلزله مدفون شده ميتوانستند اکنون زنده باشند، اگر رژيم اسلامى بر ايران حاکم نبود و هزينه نگاهدارى خيل طفيليهاى اسلامى، نهادهاى سرکوبگر، بساط بيت رهبرى و دهها موسسه و نهاد مثل انصار حزب الله و بسيج و سپاه و وزارت اطلاعات و ارتش و مراسم ستادهاى خرافات و نماز جمعه و ديگر مناسک ارتجاعى صرف رفاه مردم، امنيت آنها و رفاه آنها ميشد. ميشد اگر در يک برآورد کمترين احتمال اين وجود داشت که منطقه اى مانند بم زلزله خيز است، کل ساکنين و تمام شهر را در منطقه امن ترى بازسازى کرد، ميشد فقط و تنها آثار و بقاياى "تمدن" اسلام و ميراث باستانى نشانه و سمبل هويت قوم و ملت را، غم و شيون از دست رفتن کلوخ و آجر بناهائى از نوع مسجد ارگ و قلعه بم و يادگارهاى فتحعلى زند و آقاخان و يادگار گزمه هاى دوران برده دارى و فئودالى و خانخانى را به دامن عشاق ملى مذهبى و مجالس روضه و نوحه خوانى آنها سپرد و انسان را و مردم را و جان کودکان و نسلى را که سالهاى سال ديگر براى زندگى با ما و همراه ما و نسلهاى آينده بشر پيش رو داشتند حفظ کرد. ميشد با آن بغض شادى و آن عشق به زندگى که بخاطر نجات کودکى در آغوش مادر جان باخته اش گلوى ما را فشرده است، شوق زندگى دهها هزار انسان را جشن بگيريم و شيون ويرانى خرابه هاى دوران عتيق را به مستشرقين جدا شده از عالم انسانيت واگذاشت، ميشد با عظمتى که انسان در چيرگى بر طبيعت و مهار قوانين کور آن يافته است، براى هميشه بشر را در برابر هر حادثه و سانحه طبيعى بيمه کرد، فقط به آن شرط که مردم بر سرنوشت خود حاکم بودند و مجبور نميشدند که براى تداوم حاکميت اقليتى استثمارگر و دولت آنها و براى بقاى سلطه کار مزدى و بردگى براى سرمايه و سود و ارزش اضافى تحت هر شرايط ناامن، چه از نظر کار و شرايط کار و چه از نظر خطرات ناشى از حوادث طبيعى مجبور به زندگى باشند. اين حادثه کيفرخواست ديگرى است عليه نظام سرمايه دارى و در اوضاع ايران اعلام جرمى است عليه حاکميت اسلام سياسى و حکومت مشتى بيکاره جانى، طفيلى و سربار، آخوند و مکلاى شبه آخوند و حاميان رنگارنگ آنها که منابع و امکانات جامعه را صرف بقاى رژيم جنايتکار خود کرده اند. اما در اين ميان آنچه که سيماى دوستان دروغين مردم و ياران پنهان و خجول رژيم اسلامى را بيش از پيش افشا ميکند، دفاع متعصبانه بقاياى طيف فروپاشيده جبهه حکومتى و غير حکومتى دو خرداد از مشروعيت رژيم اسلامى است. زلزله، يوم الله خمينى و غضب خداوندى براى "آدم" کردن بندگان تعريف شد. خمينى رهبر روحانى کل طيفهاى دو خرداد نيز بود و کماکان هست. خانم شيرين عبادى شرمگين بود از اينکه جايزه صلح نوبل را به شاگرد رژيم يوم الله خمينى، جناب خاتمى ندادند، او با صداى رسا اعلام کرد که با کمال خضوع و خشوع اسلامى ملى حاضر است بر دست نمايندگان مجلس اسلامى که حقوق بشر را با رژيم يوم الله ها آشتى داده اند، بوسه بزند. طيفى از بقاياى اکثريت فدائى و شاگردان و استادان مکتب حزب توده که تا ديروز در ماجراهاى قتل و کشتار يوم الله هاى ديگر زخمى داده بودند و بعنوان افتخار در تاريخ شان ثبت کرده بودند، با شکست دو خرداد، وانمود کردند که ميخواهند رژيم اسلامى را به شيوه "مسالمت آميز"، "برکنار کنند" و "جمهورى خواه" بشوند، اما پيوند خونى اينها با مبانى جمهورى اسلامى و اشتراک خاستگاه و ديدگاه آنان در برخورد به مردم ايران، اجازه نميدهد بدون رجوع به خود رژيم اسلامى و پايه هاى آن از اين رژيم جنايت عبور کنند. اين معضل و اين تناقض و اين رذالت سياسى را چگونه ميتوانند به مردم ايران قالب کنند؟ لابد تجربه پوست کلفتى و دنائت در دفاع از رژيم اسلامى برايشان تضمين خواهد کرد. ميدانند که خانم شيرين عبادى از جنس خودشان است، ميدانند که او در عالم آشکار گفته است که قصد دارد روحى در جسد متعفن اصلاح رژيم جانيان اسلامى بدمد، با اينحال گفته اند و فراخوان داده اند که کمکهاى مالى را از طريق شيرين عبادى به دست مردم بم برسانند! و چه کسى ميتواند ترديد کند اين يعنى سپردن کمکها به رژيم اسلامى در شرايطى که حمايت مستقيم از رژيم اسلامى به وقاحتى غير قابل تصور نياز دارد.نه! هيچکس و مطلقا هيچکس نبايد اجازه دهد که حتى يک ريال از کمکها به مردم زلزله زده بم به خانم شيرين عبادى و از آن طريق در اختيار نهادهاى وابسته به رژيم اسلامى قرار گيرد. مردم مصيبت زده، مردم مستاصل و در هم کوفته در يک فاجعه وحشتناک را نبايد محمل چپاول رژيم جنايتکاران اسلامى کرد و عواطف و احساسات آنان را موجب و بهانه و سببى براى بستن الفتهاى ياران ديرين يک رژيم تبه کار و جانى اسلامى قرار داد. سو استفاده از احساسات جريحه دار شده مردم زلزله زده، و گرو گرفتن عاطفه انسانهاى فروکوفته و لطمه ديده در يک فاجعه عظيم انسانى براى لانسه کردن دوستان دروغين و فريبکار مردم از نظر اخلاق سياسى ناشايست، عوامفريبانه و رذيلانه است.
مردم مدتهاست از رژيم اسلامى و از طيف اصلاح اين رژيم عبور کرده اند. هر کسى که ريگى در کفش ندارد و صميمانه قصد دارد مردم له شده زير فاجعه زلزله بم را تسکين و يارى دهد، بايد تلاش کند که کمکها را بدون هيچ واسطه اى بدست مردم برساند، بايد سعى و تلاش کند تا هر امکان و وسيله فردى و جمعى را که در اختيار دارد به کار گيرد تا به نهادهاى انساندوست، دولتهائى که به مردم بم کمک ميکنند و موسسات کمک رسانى بين المللى بگويد و توصيه کند که راهى براى تماس بلاواسطه با مردم را جستجو کنند، بگويد که کمک از طريق دوستان دروغين مردم، بازار لفت و ليس و چپاول و تاراج ارگانهاى رژيم اسلامى را گرمتر ميکند. واقعيت اين است که مردم ايران و مردم مصيبت زده بم، در همين فاجعه زلزله و در موارد ديگر مصيبتهاى اجتماعى و طبيعى به خوبى ميدانند که طفيليهاى لانه کرده در ارگانهاى سرکوبگر رژيم اسلامى بساط غارت و چپاول و دزدى را پهن ميکنند و به حق انتطار دارند که هر انسان شريف، هر نوعدوست، هر سازمان سياسى و حامى مردم و هر کسى که واقعا دلش از اين فاجعه بدرد آمده است، به اين حقيقت احترام بگذارند و از تحت کنترل گرفتن کمکهاى نقدى و جنسى و امدادى توسط هر نهاد مستقيم و يا غير مستقيم وابسته به رژيم اسلامى جدا خوددارى کند. شرف انسانى و حس انساندوستى و هميارى هيچکس نبايد موجب کوچکترين وجهه براى رژيم اسلامى و عوامل رنگارنگ آن باشد. نبايد اجازه داد که دوستان دروغين مردم بر بستر درد و مصيبت و زخم هاى عميق بر پيکر جامعه، پيوندهاى فروريخته و افشا شده و بندهاى پوسيده خود با رژيم اسلامى و بنيانهاى آنرا بازسازى و ترميم کنند. نه! مردم ايران نبايد اجازه استمرار اين رذالت سياسى مکتب توده ايستى را بدهند.
با اينحال برخى دولتها و نهادهاى بين المللى، عليرغم غرق شدن مردم بم در مصيبت و استيصال ناشى از آن، کمکهاى جنسى و نقدى و داروئى را در اختيار ارگانهاى رژيم اسلامى و يا افراد دست بوس آن قرار ميدهند. مردم بايد با هوشيارى کامل به ليست کامل اين ارقام و اقلام دسترسى داشته باشند و مصرا بخواهند که اين کمکها علنا و در جزئيات به اطلاع عموم و از آن طريق به اطلاع و در اختيار مردم مصيبت ديده برسد. بايد از بالاکشيدن حتى يک ريال اين کمکها توسط ارگانها و نهادهاى رژيم اسلامى جلوگيرى کرد و اجازه نداد که درد و غم و اندوه مردم لطمه ديده در اين فاجعه انسانى، موجبى براى جلب کمترين احترام به دشمنان پوشيده در لاف دوستى با مردم بشود.
|