سه شنبه، ٩ دى، ١٣٨٢

 

زلزله بم ايران و جهان را شديدا تکان داد، وقت پاره کردن زنجيرها فرا رسيده.!

 

اوساعلى

http://iskra.persianblog.com

iskra_0@yahoo.com

 

 

در طول حياط زندگيم اينقدر حالم بد نبوده، بغض دارد خفم ميکند، بدنم از تنفر وانزجار شديدا ميلرزد، ۴روز اخير کمتر از يک گنجشک خوردم و آشاميدم، صحنه ويران شده شهر بم و اجساد بچه و پير و جوان مثل فيلم مدام جلو چشمم ظاهر ميشود. شکى نيست و ميدانم تويى که الان جملاتم را ميخوانى دقيقا همين احساس را دارى. و به ميليون انسان ديگر در ايران  و جهان. اين زلزله نبود، اين زنده بگور کردن ۴٠٠٠٠ انسان است، در روز روشن، جلو چشم ۵ ميليارد انسان. در عصرى که ميشه به کره ماه مسافرت کرد، در عصرى که ميشه با امکانات و تکنولوژى که با خون و نيروى خودمان ساخته شده جلو اين نوع اتفاقات را گرفت.  اينهمه توليد ميکنيم و ميسازيم ولى لايق يک پتو در شب سرد کوير نيستيم، ١ ليتر آب مستحقمان نيست، چادرو خيمه اى که خودمان ساختيم از آن محروميم که شب را در آن به روز برسانيم.  آهن و بتون را ما توليد ميکنيم ولى خود زير کاهگل و روى حصير ميخوابيم. سالى ١٢ ماه مثل ماشين توليد ميکنيم و خود را در بازار کار ميفروشيم براى اينکه فرداش زنده بمانيم، تيکه نونى سرسفره براى جيگرگوشه هامان داشته باشيم. آخه منت چى سرم ميگذاريد نا انسانها؟ جانيان اسلامى، وحشيان عصر جديد اين دنيا را از ريشه من بنا نهاده ام، حالا بايد بخاطر پتويى که ميليونها از آن با دستان زمختم درست کرده ام يک شبه جانم را بدهم؟ آى تف بروى شما! به کجا ميرويد؟ فکر ميکنيد مردم ديگر " اين خواست خدا است " را از شما ميپذيرند؟ باور کنيد پوستتان را ميکنند، با ريش و پشمتان آويزانتان ميکنند، خدا و قرآن کثيفتان را آتش زده و خاکسترش را به فاضلاب مياندازند. من مخالف اعدام هر موجود و جاندارى هستم، ولى باور کنيد مردم عاصى و خشمگين از اسلام و خدا و قرآن از حالا تيرک چراغ برقها را گريس ماليده و طناب را برايتان آماده کرده اند. آنوقت ميبينيم که "خواست خدا" چيست، ببينيم خدايتان چه گوهى خواهد خورد.

 ايرانى آزاد در گرو کوتاه کردن دست مذهب و خدا و حکومت کثيفش از زندگى و جان و مال ماست. اين جانيان و غارتگران اسلامى را بايد به پايين کشيد. هيچ انقلابى در تاريخ بشريت ۴٠٠٠٠ جان نگرفته است. اما اينها يه شبه اين تعداد را عملا زنده بگور کردند.  بدون انقلاب رژيم منحوس الله تا به امروز بيش از ١ ميليون انسان را به عناوين مختلف کشته است. ديگر بس است، ديگر نميشود ما از از انقلاب ترساند. انقلاب به معنى کشتار نيست. مردم کشتار نميخواهند، اين دولتها هستند که هميشه کشتار ميکننند. انقلاب به معنى تغيير و دگرگونى در ساختار سياسى، اجتماعى، اقتصادى جامعه است. ايران تشنه آن است، راه دومى نيست. خدا و قرآن و حکومتش را بايد به زباله دان فرستاد و بم، شهر ماتم و مرگ را خودمان محکمتر بسازيم. ايران با تمام منابعى که دارد را ميتوان به صدر ليست کشورهاى مرفه برد. کشورى که نه تنها براى ٧٠ ميليون بلکه چندين برابر اين رقم را ميتواند براحتى تامين کند. اين شدنيست و کار ماست، طبقه کارگر، ما توليد کننده گان و استثمار شده گان، ما مزدوران کار، طبقه اى که هيچ ندارد از دست بدهد جز زنجيرهايش ولى در عوض جهانى را بدست خواهد آورد. مرگ بر خدا، مذهب، اسلام، قران و آت و آشغال از اين نوع. زنده باد زندگى. زنده باد جان انسان. زنده باد انقلاب!