تجربه
قیام
اخیراهواز
پشت کردن مردم
بود به پروژه
گردانان
رفرندامی و
راه حل های
اصلاحی از
بالا.
نوید
اخگر
Nawid_Akhgar@hotmail.com
در
تجربه قیام
مردم اهواز،
خرمشهر،
آبادان، هر چه
گوش فرا دادیم
که حتی یکبار
این گوشهای
ناشنوای غیر
سیاسی "شعار
رفرندام
رفرندام این
است شعار مردم"
را از
دهان مردم
بشنود و در
عمل مردم
ببیند، نشد که
نشد.
"
رفرندام
رفرندام این
است شعار
مردمی" که
مجاهدین و
شورای ملی
مقاومت با
سرمایه گذاری
عظیم سیاسی-
فرهنگی بر روی
آن و با طنینی
آهنگین و با
بوق و زورنا و
طبل در کنسرت
های مربوطه
چنان در آسمان
غرب طنین
انداز کرده
بودند، که آن
آمریکائی
فارسی ندان هم
بخیالی که
شعاریست در
خور شان
مبارزات مردم
ایران گول
خورده! و با
لهجه شیرین
امریکائی در
میکروفون های
مجاهدین
فریاد میکشید " رفرندام
رفرندام این
است شعار
مردم!" آری،
پروژه
رفرندام مورد
توجه مردم
اهواز ، آبادان
و خطه امیر
خیز خوزستان
واقع نشد و
آنان حاضر
نشدند پرچم
سفید تسلیم ،
ذلت و ننگ را
بر سر در خانه
و کاشانه خود
نصب کنند.
گوئی
رفیق دیرین
ما آقای دکترکامبیز
روستا نیز در
گذر و گزار از
کنار
کنسرتهای پر از
باکتری
رفرندامی مجاهدین
که یکی از
شعار
دهندگانش نیز
رفیق گرامی
آقای مهندس مهدی
سامع بودند به
عارضه
رفرندام
گرفتار شدند و
نیز گذر و
گزار رفیق
کامبیز روستا
از کنار
طرحهای آقای
رضا پهلوی که
به گفته رفیق
کامبیز" نکات
دمکراتیک" در
آن پیدا کرده
بودند
خاطرشان با هو
جنجال سپاه
پاسداران و
محسن سازگارا
که حتما نکات
دمکراتیک در
رفتار ایشان
هم ظاهر گشته
بود بر آشفت و
به این هو و
جنجال "
دمکراتیک!" پیوستند
و شرف مبارزات
مردم خطه جنوب
را که پرچم
سرخ مقاومت را
در دست میفشردند
با دوستی با
آقای سامع و
شورای ملی
مقاومت و رضا
پهلوی و
سازگارا و
آقایان مانوک
خدابخشیان
طاق زدند و به
ما نیز از
کانالهای
عمومی و رسمی
رساندند که
سکوت کنید تا
مردم ایران با
رفرندام رژیم
را تعیین
تکلیف کنند.
در تجربه
خیزش مردم
اهواز،
خرمشهر،
آبادان که خون
صدها تن از
مردم شریف آن
خطه، پهنه ی
خیابانها را
رنگین کرد و به
زخمی شدن و
دستگیری
هزاران نفر
انجامید،
خیزشی که هنوز
شعله های آن
در محله های امیر
خیز آن سامان
پرچم خونین
انقلاب را به
اهتزازی
پیروز بر طاق
های بلند
شرف، استقلال
و آزادی یک
ملت برافراشته
نگاه داشت،
گوئی جوابی
بود تاریخی و
سرخ فام و
آتشین که
سمبلیک با آتش
زدن بانکها و
ساختمانهای
دولتی ، حمله
به کلانتری ها
، خلع سلاح
عوام رژیم و صف
آرائی
مسلحانه در
مقابل عوامل
بسیجی ،
اطلاعاتی همزمان
صف خود را از
آلترناتیو
های رفرمیستی
و آلترناتیو
های تعین
تکلیف از
بالا،نظیر" رفرندام
رفرندام این
است شعار مردم
" و یا رفرندام
ساختار شکن
اصلاحی-
پاسداری
سازگار با حال
و روزشیخ و
شاه و استعمار
و یا منشور
های 81 و 565 نفری ونیز
قیام های
نارنجی ترنجی
ماورای آبهای
خزر مشخص کرد
و بر تمامی
آنان پشت کرده
و بر سینه هاشان
دست رد کوبد.
مردم
خوزستان و
اهواز و نیز
دیگر نقاط
ایران
سرنگونی رژیم را
با رنگ خون
خویش
بر پهنه خیابانها
نگاشتند و به
جهانیان
نمایاندند، و
آن رنگ نه
نارنجی بود ،
نه آبی و نه
ترنجی بلکه با
زندگی صدها تن
که جان باختند
عجین شد و
رنگین گشت.
از
نظر تحلیل
گران بیطرف
سیاسی
برخورد
قیام مردم
اهواز به
آلترناتیو
خانم رجوی نیز
منفی بود و
نشان داد که
این راه حل
نیز از
پشتوانه
مردمی
برخوردار
نیست.
آلترناتیو
های به اصطلاح
متمدنانه!
دمکراتیک!
نظیر
راه حل سوم
خانم رجوی از
بالا ( چون
راه حل های
دمکراتیک
بنابر سنت و
فرهنگ از
پائین و از
محله های برپا
خاسته اهواز و
خوزستان و آبادان
و نظایر هم
صورت میپذیرد)
و شعار
هایش نطیر" راه حل
سوم" و" یا
رفرندام
رفرندام این
است شعار
مردم" در
خیزشهای مردم
اهواز و
خوزستان و.... باید
شنیده شود که شنیده
نشد
بالعکس،خیزش
مردم به خلع
سلاح کلانتری
ها کشید و به
صف آرائی
مسلحانه در
مقابل نیروی اطلاعاتی
و بسیجی
انجامید که
پیامی بود سر
راست و روشن به
خانم رجوی و دیگر
سیاسیون حامی
پروژه های
دمکراتیک! و
نیز پیامی سر
راست بود به دولتمردان
غربی که ادعای
حمایت از قیام
مردم ایران را
دارند.
دست
خالی مردم و
کشتار
بیحرمانه
رژیم در اهواز
، خوزستان ،
آبادان حاوی و
گواه این
حقیقت بود که
ارتشی مجهز و
برخاسته از
میان توده ها
بایست که پس
از بر پا
خاستن
و قیام مردم
وارد صحنه
گشته و بدون
اینکه دست طلب
و ناتوانی
بسوی ارتش
بیگانه دراز
کند مراکز
قدرت را تسخیر
و حاکمیت
دیکتاتوری را
با نیروی مردم
جایگزین کند.
اگر
سران کشور های
غربی در"
کلام "خود را
پشتیبان قیام
مردم میدانند
با یک نگاه کوتاه
به عملکرد این
بار قیام مردم
اهواز و خوزستان
و برخورد رژیم
به آنان پی به دستان
خالی و فریاد
مظلومانه
مردم خواهند
برد.
هر
گونه اجحاف به
حقوق مسلم
مقاومت در
مقابل رژیم
خونریز دیکتاتوری
حتی حتی حتی
گرفتن یک کارد
آشپزخانه از
دست کودکی که
قصد مبارزه با
رژیم تا دندان
مسلح و آخوند
های شیمیائی و
اتمی را دارد
حمایت از
تروریزم
اسلامی و به خطر
انداختن جان
شهروندان
ایرانی وغیر
ایرانی در
سراسر جهان
است.
پس
پروژه های
کوتاه قد
سیاسی که روزی
رگ کردن یهودیان
را بنام
مبارزه با
صهیونیسم با
دندان پاره
میکند و روزی
دست تکدی
سیاسی بسوی
ارتش های
بیگانه
صهیونیستی -
امپریالیستی
برای حمله به
ایران دراز
میکند و راه
دیگری را نیز
نمی شناسد.
چون
نمیتواند بگوید
آن ارتش خارجی
را پس از
خلعید
دیکتاتوری
چگونه میتوان
تعین تکلیف
کرد و یا
چگونه در عصر
جهانی شدن
سرمایه به آن
تمکین ننمود
بدون اینکه
استقلال و
آزادی
سربریده شود و
مطامع
صهیونیستی –
امپریالیستی
جایگزین
خواست های بحق تود ه ها گردد
همانقدر
ارتجاعی و عقب
مانده است که
مبارزات ضد
امپریالیستی
امام خمینی.
نوید
اخگر
23 آوریل
سال 2005 میلادی سوئد
استکهلم