|
زير درخواست منصور حکمت زديد!
حسن صالحى
در يکى از واپسين روزهاى حيات خود، منصور حکمت در حضور تنى چند از يارانش گفت که آذر ماجدى مسئوليت اديت و انتشار نوشته هايش را بعد از مرگ وى بعهده بگيرد. اين يکى از درخواست هاى منصور حکمت بود که در بستر بيمارى و مرگ مطرح کرد و طبعا انتظار داشت که اين خواست همانطور که گفته بود عملى شود. آذر ماجدى بدنبال مرگ منصور حکمت قدم در راه عملى کردن خواست وى گذاشت. بدين منظور او بنياد منصور حکمت را بنيان نهاد و از زمان مرگ منصور حکمت تا به امروز عليرغم شرايط سخت فقدان همسرش و رفيق همرزمش به انتشار جلد ششم و هفتم آثارش پرداخت که مجموعا حدود ٧٠٠ صفحه را شامل مى شود. بعلاوه يک جلد ديگر از مجموعه آثار وى از سوى بنياد در دست تهيه و انتشار است که بزودى منتشر مى شود. اما فراتر از آن، بنياد منصور حکمت با تلاش و همکارى خستگى ناپذير و هرکولى خسرو داور عزيز يک سايت انيترنتى براه انداخت که گنجينه گرانقدر آثار حکمت را به چند زبان دنيا در خود جاى داد. اين سايت به محلى تبديل شد که از طريق آن عده زيادى به منصور حکمت آشنا شدند و آنرا هر روز "کشف کردند" و مى کنند. اين سايت در عين حال عصاى دست دوستداران حکمت در اقصى نقاط دنيا براى پيشبرد مبارزه اى شد که طبق آموزه مارکس و حکمت تنها و تنها با تلاش و دخالت انسانها مى تواند به نتيجه قطعى خود يعنى رهايى انسان بيانجامد.
حجم نوشته ها و کارهاى منصور حکمت چنان زياد است که طبعا جمع آورى آنها زمان بيشترى را طلب مى کند و انتشار همه نوشته ها و آثارش کارى نيست که امروز و فردا پايان گيرد. با اينحال صرفنظر از هر کمبودى که بنياد منصور حکمت داشته باشد، به باور من اين بنياد تا کنون خوب جنبيده و در راه برآورده کردن خواست منصور حکمت موفق عمل کرده است.
اما آيا همه دوستان سابق منصور حکمت به اين خواست وى احترام گذاشتند؟ نه! آن دسته از دوستانى که از حزب ما، حزب کمونيست کارگرى، انشعاب کردند و نام "حکمتيست" را بر خود گذاشته اند بطور تاسف بارى عليه اين درخواست حکمت عمل کردند. اخيرا آنها اعلام کرده اند که چاپ مجموعه آثارى از نوشته ها و آثار منتشر نشده حکمت را در دست دارند که امر اديتورى آن را ايرج فرزاد بر عهده داشته است. وقتى اين اقدام دوستان سابق را به لحاظ اخلاقى، حقوقى و سياسى مورد نقد قرار مى دهيم، آنها آسمان و ريسمان بهم مى بافند تا کار زشت و نادرست خود را توجيه کنند. به ما مى گويند که منصور حکمت حق انحصارى نوشته هايش را به آذر ماجدى نداده است و آنها هم حق دارند که آثارش را چاپ کنند. دوستان چه لزومى دارد که اين مسئله ساده را پيچيده کنيد؟ بهر حال منصور حکمت مى توانست در همان يکى دو بارى که تاکيد داشت، به جاى آذر ماجدى بگويد که کورش مدرسى، رحمان حسين زاده، و يا ايرج فرزاد. ولى فقط اسم آذر ماجدى را گفته است. حتما دليلى داشت. حتى مى توانست که بگويد جمعى اين وظيفه و يا مسئوليت را بعهده گيرند ولى اين را هم نگفت و باز گفت آذر ماجدى "اديت و چاپ کند"! اسم اينرا شما هر چه مى خواهيد بگذاريد درخواست منصور حکمت اين نبوده که ايرج فرزاد و يا کورش مدرسى نوشته هاى وى را اديت کنند! فهم اين مسئله واقعا دشوار است؟ نه! دوستان سابق ما اينرا بخوبى مى دانند و براى همين هم مجبور مى شوند که براى توجيه عمل خود اين درخواست منصور حکمت را طورى جلوه دهند که انگار منصور حکمت برحسب عادت به اين و آن مى گفته کارى انجام دهند بدون آنکه منظورى داشته باشد. بقول آنها حالا حرفى بوده که زده نبايد چندان هم جدى ايش گرفت و به آن احترام گذاشت. دوستان مجموعه آثار منصور حکمت پيشکشتان، شما همين يک قلم درخواست وى را داريد جعل مى کنيد.اصلا گيريم که منصور حکمت وظيفه اديت و انتشار نوشته هايش را به آذر ماجدى محول نکرده بود. چرا بايد چيزى که شما منتشر مى کنيد از اعتبار برخوردار باشد؟ مگر اين کورش مدرسى نبود که در مباحثات درونى حزب از منصور حکمت يک اعتصاب شکن درست کرد؟ فکر مى کنيد مردم يادشان رفته است؟ مگر حتى دولت دمکراتيک مورد نظر منصور حکمت کوچکترين قرابتى با دولت حجاريان کورش مدرسى داشت؟ مگر سوسياليسم همين امروز منصور حکمت با سوسياليسم کورش مدرسى که مردم را رم مى دهد هيچگونه سنخيتى دارد؟ کسى که منصور حکمت را اينطور مى فهمد و يا بعبارت صحيتر به وى آويزان مى شود بطريق اولى شايستگى اديت و انتشار آثار حکمت را ندارد و اين را خود وى مى دانست و براى همين بود که تاکيد مى کرد آذر ماجدى نوشته هاى او را ويراستارى و چاپ کند. حقيقت اين است که در طول زمان حتى در چاپ و انتشار آثار مارکس، انگلس و لنين به دفعات مصادره به مطلوب صورت گرفته است. توده اى ها سابقه طولانى ايى در اين امر دارند. خود مارکس تا زنده باد وسواس زيادى در ترجمه و اشاعه آثارش داشت. به دقت در مورد هر ترجمه اى سخن مى گفت، بعضى ها را رسما مردود اعلام مى کرد و بر شمارى ديگرى پيشگفتار مى نوشت. انگلس بعد از مرگ مارکس اينکار را با پشتکار تمام انجام داد و تا زمانى که زنده بود تلاش مى کرد که با تعهد و امانتدارى غيرقابل وصفى بر کار انتشار آثار مارکس نظارت داشته باشد. اگر اينکارها صورت نمى گرفت حتى اين درجه دستکارى و جرح و تعديل آثار مارکس بنا به مصالح سياسى بسيار بيشتر از اين مى بود. وقتى که ما اين حرفها را به دوستان سابق خود گوشزد مى کنيم، بما مى گويند که داريم انتشار ادبيات کمونيستى منصور حکمت را با سد سانسور روبرو مى کنيم. مظلوم نمايى مى کنند و در اين رابطه هشدار مى دهند! واقعا انصاف هم چيز خوبى است! دوستان گرامى شما اين حرف را به کسانى مى زنيد که روز و شبشان اشاعه آثار حکمت است. ما از راديو تلويزيون داريم ايده ها و افکار منصور حکمت را اشاعه مى دهيم و در پراتيک روزمره خود بکار مى گيريم. همان سايت و بنياد منصور حکمت اين امکان را براى شمار زيادى فراهم کرده است که آثار منصور حکمت در فرم شفاهى و کتبى در دسترشان باشد. از قضا همان کسانى که اين دوستان به آنها اشاره داند از ممسنى و تهران و برلين و لندن و رم و مسکو به اين سايت دارند مراجعه مى کنند و از ادبيات قرار گرفته بر روى اين سايت استفاده مى کنند. حتى همين آدمها اينقدر فهمشان بيشتر از شماست که با مراجعه به بنياد و حزب مى پرسند که مثلا براى انتشار نوشته هاى منصور حکمت در ايران کدام نوشته هاى را بايد انتخاب کنند.
دوستان سابق ما براى توجيه اقدام زشت خود ما را متهم مى کنند که جنگ حول "بازمانده" و "وارث" براه انداخته ايم. اين اتهام واقعا عجيب است. شما چندين ماه است که حزب ما را ترک کرده ايد و زمانى که از رهبرى حزب ما حرف مى زنيد عامدانه مى گوييد "رهبرى بجامانده در حزب کمونيست کارگرى"!! واقعا منظورتان چيست؟ معلوم است که ما در حزب مانده ايم و شما حزب را ترک کرده ايد!! پس چه قصدى از بکار بردن چنين عبارتى داريد؟ مى خواهيد بگوييد که شما "وارث" اصلى حزب کمونيست کارگرى هستيد و آنها که مانده اند نيستند؟ خوب به اين ترتيب چه کسى بحث وراثت را دارد مطرح مى کند؟ شما که هنوز از ما بعنوان "رهبرى بجامانده" و "رهبرى جديد" اسم مى بريد يا ما؟ چه کسى از بازمانده صحبت مى کند ما يا شما که اسم "حکمتيست" را با خود يدک مى کشيد؟ ما که حزبى با ايده و سنت منصور حکمت بوده و هستيم و داريم کارمان را مى کنيم. اين شمائيد که چپ و راست خود را به حکمت منتسب مى کنيد. و البته من تصديق مى کنم بخشى از انرژى ما را گرفته ايد که توضيح دهيم چرا شما به حکمت ربطى نداريد.
خلاصه کنم اين درخواست ساده منصور حکمت که آذر ماجدى وظيفه اديت و چاپ آثارش را بعهده بگيرد براى دوستان سابق ما گران آمد. خيلى ساده زير اين درخواست زدند. دوستان! شما نه براى آخرين درخواستهاى منصور حکمت احترام قائليد و نه به آموزه هاى وى پايبنديد. منصور حکمت همچون مارکس محبوب است. به آن آويزان شده ايد تا اهداف ديگرى جز منافع کارگران را از اين طريق دنبال کنيد. ما اين اجازه را به شما نخواهيم داد.
mail to :rowzane@yahoo.com
|