آهستگی يا کندی؟!

(دوستانه برای رضا قاسمی)

 

نادر بکتاش

03 مه 2003

در ايران، هرگاه حرفی به ميان آمده است از اين رمان، با نام «کندی» از آن  ياد شده است. مترجم اثر، و نشريه ی دوات «آهستگی» را ترجيح می دهند. چرا که کندی در زبان فارسی بار منفی دارد. درحاليکه اين متن، از يکسو نگاهی است انتقادی به مسئله ی «سرعت» در قرن حاضر، و از سوی ديگر متنی است در ستايش آهستگی که ويژگی قرن هيجدهم و قرن های پيش از آن است. آيا به همه ی اينها بايد اين نکته را هم اضافه کنيم که در زبان فارسی «کندی» هميشه در تقابل با «تندی» به کار رفته و «آهستگی» در تقابل با «سرعت»؟

باز هم درباره ی اين رمان سخن خواهيم گفت.  (دوات، رضا قاسمی)

 

رضا جان، با سلام

" در ایران " را نمیدانم، اما " در خارج "  من  این رمان را " کندی " اسم گذاشتم. اصلا هم مطمئن نبودم که انتخاب درستی است. از سطح زبان خودم، چه فارسی و چه فرانسه، نه احساس افتخار میکنم و نه احساس حقارت.  دو سه کلمه مترادف در ذهنم بود که یکی از مسئولین " نقطه " (که حتما میشناسی و حتما مطلب مرا در باره به سلیقه تو "آهستگی" در آن نشریه خوانده ای) تقریبا یکی از آنها را مسخره کرد و من هم حق به او دادم (با تردید گفتم : بطئیت).

 

اما، به نظر من، تفاوت :  درست است، در زبان فارسی " کندی " بار منفی دارد. در زبان فرانسه هم " la lenteur " بار منفی دارد (J’en ai marre, tu es trop lent !).  اما، این، دقیقا هدف کوندرا بوده است که از یک مفهوم منفی در عصر حاضر، یک کلمه و یک ایده مثبت بسازد؛ دنیای مطلوب خودش را، یک دنیای کند، در تقابل با دنیای غالب امروز بگذارد (دنیای سرعت). در خاتمه این خواننده است که قضاوت خواهد کرد : دنیای کند (با بار منفی اش در دنیای سریع امروز ولی حقیقت جذابش در دنیای رمان) بهتر است یا دنیای سریع (که همه دنبال آن له له می زنند)؟ برای برخی، در خاتمه رمان، " کندی " مثبت می شود. مگر نه اینکه این یکی ار خاصیتهای ادبیات است که در زبان و احساس و تفکر انقلاب به راه می اندازد؟

 

نوشته ای : اين نکته را هم اضافه کنيم که در زبان فارسی «کندی» هميشه در تقابل با «تندی» به کار رفته و «آهستگی» در تقابل با «سرعت».

 

با اجازه ات : کندی و آهستگی، هر دو یک معنا و یک مفهوم را دارند و هر دو در تقابل با سرعت هستند. تندی، اما، علیرغم اینکه سرعت هم (که بیشتر مفهومی مکانیکی و فیزیکی است) معنا می دهد ولی بیشتر به رجوع به معانی ای دیگر دارد : فلفل تند، آدم تند (خشن)، آدم عجول و رادیکال (خیلی تندی بابا، خیلی تند میری).

 

با این وجود، بحث انتخاب ترجمه مناسیب برای تیتر رمان کوندرا، بحثی صرفا  در قلمرو زبان نیست، مربوط به درک از جهان و ادبیات می شود.

 

اما، یک چیز را نفهمیدم : تو که نوشته من در باره " کندی " (یا اگر دوست داری : آهستگی) را در نقطه (1) خوانده ای : چرا از سرش پریدی؟  و اگر هم تا الان نمیدانستی (ترجیح می دادی  به یاد نیاوری) که " کندی " انتخاب من بوده است، الآن می دانی.

 

نگاهی به کندی از میلان کوندرا :  1   2