بازگشت به صفحه اول

اطلاعيه ها

مقالات

سايتهاى ديگر

آرشيو شماره هاى قبل

منتخبی از آثار منصور حکمت

اين واقعه را بخاطر بسپاريد!

دو روز قبل از اجراى مضحکه انتخابات "فعالين زنان و روشنفکران جامعه"، از معين دفاع ميکنند!

فرزندان جنبش ملى اسلامى در آخرين لحظات به آغوش مادر پناه مى برند.

شادى صدر، منيژه حکمت و شهلا شرکت و تعدادى ديگر با عجله فرياد ميزنند که ايهاالناس فرصت را از دست ندهيد و به معين راى بدهيد.

فراخوان دهندگان دفاع از معين در اطلاعيه کوتاه خود به ذکر چند دليل پرداخته اند. اما دلايل واقعى اين حرکت، پايه اى تر است.

خانمها و آقايان محترم!

شما به معين راى ميدهيد. چرا که در درجه اول از شنيدن صداى انقلاب مردم ترسيده ايد. اين مهمترين نکته است. البته اينرا در اعلاميه اتان نيز درج کرده ايد. مى فرماييد دوران " انقلابات کور به سر رسيده است"، پس بايد با هر حکومتى هر چند مرتجع، هر چند آدمکش و هر چند فاشيست کنار آمد. " اصلاحات" کلمه طلايى اين دوران نظم نوينى است و شما فراخوان ميدهيد که مردم و زنان بسوزند و بسازند و اين بار نيز چند سال ديگر زير سايه حاکميت کسانى همچون خاتمى و از همان اعوان و انصار سر کنند چرا که روشنفکران پست مدرنيست وابسته به خانواده ملى اسلامى در ايران، که بيست و چند سال نيز البته سر در آخور اين حکومت جنايتکار داشته اند، زمان را براى تغيير حکومت از طريق " انقلاب " مناسب نميدانند. و اصلا دوران اعتراض در خيابان، دوران شعار دادن و اعتصاب عمومى کردن و به زير کشيدن حکومتهاى ضد انسانى، از نظر اين جماعت بسر آمده است!!!

نکند از اين جنبش انقلابى و از انقلاب بيشتر از حکومت اسلامى مى ترسيد. شما به معين راى ميدهيد چرا که در اين نوع حکومتها اگر چه اعدام و سنگسار و زندان و شکنجه بيداد ميکند، ولى شما روشنفکران ملى اسلامى و " زنان فمينيست مدافع اسلام بهتر" هميشه جايگاه محترمى داشته ايد.

اگر خاتمى کمى بيشتر مى جنبيد و به چند نفر از شما اکثريتيها و توده اى ها و زنان حزب اللهى از خانواده خودش جايگاه بيشترى ميداد و تعدادى از شما ها وزير و دستيار وزير ميشديد، دنيا بر وفق مرادتان بود و سفر به برلين و لندن را هم که به ليست اضافه کنيد و سخنرانى در دانشگاهها در مورد تفسير بهتر از اسلام و تجارب زنان ايران در اصلاح حکومت و بازيهاى فمينيستى با دوز اسلامى را نيز که اضافه کنيم، همه چيز تکميل ميشد و شما آن موقع حق بجانب تر در مقابل ما شمشير مى کشيديد و زبانتان درازتر بود. اما دنيا بر وفق شما نچرخيد. از همان کنفرانس برلين ورق برگشت و امروز در مقابل اين حکومت سراپا جنايت اسلامى، جنبش ما ، جنبش چپ، جنبش راديکال وانقلابى است که حرف آخر را ميزند.

شما در روزهاى اخير چهره يک جنبش مدرن، راديکال، جوان و زير و رو کننده سوسياليستى را ديديد. شما به تجربه هم که شده، ديديد که اين جنبش فورا شما و مدالهايتان در دفاع از " حقوق زنان"، "حقوق بشر" را از سينه اتان کنده و همه را دور مى ريزد. همانگونه که در ميتينگ ٢٢ خرداد کرد.

شما به معين راى ميدهيد، چرا که جنبش انقلابى مردم در ايران و جنبش زنان در ايران شما و استراتژى شما را قبول ندارد. حرکت لاک پشتى در چهارچوب نظام اسلامى و چک و چانه زدن با جانوران اسلامى حاکم بر ايران از چپ تا راستش را کسى ديگر قبول ندارد.

شما فقط در سايه اين حکومت که زنان را بى حقوقترين افراد در جامعه تعريف کرده و حجاب اسلامى را قانون اعلام کرده و آپارتايد جنسى را رواج داده، است که ميتوانيد با کر دسته جمعى نسبيت فرهنگى همنوايى کرده و از " حقوق زن مسلمان" و پذيرش "ايران کشورى اسلامى است" و "فرهنگ مردم ايران اسلامى است" امتيازهاى بزرگ به مراکز تحميق و تئورى پرداز بين المللى و شرق شناسان هميشه " باشرف" طرفدار قران و اسلام و اسلام سياسى داده و از اين طريق ارتزاق سياسى کنيد.

اعلاميه کذايى شما در دفاع از معين را بايد در دنيا جار زد، اعلاميه شما در مشروعيت دادن به يک مضحکه مسخره انتخاباتى را بايد در دنيا جار زد. بايد به روشنفکر برزيلى و امريکايى و آلمانى گفت که در ايران کسانى هستند که با پرچم دفاع از حقوق زن و با مهر روشنفکران جامعه، يکبار ديگر به صف دفاع از حکومتى پيوستند که يک هفته قبل دستور چشم در آوردن داد و دو هفته قبل دستور سنگسار يک زن و همين ديروز در خيابانهاى اين مملکت پنج نفر را در خيابان اعدام کردند. و همه اينها روزانه در طول هشت سالى نيز اتفاق افتاده است که رئيس جمهور محبوب اشان، از خانواده دوم خرداد بر سر کار بوده و اينها همان سالهاى قبل نيز براى اين رئيس جمهور سينه چاک کرده و زبان منتقدين را از حلقوم بيرون ميکشيدند. جنبش برابرى طلبانه زنان و جنبش انقلابى مردم ايران حکم به رفتن يک رژيم فاشيست و سراپا تحجر اسلامى داده است و در اين مملکت تعدادى پيدا ميشوند که بر پيشانى خود مهر روشنفکر زده اند و از مردم دعوت ميکنند که به يک نفر از جانيان جلوى صحنه، يعنى به معين راى بدهند تا حکومت جنايتکار اسلامى دوام و بقا يابد و تا از همان روز اول به حکومت رسيدن جناب معين يکبار ديگر بساط اعدامهاى خيابانى راه افتد و زنان را سنگسار کنند و اين فمينيستها مدافع حقوق زن، پشت خود را کرده و در مراکز بين المللى اندر فوايد " اصلاحات در نظام" انشا نوشته و پول و جايزه بگيرند. جنبش از قعر جامعه برخاسته، جايى که در آن نه امنيت اقتصادى وجود ندارد و نه آزادى ابراز وجود و جلسه گرفتن و اندر فوائد فمينيسم اسلامى وراجى کردن، جايى که حرف زدن از حقوق انسانى با شکنجه و شلاق پاسخ ميگيرد جايى که تن فروشى تنها راه امرار معاش است و کليه فروشى براى نان خريدن و شکم بچه ها را سير کردن يک راه ادامه حيات، در اينجا همگان حکم به رفتن اين جماعت از چپ تا راستش داده اند. ادامه حيات اين حکومت يعنى فقر بيشتر، رنج بيشتر، اعدامهاى بيشتر و خونريزى بيشتر. به اين بساط آدمکشى راى نبايد داد و نه فقط اين بايد اين حکومت را به زير کشيد و بهمراه آن بساط اين اپورتونيسم مشمئز کننده و بساط اين عوامفريبى کثيف را بايد براى هميشه در هم پيچيد.

مينا احدى

١٦ ژوئن ٢٠٠٥

                                                                                                                                                             


mail to :rowzane@yahoo.com   

Fax:00448701351553

Email:rowzane@yahoo.com

بازگشت به صفحه اول