بازگشت به صفحه اول

مقالات

اطلاعيه ها

منتخبی از آثار منصور حکمت



فقط يک نکته

( مورد ششم )

 

نادر بکتاش

8 نوامبر 2003

ششمين مورد شايد مهم‌ترين مورد باشد.  در اوقع اين اتفاقات خارج از عمل شما افتاده است اما شما سعی می‌کنيد به سود خود آن‌ها را مصادره کنيد و همين موجب می‌شود امضا کردن نامه‌ی شما عملی مشخص در جهت مثلا افشای عدم سازگاری اسلام با حقوق بشر نباشد چيزی به مراتب فراتر باشد. ( شبح ادامه بحث در رابطه با نامه سرگشاده  اعتراصی به کميته نوبل)

 

من هم فکر می کنم - بدون شايد - که " ششمين مورد " مهمترين مورد است. به همين دليل فقط به همين مورد اشاره ای می کنم و موارد بقيه را سعی می کنم به تدريج در نظرخواهی وبلاگ تو توصيح بدهم.

 

چه مساله ای در اين نکته طرح می شود؟ مساله ای که همراه با هر جنبش اعتراضی مداوما از طرف احزاب و رسانه ها و افراد در اروپا نسبت به هم مطرح می شود : " مصادره " اعتراضات  توسط احزاب يا سنديکاها.  اگر سنديکای معلمين در فرانسه اعتصابی به راه بيندازد، روزنامه های راست می نويسند که فلان خواسته مشروع معلمين را حزب سوسياليست " مصادره "  کرده است زيرا سنديکای معلمين رابطه نزديکی با اين حزب دارد و نماينده های راست در مجلس هم هميِن را فرياد می زنند. اگر ث ژ ت اعتصابی سازمان بدهد، انگشت اتهام به طرف حزب کمونيست می چرخد.  در بحبوحه مخالفت های فرانسه با جنگ آمريکا در عراق، رسانه ها و مقامات آمريکايی می گفتند که فرانسه می خواهد نزد " عرب ها " خود را عزيز کند  تا بهتز بتواند منافع خودش را پيش ببرد، می خواهد اعتراض ضد جنگ اعراب  را " مصادره " کند. اگر يک سازمان کوچک سنديکايی اعتراضی را در کارخانه ای شروع کند، اين اعتراض گسترده شود و بعد سنديکاهای بزرگ مثل ث اف د ت  و ث ژ ت هم به آن ملحق شوند، آن سازمان کوچک سنديکايی داد و فرياد می کند که دارند اعتراضش را " مصادره " می کنند.

 

اين يعنی تحزب، ِيعنی جنگ قدرت، يعنی همين دمکراسی و جمهوری و نهادهای مدنی و غيره که همه در ميان روشنفکران ايرانی سنگش را به سينه می زنند.  احزاب،  سنديکا و سازمان و انجمن های مختلف درست می کنند، نارضاِيتی ها را سازمان می دهند تا نيرومند تر بشوند، خودشان را بيشتر به مردم بشناسانند  و در انتخابات بعدی رای بيشتری کسب کنند.   اين پديده را نميشود کاريش کرد ! می توان آن را غير اخلاقی دانست ( عده زيادی سياست را به طور کلی و به طور اجتناب ناپذير غِير اخلاقی می دانند ). می توان هم در کل آن را پذيرفت و در هر مورد آن را از نظر اخلاقی و سياسی و غيره بررسی کرد ( شخصا برخوردم از نوع دوم است ) .

 

 می نويسی : همين موجب می‌شود امضا کردن نامه‌ی شما عملی مشخص در جهت مثلا افشای عدم سازگاری اسلام با حقوق بشر نباشد چيزی به مراتب فراتر باشد .  از کجا به اين تناقض می رسی؟  هم عملی مشخص با اهداف و قانونمندی های  خاص خودش در اين زمينه است  -  در ادامه بسياری از اعمال ديگر مثل نوشتن در اين زمينه و عليه سنگسار کميته درست کردن و کنفرانس مدوسا گذاشتن  - ،  و هم " چيزی به مراتب فراتر "، يعنی مخالفت با کليت جمهوری اسلامی و کلا نظام دينی و نيز بويژه  بيان کردن و نشان دادن اينکه حزب کمونيست کارگری در صف اول اعتراض به اسلام و اسلام سياسی ( و منجمله اين تشبث برای  سازگار نشان دادن اسلام و حقوق بشر ) است.  حتما " بويژه " تو را شوکه می کند. اين ظاهرا برگ برنده استدلال تو است ( "می خواهيد مصادره کنيد"، " چيزی فراتر پس کله تان است " )،  اما از نظر من هدف و خواست و نتيجه طبيعی و ابتدايی تحزب است.  تحزب مدرن،  سر و کاری با " تو نيکی می کن و در دجله انداز "  و " تواضع ذاتی ايرانيان "  ندارد. فعاليِت های مختلف ما، حلقه های مختلفی از يک زنجير هستند : زنجيری  که بايد ما را به قدرت برساند. اگر ايرادی داری بايد به مضمون مشخص هر کدام ار اين فعالِت ها و يا برنامه کلی ما برای قدرت و آينده ايران  باشد : بايد اتبات کنی که کميته عليه سنگسار در کارش جدی نيست، صرفا ويترينی برای طرح حزب است؛ بايد اثبات کنی فدراسيون پناهندگان تا کنون جان بسياری را نجات نداده و فقط حرب را مطرح و چاق تر کرده؛ بايد اثبات کنی که همين نامه سرگشاده ... نتوانسته است صدای افراد تنهای معترض به بيانيه را متحد، رسا و قوی بکند و تاثير داشته باشد.  بايد ...  . لابد نوشته اخير من هم " مروری بر اوضاع سياسی ايران "  که در آن خيلی از حزب تعريف کرده ام و آن را به عرش اعلی رسانده ام و آن را به عنوان انتخاب اجتناب ناپذير در مقابل مردم ايران گذاشته ام،  تو را از کوره به در برده است.  اگر بخواهی ايراد بگيری، بايد ثابت کنی که با واقعيات انطباق ندارد و حقيقت را نمی گويد.

 

روش برخورد همان مردمی که توصيه می کنی به ميانشان برويم و زبانشان را ياد بگيريم، و محک ارزيابی آنها، روش یرخورد و محک تو نيست : واقع بينانه به  يک حرکت مشخص  نگاه می کنند و اگر در جهت تمايل و منافع شان بود، به آن ملحق می شوند.  معضلات تو، معضلات فرهنگی - روانشناسی و تاريخی يک قشر بسيار محدود و خوشبختانه بسيار کم تاثير روشتفکری ايران است که اعوجاجات ذهن خودش را بيشتر از حرکات مادی دنيا و جامعه و حرکات جمعی دوست دارد ( اميدوارم از صراحت لحنم نرنجی ).

 

در آخر، مهم ترين :

همان نوع نامه ای را که تصور کرده ای، بنويس و برای آن امضا جمع کن. من  آن را امضا خواهم کرد و ديگران را هم به امضا آن دعوت خواهم کرد.

 

 

 

Fax:00448701351553

Email:rowzane@yahoo.com

بازگشت به صفحه اول