|
گزارش مستند يکى از فعالين سازمان آزادى زن از شهر بم !
سيمين فرشيدى
من امروز از شهر بم بازميگردم. فضاى شهر را از چند کيلومترى بوى تعفن ناشى از وجود اجساد مردم کشته شده فراگرفته است. بوى تعفن چنان است که بدون ماسک نفس کشيدن ناممکن است. تمام جاده هاى ورود به شهر بم در کنترل نيروهاى انتظامى است. ورود به شهر با گذشتن از هفت خان رستم ممکن است. فيلم بردارى و عکس گرفتن ممنوع است. با وجوديکه چند روز از زلزله ميگذرد، هنوز هم مردم در شبهاى سرد بم در چادرهايى که از کمترين امکانات برخوردار است نصفه نيمه اسکان داده شده اند. امکاناتى که در اختيار مردم قرار ميگيرد بسيار اندک است، پتوهاى مندرس، مواد غذايى اندک و اينها در حالى است که مردم غالب شهرهاى ايران انبارهاى هلال احمر را از پتو، مواد غذايى و بهداشتى و دارو پر کرده اند. نحوه توزيع مواد خوراکى چنان است که مردم براى به چنگ آوردن امکانات متأسفانه گاهأ با يکديگر به زدو خورد ميپردازند. مردم در فقر و بيچارگى در سرماى شديد زندگى ميکنند. خيلى از بچه هاى کوچک در عرض همين چند شب از سرما تلف شده اند. مقامات دولت براى لاپوشانى دزدى مستقيم از کمکهاى اهدايى، آن را به گردن دزدان و قاچاقچيان مى اندازند. يک مرد اهل بم به من گفت خانم خودمان بارها با چشم خود ديده ايم که بسيجيها گونى هاى برنج را کش ميروند. مردم کوچه و خيابان معترضند. ميگويند اينبار نميگذاريم کارى که با رودباريها کردند بکنند، داروها را بدزند و بعدأ در بازار سياه بفروشند. خيلى مردم حساس هستند. مردم ميدانند که بالا و پايين اين حکومت دزد و دروغگو هستند.
تعداد زيادى کودک در بم در چادر نگهدارى ميشوند که خانواده هاى خود را از دست داده اند. دولت در تبليغات خود مدام ميگويد که يتيمان بم را به نزد خود ببريد و براى آنها قيمت تعيين ميکند.
برخورد بسيجيان و نيروهاى جمهورى اسلامى به زنان بشدت ضد انسانى است. زنهاى بم ميگفتند که در روز اول نيروهاى کمکى رژيم حتى از کمک کردن به زنانى که زير آوار بودند به دليل نامحرم بودن امتناع ميکردند. آنها ميگفتند که حتى براى گرفتن دست زنان و بيرون کشيدن آنها دنبال چادر حائل ميگشتند. کسانى را که بيرون مى آوردند اگر زن بودند ضربان قلبشان را کنترل نميکردند، مدام بسيجيها فقط دنبال اين بودند که حتى اجساد زنان را با چادر بپوشانند يا روسريهايشان را روى صورتشان بکشند. براى توزيع مواد غذايى هم به دادن مستقيم آن به زنان خوددارى ميکنند. فقط به سرپرست خانواده ميدهند. در پاره اى موارد اگر کسى و سرپرستى نمانده باشد به زور حاضر ميشوند به زنان کمک بدهند.
شايعه دزديدن دختران و کودکان بسيار شدت گرفته است. يکى از ساکنين بم به من ميگفت کاميونى را ديده اند که به نام کمک، ٥٠ دختر و کودک را سوار کرده است و کسى نميداند به کجا برده است. اين يکى از مباحث داغ ميان مردم است.مردم شهرهاى کرمان، شيراز و اصفهان و شهرهاى جنوبى و غالب شهرهاى ايران، مداومأ در حال اهداى کمکهاى انسانى خود هستند، مردم از شهر تهران و شهرهاى ديگر کيلومترها راه آمده و مداومأ عليرغم خواست دولت، خود مشغول کمک کردن هستند. به عيادت بيماران و زخميها رفته و کمک و هميارى انسانى زنان بسيار بسيار چشمگير است. به نظر من يک تفاوت اساسى روحيه مردم ايران در برخورد به زلزله بم با زلزله رودبار اين است که مردم مستقيمأ دولت را به کنارى گذاشته و خود رأسأ وارد عمل شدند. مردم بم ميگفتند که در حالى که جمهورى اسلامى از ترسش تا ٩ ساعت خبر کشتار مردم را در بم پنهان نگه داشته بود، عليرغم اينکه بارها مسئول فن آورى ارتباطات و اطلاعات خواسته است از زير غضب مردم، دولت را خلاص کند و گفته است که تلفنهاى ما کار نميکرد، مردم دسته دسته با پوزخند به دولت به طرف بم راه افتادند و اين هميارى انسانى چنان بود، چنان موج قوى را شکل ميداد که رژيم بر خلاف رودبار نتوانست فورأ دور منطقه را سيم خاردار بکشد و نيروهاى انتظامى را آنجا مستقر کند. دولت عليرغم خواست خود نتوانست جلو موجى را که به طرف بم سرازير شد بگيرد. اين دولت نبود که به مردم فراخوان کمک داد، اين مردم بودند که رسمأ دولت را و نهادهاى دولتى مثل کميته امام و حتى هلال احمر را به کنارى گذاشته و خود مستقيمأ وارد عمل شدند. مدتهاست که بعد از جنگ دولت ايران نتوانسته هيچ فراخوانى براى کمک به مردم بدهد و کاسه گدايى اش خالى نماند. مردم در همان دقايق اول ميگفتند که اين دولت دروغگو است، برويم خودمان بفهميم در بم چه خبر است. دولت روز اول اعلام کرد که فقط ٢٠٠٠ نفر کشته شده اند، در حاليکه مردم ميدانستند دروغ ميگويند. خود دولت حتى از اعلام آمار کشته شدگان وحشت داشت، ميدانند که مردم مقامات نظام را عامل اين مصيبت ميدانند. همين الأن هم مردم ميگويند اگر زودتر اعلام کرده بودند مردم بگناه زير آوار نميمردند و از سرما جانشان را از دست نميدادند. تازه بعد از چند روز و بعد از نشست خامنه ايى با مقامات دولت و نيروهاى انتظامى، ديروز که به بم رفته بودم کنترل شديد امنيتى بود که مردم وقعى به آن نميگذاشتند. جدأ حيرت آور است که ميديدى مردم چگونه به کمک همنوعان خود آمده اند. ببينيد تمام طول عمر رژيم اسلامى با فقر و فلاکت و خفقان ميخواستند کارى کنند که براى تنازع بقاء مردم سر همديگر را کلاه بگذارند، همديگر را بدرند، از روى هم رد شوند، زلزله بم نشان داد که ٢٥ سال فقر و فلاکت و جنايت نتوانست انسانيت را در اين مملکت ويران کند. جالب است بدانيد که کسانى که امروز به بم کمک ميکنند از طبقات داراى جامعه نيستند يا بهتر است بگويم عمدتأ از همان قشر و طبقه اى هستند که خودشان هم با ندارى دست و پنجه نرم ميکنند. زنى که انگشترش را هديه کرده، مادرى که جلو دوربين قسم ميخورد که لباس نو تن بچه اش را هديه کرده و اصرار داشت که مردم بدانند لباس کهنه نبوده، کارگران راه آهن که چند روز حقوق خودشان را دادند، دانش آموزان، دانشجويان، جوانانى که لباسهاى خودشان را آورده بودند. مردم ميگويند نمايندگان مجلس که مفت ميخورند خم به ابرو نمى آورند. تازه همين که اعلام شد ٣٠٠ ميليون از سهم امام کمک ميکنند، مردم بيشتر از شنيدن ارقامى که ميدانند از جيب گشاد اين دزدهاى سر گردنه بيرون مى افتد غضب ناک تر ميشوند.
همه مردم بلااستثناء ميگويند که دولت حق مردم بم را خواهد دزديد و از وضعيتى که من خودم در بم ديدم واقعأ اين مسئله معلوم است. دولت حتى خيلى از گروههاى امداد خارجى را هم دست به سر کرده و برگردانده است. مردم روحيه تعرضى دارند. آخوندهاى فيضيه را براى غسل و کفن جنازه ها به بم آوردند ولى جرئت نميکنند به خيابان بروند. مردم ميگويند اين کشتار تقصير دولت است. ساختمانهاى دولتى بم تنها ١٠ درصد خسارت ديده است ولى خانه هاى محقر و گلى مردم پاک از بين رفته و نابود شده است. مردم شدت زلزله را با کشورهاى ديگر مقايسه ميکنند و ميگويند اگر دولت درست حسابى داشتيم اينطور نميشد. دولت باعث شده که جان انسان در اين مملکت قيمتش هيچ است.
در فرصتهاى بعدى گزارشات ديگرى را برايتان ارسال ميکنم.
|