|
گزارشى از مراسم همايش کودک در شهر سنندج
امروز جمعه ١٧ مهرماه همايشى توسط انجمن دفاع از حقوق کودک در سنندج در سالن ورزشى احمد پناه در خيابان ششم بهمن سه راه ادب از ساعت ٣٠/٣ تا ٦ بعد از ظهر برگزار شد. همايش با توضيحات مجرى برنامه مبنى بر اينکه قرار بوده همايش در سالن دانشگاه برگزار بشود و دقايق آخر اجازه اين را نداده اند. و آنها مجبور شدند که محل همايش را عوض کنند و فرصت کوتاهى داشتند تا محل جديد همايش را به اطلاع عموم برسانند. با اين وجود استقبال بى نظير بود و سالن مملو از جمعيت بود. تعدادى به دليل کم بود جا سرپا ايستاده بودند. بيشتر از دو هزار نفر در اين همايش شرکت کردند.
اولين سخنران همايش دکتر زرين جو از فعالين دفاع از حقوق کودکان و زنان بود. دکتر زرين جو در مورد تاثير منفى تمامى مذاهب در زندگى کودکان صحبت کرد و نمونه هايى از دوران ساسانى گفت او تاکيد کرد تا همين الان هم کودکان سراسر دنيا از ساختار مذهب و سنت هاى قديمى زجر و بدبختى کشيده و ميکشند. در آخر هم در مورد حکومت ايران صحبت و بحث کرد و گفت ساختار حکومت ايران مذهبى است و متاسفانه بر زندگى کودکان و حتى جوانان و نوجوانان تاثير داشته و گفت که در انقلاب ٥٧ يک سرى مسايل دست به دست هم داد تا همه چيز به نفع اسلاميون و مذهبيون تمام شد. او گفت نقش مذهب و باورهاى سنتى در زندگى کودکان بايد حذف و محکوم بشود.
ايشان همچنين گفت متاسفانه حق يا ناحق بودن مسايل را از نگاه مذهب ميبينند و در آخر نيز تاکيد کرد والدين و همه ما بايد تاثير فرقه هاى مختلف مذهبى و غير مذهبى و ديگر سازمانها و گروهها بر زندگى کودکان را بررسى کنيم و بهترين راه را براى کودکانمان برگزينيم. در آخر هم حمايت همه جانبه از کودکان کار و کودکانى که قربانى نابرابرى و تبعيض شدند و حمايت همه جانبه از کودکان خيابانى را خواستار شد. او تخصيص امکانات براى همه کودکان خارج از مليت و جنسيت را خواستار شد. سخنرانى دکتر با تشويق حضار تمام شد.
سخنران بعدى آزاد زمانى دبير کانون دفاع از حقوق کودک بود که گوشه اى از مشکلات سه ساله پيش که به دنبال مجوز براى تشکيل کانون بودند و اين که مسئولين مسخره اش کرده اند و بهش خنديدند و گفته اند: کودک چه هست مگه کودک هم حقوق دارد؟ آغاز شد و از همه مردم، بخصوص انسانها آزاده و شريف درخواست حمايت از کانون را کرد.
آزاد زمانى هرگونه تبعيض و قوميت و ناسيوناليست را محکوم کرد و همايش را به عنوان همايش دفاع از کودکان سراسر دنيا اعلام نمود. او تاکيد کرد وقت آن رسيده است که خودمان دست بکار شويم و از کودکانمان حمايت کنيم. به حضار گوشزد کرد که اگر در کنار کودکان کار و کودکان خيابانى به راحتى بگذريم بايد به انسانيت خودمان شک کنيم، و تاثير حکومت را در بوجود آمدن کودکان کار و خيابانى متذکر شد.
در ادامه ثريا محمدى بيانيه حمايت جامعه زنان را از همايش و حقوق کودک اعلام کرد، و تاکيد کرد که ما در مورد حقوق کودک قوميت و سن را نمى پذيريم و هر انسان زير ١٨ سال کودک محسوب ميشود. بر خلاف قانون اساسى ايران که ١٥ سال را اعلام کرده است.
متاسفانه تمام قانون اساسى ايران را مطالعه کرده ام ولى بندى در حمايت حقوق کودک نيافتم و گفت که اين جاى بحث دارد، و گفت که وقتش است که اعتراض کنيم. اين ادعا نيست بلکه واقعيت است و بايد اعتراض کنيم. همه با هم و در کنار هم.
صحبت هاى ثريا محمدى شور و شوقى به همايش داد و همه را به وجد آورد. در پايان آموزش خصوصى را محکوم و اعلام داشت که حق طبيعى هر کودک است که به صورت رايگان آموزش داده شود. در ادامه قسمتى از فيلم مستند فقر فحشا به نمايش گذاشته شد، که ساخت ده نمکى بود. فيلم حاوى صحنه هاى تکان دهنده کودکان کار و وضع نابسامان دختران ايرانى در دبى و فروختن آنان به شيخ هاى آن کشور بود.
در ادامه ديبا عليخانى گزارش تکاندهنده اى از واقعيت آموزش کودکان بر اساس ثروت و موقعيت والدينشان صحبت کرد. در واقع درجه بندى کودکان در هنگام ورود به دبيرستان بر اساس بالا شهرى و پايين شهرى. در پايان اعدام عاطفه دختر ١٦ ساله را محکوم کرد و اعلام کرد بر اساس تحقيق انجام گرفته، عاطفه حتى معلول ذهنى ناشى از نابرابرى آموزش و پرورش بوده است. او گفت حلقه ارتباط و اشتراک ما انسان بودنمان است نه مليت، نه مذهب، نه زبان و چيزهاى ديگر.
ديبا توسط حاضرين در همايش به گرمى مورد تشويق قرار گرفت. در ادامه قسمتى ديگر از فيلم مستند ده نمکى پخش شد. صحنه تکان دهنده خانمى که ميخواست براى گرفتن يک کيلو گوشت براى کودکانش تن به خود فروشى بدهد.
نفر بعدى شادى امانى بود دختر ١١ ساله که پشت تريبون از خواسته هاى خود و آمال خودش حرف زد و گفت که همه ما قربانى جامعه نابرابر و سرمايه دارى هستيم و خواستار حمايت حضار از کودکان شد. شادى به شدت تشويق شد.
نفر بعدى آرش زبردست از کودکان کار ديروز يعنى سال ٤٢ و ٤٣ بود. آرش به شدت سازمان يونيسکو و حقوق بشر را به نقد کشيد. او گفت اين سازمانها فقط آمار ميدهند ديگر هيچ کارى انجام نميدهند، و تاکيد کرد که همه ما بايد خودمان يونيسکو باشيم. خودمان از کودکانمان دفاع کنيم. آرش شور و شوق بسيارى به همايش داد مرتب مورد تشويق حاضرين قرار ميگرفت، و در مورد کودکان، دولت را مسئول دانست و گفت دولت را بايد محکوم کرد. صحبت هاى آرش چنان زيبا بود که تشويق حاضرين اجازه نميداد با دقت متوجه بشوم.
در ادامه هاله پرداد مقاله اى تحت عنوان حق کودک ارائه داد. و در ادامه يک کودک ٥ ساله پشت تريبون قرار گرفت. از حاضرين تشکر کرد که به اين همايش آمده اند و گفت من حق زندگى دارم. حق دارم بهداشت سالم و رايگان و تغذيه سالم و زندگى بهتر داشته باشم. در ضمن هاله پرداد در آخر مقاله اش با بلند کردن دستش و حاضرين هم با تبعيت از او خواستار لغو استثمار کودکان، خصوصا استثمار جسمى و خواستار لغو تبعيض و خواستار جامعه برابر و آزاد شد. او در آخر با صداى بلند داد زد پيش بسوى دنياى بهتر، تا اينرا گفت سالن منفجر شد از تشويق هاى حاضرين، صحنه هاى جالبى بود. و در ادامه حلقه فيلم مستند ده نمکى پخش شد. صحنه هاى دردناک و هولناک فيلم بسيار بود.
نفر بعدى يک شاعر بود بنام سيمين چايچى وقتى پشت تريبون قرار گرفت اشک هايش به وضوع ديده ميشد. نتوانست از حضار پنهان کند با اين وجود شعر زيبايى در مورد کودکان کار و بردگان جنسى نوشته بود که با همراهى گروه سنتور با زيبايى هرچه تمامتر اجرا کرد. شعر زيبايى بود سکوت سراسر سالن را فراگرفت سکوتى تلخ.
در ادامه سردشت زمانى مقاله اى در باره استثمار کودکان خواند.
آخر همايش پذيرايى از حاضرين و کودکانى بود که در جشن کودکان شرکت داشتند.
پلاکاردها و نوشته هاى اطراف سالن و دور کل ورزشگاه احمدپناه سنندج با شعار تزيين شده بود. بر روى کاغذ و پارچه هاى قرمز رنگ نوشته شده بود: خشونت بر کودکان ممنوع، کودکان معلول هم زندگى ميخواهند، برخوردارى از آموزش و پرورش رايگان حق مسلم هر کودک است. تامين زندگى مناسب براى کودکان خيابانى، استثمار جنسى کودکان ممنوع، محکوميت و اعدام کودکان ممنوع، کودکان خيابانى قربانيان فقر و خشونت، کار کودکان محکوم است. يکى ديگر از کارهاى زيباى انجمن دفاع از حق کودک اينجا بود که بر روى پارچه بزرگ ٣٠/٢ مترى دو بند نوشته شده بود به اين صورت:
١- مين ها را از سر راه کودکان برداريد
٢- حمايت قاطع از حق کودکان
اين پارچه بر روى ميزى در درب خروجى قرار داشت و حاضرين هنگام خروج با نوشتن اسم خود آنرا امضا ميکردند.
پوريا از سنندج
----------------------------
با پوزش از خوانندگان، اين گزارش به اروفارسى نوشته شده بود و تايپ مجدد آن به اين الفبا به وقت نياز داشت به اين دليل با تاخير به اطلاعتان ميرسد.
|