|
ترجمه متن سخنرانى پروين کابلى در تظاهرات زنان بر عليه خشونت در ٢٩ نوامبر ٢٠٠٣ در شهر گوتنبرگ سوئد !
با تشکر از دعوت شما!
متاسفانه بايد بگويم که خشونت عليه زنان به امرى عادى تبديل شده است و يا اينکه ميشود گفت که جزئى از حقيقتى تلخ در زندگى روزمره ما ميباشد. زندگى روزمره اى که در دوران مدرن قرار بود نشان از جامعه اى مدرنى باشد که انسان امروز بنياد نهاد.
هر بار که زنى به قتل ميرساند بايد بدانيم که مادرى در مقابل فرزندانشان ، و يا دخترى و يا خواهرى از بين ميرود. اما بالاتر از همه انسانى جانش را از دست ميدهد. بسيارى از زنانى که قربانى خشونت ميشوند، زنان و دختران جوانى هستند که هنوز از زندگى و جوان خود لذتى نبرده اند. براى من خشونت عليه زنان قبل از هر چيزى موقعيت و تناسب قوا در جامعه را نشان ميدهد. و در اين مورد صاحبان قدرت در جامعه را مسئول مستقيم اين فجايع ميدانم. جامعه اى که به فقير و غنى، و به اينکه چه کسانى صاحب سرمايه هستند و چه کسانى سرمايه اى ندارند، تقسيم شده است. در اين مورد کافيست نگاهى به موقعيت مادران تنها در سوئد بيندازيم. و يا زنانى که از ترس همسرانشان جرئت جداشدن ندارند. اينان اغلب از اقشار فقير و پائين جامعه هستند. اين زنان کسانى هستند که در هنگام جدائى تامين مايحتاج زندگى برايشان به يک معضل بسيار جدى تبديل ميشود. نگاهى به قوانين جديد اجتماعى و برخوردى که کمونها در هنگام تقاضاى کمک به اين زنان ميکنند گواه از اين حقيقت تلخ است، که مسئولين دولتى هنگام کمک به اين زنان به مانند بزه کاران با آنها برخورد ميکنند. گرفتن کمک از خانه هاى کشيک زنان، که آنها هم با مشگلات جدى براى اداره خانه هاى موقت به زنان روبرو هستند کار ساده اى نيست. آنوقت براى بسيارى از اين زنان اين سوال پيش ميايد که با وجود اين وضعيت چگونه ميتوانم جدا شوم. آيا بهتر نيست که کتک خوردن و حقارت را بپذيرم؟ شايد به مرور زمان اوضاع بهتر شد و يا اينکه اميدوار بود که وضعيت من با زنانى که بدست همسران و يا همزيشان به قتل ميرسد و يا کتک ميخورند، فرق داشته باشد.
اخيرا هم دادگاهها در پرونده هاى مربوط به تجاوز به زنان و يا آزار جسمى و روحى آنها، از فاکتورهايى مانند اينکه اين زنان با لباس نا مناسب در ملاعام ظاهر شده بودند و يا با افراد نامناسب رفت و آمد داشتند، اسم ميبرد. آنوقت بايد پذيرفت که با همين چند مثالى که بر شمردم چگونه جامعه شرايط را براى تمکين زنان به وضعيت موجود آماده ميکند. نگاهى کوتاه به اوضاع اجتماعى نشان ميدهد که اين روزها زن بودن آسان نيست.
وقتى موقعيت قوانين حاکم بر جامعه و روابط انسانها را نگاه ميکنيم بسيار طبيعى است که ببينيم که در اين روابط ديگر عشق و احترام جايى ندارد، بلکه اساس قدرت است. دادگاهى که ديروز در شهر گوتنبرگ برعليه پدرى که دختر خود را کتک زده و تهديد نموده است شروع شد، نمونه اى از اين وضعيت است.
قدرت در خانه بازتابى از موقعيت طبقات حاکم در جامعه ميباشد.آنچه جنبش راديکال ميتواند و بايد انجام دهد، اينست که بايد خواست هاى بر حق خود را از دولت خواستار شود. دولت مسئوليت دارد که شرايط تغيير اين اوضاع را فراهم نمايد. هر چند به نظر من دولت سوئد خود مسئول مستقيم از بين بردن امکان رفاهى و اجتماعى موجود زنان است. براى ايجاد شرايط بهتر در امر برابرى و تغيير اين اوضاع بايد مسئوليت بيشترى را از دولت خواست . بايد از آنها خواست که بطور جدى در برنامه ريزى دولتى در امر برابرى سرمايه گذارى کنند. از جمله اينکه بايد اهميت بيشترى به مراکز آموزشى که تربيت نسل آينده را بعهده دارند داده شود. براى مثال بايد به آموزش جنسى در مدارس توجه بيشترى نمود. حقوق هاى نا برابر بين زنان و مردان براى کار مشترک مسئله اى جدى است که بايد براى آن فکرى کرد. دستگاه قضائى بايد پرونده زنان و دخترانى را که کتک ميخورند و يا مورد تجاوز قرار ميگيرند مورد توجه و بررسى ويژه ترى قرار دهند. و ديگر اينکه تغيير قوانين براى بهتر شدن اوضاع زنان چيزى است که نه تنها زنان بلکه کل جامعه از آن بهره مند خواهدشد.
پيام من به شما که امروز در اينجا جمع شده ايد اينست که نبايد بيشتر از اين درعزاى زنانى که مورد خشونت قرار ميگيرند و از بين ميروند نشست، بايد مبارزه جدى ترى را براى تغيير اين اوضاع پيش گرفت. اين مبارزه بايد متوجه قدرت سياسى در جامعه باشد.
متشکرم
|