زنده گي مرگ وديگر هيچ!

 

 

در كاليفرنيا سه نفر بر اثر زلزله كشته مي شوند. اين سه تن بد شانس ترين آدمها در آن ديار بودند كه در بدترين زمان در بدترين مكان بودند. در سايه سياه حكومت اسلام اما بد شانس ترين آدمها زنده ها هستند! كه در بدترين زمان و در بدترين مكان اين كره مثلا زنده گي مي كنند.

در سايه حكومت الله سرنوشت انسان به دست خداي قهار است كه مدام بنده گانش را امتحان مي كند. تا قدرت آنها در مقابل درد و رنج بسنجد تا ايمانشان تقويت گردد! ايا چنين موجودي بيمار نيست؟

در سايه حكومت الله زنده بودن جرم است. خدا و نماينده گانش دست به دست هم داده اند كه نسل بشر را از زمين محو سازند. شما را اگر بر اثر فشار عصبي روزانه از پاي در نياورند، بر اثر دود و مواد آ لا ينده مسموتان مي سازند. اگر جان سالم بدر ببريد در جاده ها به قتل مي رسانند، اگر جان سختي كنيد سيلاب به جانتان مي اندازند و زلزله هر گونه راه فرار بر شما خواهد بست.

حكومت اسلامي خودش را در قبال هيچ انساني مسئول نمي داند. سالهاست خودشان اذعان مي كنند كه جاده هاي ايران قتلگاه است، ده ها هزار نفر در تصادفات جان مي بازند. كك شان نمي گزد. هزاران نفر بر اثر حوادث ناشي از كار كشته مي شوند، چون حادثه است كسي مسئول نيست جز مقتول! باران رحمت اللهي به زحمت اللهي تبديل مي شود و همه چيز را سر راهش ويران مي سازد جز دعوت به صبر در مقابل تقدير اللهي كاري ديگري نمي دانند. دهها سال است زلزله هاي مرگبار ايران را در مي نورد.از نظر حكومت اسلام غير از صبر كار ديگري مگر مي شودكرد. دو روز صبر كردند تعداد كشته ها به 20 تا 30 هزار نفر رسيد. بهترين كار در نزد ايشان طلب مغفرت براي مرده گان است.

زنده گي در سايه حكومت الله مرگ است. از در و ديوارش مرگ و نيستي مي بارد. «انسان به دنيا مي ايد كه بميرد» پس چه جاي گله و شكايت، امروز نه فردا خواهيم مرد آن هم نا غافل و هنگامي كه در خواب شيرين صبح گاهي هستي پس فقط و فقط به فكر آخرت باشيد و عذاب جهنم. اين وعده چنين حكومتي است.

در جمهوري اسلامي ميليون ، ميليون خرج مي كند كه مثلا در حوزه هاي علميه درس نجاسات و مطهرات به دهند كه چگونه مي شود انسان را تحقير كرد. و همين حكومت درمقابل حوادثي مثل زلزله دست گدايي به سوي مردم دراز مي كند كه آن را هم وسط را به يغما مي برد.

زنده كي در سايه جمهوري اسلامي مرگ است و ديگر هيچ. براي اينكه زنده گي را به زنده گي تبديل كنيم و از زنده بودن خود لذت ببريم بايد سايه خدا را از روي زنده گي مان محو سازيم.

ياشار سهندي

7/10/82