|
يک
نوبل صلح و چند جنگ کوچک!
نادر
بکتاش
هجده
مهر هزار و سيصد و هشتاد و دو
ده
اکتبر دو هزار و سه
1
- ويليام فاکنر نويسنده " خشم و هياهو " در مراسم کسب جايزه نوبل گفت :
احساس می کنم که اين جايزه را به کارم داده اند
و نه به خودم (نقل از حافطه؛ منظور اين است که
نه روابط که ضوابط باعث انتخاب رمان او به
عنوان برنده نوبل شد).
2
- جايزه نوبل صلح به خانم شيرين عبادی به عنوان يک اصلاح طلب رسمآ غير دولتی مورد
قبول دولت داده شد.
در اين انتخاب نه روابط عمل کرد و نه ضوابط.
اين يک انتخاب کاملا سياسی و بر اساس مقتضيات
عملی روز اروپا بود. مساله اسلام سياسی و
تروريسم اسلامی در مرکز توجهات جهان بورژوايی
(تمام گرايشات آن) قرار گرفته است؛ پايتخت
جهانی و منطقه ای اين جنبش و اين مشکل جمهوری
اسلامی ايران است؛ از چندی پيش شايعات در هوا
می چرخيد و معلوم بود که نوبلی به يک ايرانی
داده خواهد شد : نه
به خاطر روابط کانديداهای محتمل مثل گنجی يا
آقاجری يا عبادی (که البته اصلا حرفی ازايشان
نبود)، يا ضوابط و
اين که واقعا يکی از آنها در زمينه فعاليتش
کاری کارستان کرده و بايد جايزه بگيرد : به اين دليل سياسی که جهان بورژوايی
اروپا تلاش می کند جمهوری اسلامی و به همراه
آن اسلام و تروريسم آن را با روش های خودش رام
کند (و آمريکا را هم به دنبال خود بکشد). شايد
اگر يک سال پيش بود گنجی يا آقاجری می
توانستند اين جايزه را بگيرند، اما امروز بعد
از نا اميدی از اصلاح طلبان دولتی ايرانی و در
بحبوحه کلنجار اتمی
با ايران، بيش از حد بی
اعتبار می شد. شيرين عبادی به خاطر اصلاح طلب
طرف حکومت بودنش و اميد اروپا ( و آمريکا ) به
حفظ و عاقل کردن جمهوری اسلامی، و به
خاطر نااميد شدن همين ها از اصلاح طلبان
حکومتی و تغييری چشمگير در چارچوب جمهوری
اسلامی، انتخاب شد.
3
- با اين وجود، مستقل از انگيزه
های چند نفر عضو ژوری نوبل
و فشار فضای بين المللی و گرايش های
تعيين کننده سياسی جهانی
و نقشی ابزاری که به ايشان داده اند، خانم
عبادی بايد به عنوان خودش با يک پراتيک معين
اجتماعی ارزيابی شود : ايشان يک اصلاح طلب
محافظه کار غير حکومتی هستند که بر اساس
ادراکات خودشان که در رابطه با انتظارات قدرت
حاکم تنظيم و تحديد کرده اند عمل می کنند.
انتخاب شان است، بايد
آزاد باشند و بر ايشان حرجی نيست. ثبات قدم چند
ده ساله ايشان قابل احترام است و حتما موجد
تغييراتی هم شده اند، بسيار بيشتر و جدی تر از
گله اصلاح طلبان وراج حکومتی.
انتقادی وجود دارد بايد با ايشان بحث کرد.
در مصاحبه های تا کنونی بعد از نوبل ايشان
بسيار دست به عصا و در چارچوب اصلاح طلبی
دولتی حرف زده اند (هر چند که بی حجاب اسلامی
ظاهر شدن ايشان در تلويزيون و عکس ها جالب است).
امروز برنده نوبل صلح 2003 در
مقابل يک انتخاب قرار دارد : آيا از موقعيت جهانی
خودش برای پيشبرد قدرتمند تر و صادقانه تر
فعاليت برای حقوق زنان و کودکان و آزادی
استفاده خواهد کرد يا محافظه کار تر و ارتجاعی
تر و " مسلمان معتقد " تر خواهد شد؟
آيا کماکان در درون مرزهای
تاکنونی سخن خواهد گفت و
عمل خواهد کرد، يا اينک که جهانی را می تواند بسيج
کند قدرت حاکم را ناگزير خواهد کرد که مرزهای
عمل و انتظار خود را
از او تنگ تر کند؟ چرا در مصاحبه خودشان علاوه بر
خواست آزادی زندانيان سياسی و وکلا و
ژورناليست ها (که پيام و ترجمه روز و ما به ازا
واقعی و سياسی عملی اش بيش و پيش از هر چيز
همدردی با اصلاح طلبان حکومتی است) از آزادی
کارگران و معلمين و پرستارانی که به جرم
اعتراض در زندان هستند، صحبتی نکرده اند؟ چرا
خواهان لغو اعدام افسانه نوروزی و تشکيل
دادگاهی بی طرف برای رسيدگی به پرونده زيبا
کاظمی نشده اند؟ سرنوشت
اين دوزن تا لحظه اعطای نوبل به ايشان در صدر
اخبار جهانی بود. حضور ايشان اين اخبار را کم
رنگ کرد و خودشان هم کمکی به فراموش نشدن آن
نکردند.
4
- اين هياهو، روی ديگر سکوت در قبال مبارزه
مينا احدی و ثريا شهابی و ميليون ها زنی است که
در تهران و برلين و مشهد و تبريز و سنندج و
استکهلم برای تحمِل
حقوق زنان و کودکان به اسلاميون " دمکراسی
پذير " خانم عابدی می رزمند. خانم عبادی
بايد نشان دهد که کجای اين جنگ قرار دارد.
مبارزه راديکال امثال مينا احدی در حال
شکستن سکوت مديای غرب و راه باز کردن تا حتی
سی ان ان است، دير يا زود ايشان و ديگر
اصلاح طلبان غير حکومتی و غير دولتی بايد جبهه
اجتماعی خود را تعيين کنند.
5
- برنده جايزه اسکار در مراسم امسال عليه جنگ
بوش به خشم آمد، خانمی که اسلام " زن کشتزار
مرد است " و " زن
نصف مرد است " را
در هيج تناقضی با حقوق زن و بشر نمی بيند،
هيچ اعتراضی به کسی ندارد؟
6
- ايشان در مصاحبه با راديو فردا می گويند : "
تقاضاي من از دولت ايران،
تقاضائي كه امروز دارم و در گذشته داشتم و در
آينده خواهم داشت اين است كه همه بايد متحد
شويم و با هم براي احقاق حقوق بشر در ايران
بجنگيم. "
اگر
" گفتگوی تمدن ها " ی خاتمی راه به جايی
برد، تقاضای اين برنده نوبل هم برای "
گفتگوی دمکراتيک همه با هم " با دژخيم های
آزادی ايران گرهی از مشکلات مردم اين کشور و
کودکان و زنان آن باز
خواهد کرد. شايد دويست نفری بيشتر را به سراغ صندوق
رای و انتخابات آتی منتخب شورای نگهبان
بفرستند. آيا ايشان فراخوان شرکت در
انتخابات اسلامی خواهند داد؟
7
– به هر حال نحوه مداخله اروپا برای تغيير در ايران
بهتر از بمب های آمريکاست!
اما بايد اهداف و معنای حرکات اين پير کهنسال
استعمار را که دستی به سر و روی " ايرانيان
مفلوک و حقير " می کشد و مانند بچه ها آن ها را
تشويق می کند و دم برايشان تکان می دهد،
و اين موج سطحی و ايدئولوژيک " غرور ملی
" را که حداکثر سه ماه ديگر راکد و مرداب می
شود و در مقابل واقعيات نظامی که خانم عبادی
برايش پیام همکاری می فرستند به شرم و ياس
خواهد انجاميد، به مردم نشان داد.
فراخوان
اين جايزه به مردم ايران اين است : اصلاحات
مرد، زنده باد اصلاحات ( نمی خواهيم جمهوری
اسلامی را بيندازيد فقط آن را کمی اصلاح کنيد،
آزادی غير اسلامی از سر شما زياد است). بايد
مستقل از اين اهداف
سياسی و مستقل از اين که خود برنده نوبل چه
خواهد کرد، از اين عامل
مساعد بين المللی هم برای پيشبرد يک مبارزه
راديکال برای سرنگونی جمهوری اسلامی و کوتاه
کردن دست اسلام از تعرض به زندگی زنان و
کودکان و انسان ها در ايران و منطقه استفاده
کرد.
|