رو سپيدی ، يا روسياهی در برابر وجدان ملی ؟

 

 

در هنگامی که رژيم زور و تزوير آخوندی همه همت خود را بر نابودی ايران و ايرانی گذاشته است ، آيا سکوت و بی خاصيتی ما به اصطلاح حاميان حقوق مردم و يا به اصطلاح سياستمداران و روشنفکران ديروز و فردای ايران چيزی به جز روسياهی در برابر وجدان ملی و در برابر تاريخ ملی مان  به ارمغان خواهد آورد ؟

 

 

فوج فوج مردم در لوای رژيمی غاصب و جانی در فقر و فلاکت غوطه می خورند . روزی نيست که خبر دستگيری ، شکنجه و يا کشته شدن هم ميهنی را نشنويم . برای مثال : در هنگامی که به اصطلاح يک خانم ايرانی مسلمان ! جايزه صلح نوبل را می گرفت ، دو هم ميهن مبارز کرد به جوخه دار سپرده شدند !!! ...   با وجود آنکه همه ما از اين واقعيات با خبريم و می دانيم که چشمه از کجا آلوده است ، اما هنوز نتوانسـتيم و يا بهتر بگوييم نمی خواهـيم بتوانيـم ريشه هرز آخوند را از خاکمان بيرون بياوريم !  آخوندی که «  اُم الفساد » ربع قرنی است که بر ما گذشته است . ربع قرنی که بجز فقر ، فساد ، آدم کشی ، شکنجه و زجر چيز ديگری را در صفحات تاريخ ايران ، که فرزندان ما حداقل با تمسخر به ما آن را خواهند خواند ، از خود باقی نخواهد گذاشت !

 

به دروغ گويی و ريا کاری آخوندها عادت کرده بوديم .  اما برخی پيوند آخوند را با شيطان باور نميداشتند !  اين نيز به معجزه تزوير آخوندی عملی شـد و ديديم که پس از سرکوب جنبـش دانشجويی ( به عنـايت بی رمقی و بی خاصيتی به اصطلاح حاميان حقوق بشری و دارنده گان دکه های سياسی اپوزيسيون ) در معامله ای شرم آور با شيطان ديروزيشان !!! می خواهند برادران و خواهرانمان را در سازمان مجاهدين خلق از کشور عراق بيرون کنند و مجبور به بازگشت به جلادخانه شان بنمايند . بديهی است که اين معامله محکوم است و ما سخت نگران آنچه در انتظار اين هم ميهنان است می باشيم . جماعت آخوند به هيچ فردی که به کيش او و يا در بندگی او نباشد رحم نمی کند . اين اصل بارها ثابت شده است و ديديم که حتی خودی ها و هم سنگرهای ديروزی شان نيز از دم تيغ آخوندی گذشتند ، چه برسد به مبارزانی که تمام عمر و زندگی خود را تا به امروز در راه مبارزه با ظلم و استبداد آخوندی صرف کرده اند و امروز نيز تنها به ناچار و به اجبار مجبور به سکون شده اند و در ميان بی تفاوتی ديگر هم ميهنانشان می روند که طعمه روباه صفتان گرگ زاده بشوند .

 

حال اگر کنشی ملمــوس و حرکتی مفيد در اين مورد از جانب ديگر نيروهای سياسی اپوزيسيون ديده نمی شود ، می توان آن را به حساب رقابت سياسی و تفرقه سياسی گذاشت . اما در برابر ظلمی که به ديگر قربانيان رژيم آخوندی می رود چه پاسخی می توانيم داشته باشيم ؟ خبر دستگيری احمد باطبی و همرزمش ارژنگ داوودی را همگان شنيده اند و می دانند که چه بر سر اين دو جوان رشيد و فرهيخته آمده است . سلول انفرادی و شکنجه جسمی و روانی تا مرز نابودی ارمغانی اســت که رژيم آخوندی بر هر اســير دربندی ارزانی می دارد ! بديهی اســت که مبارزانی چون باطبی و داوودی اين هديه اسلامی را از دست شخص مرتضوی و يا نوچه های مزدور صفتش دريافت کرده اند . بر اساس خبری که بدست ما نيز رسيده ، ارژنگ داوودی که يکی از دوستان احمد باطبی است ، احتمالا يک چشم خود را از دست داده است . اميدواريم که اين خبر نادرست باشد وگرنه وای به حال ما که می گذاريــم اينچنين جنايتهايی باز هم اتفاق بيافتد .  نه تجربه ای که از ديروز رژيم داريم ( بعنوان مثالی از انبوه مثالها  :  قتل عام زندانيان سياسی سال 67  ) ما را بيدار می کند و نه آنچه امروز بر ملت و کشــورمان می گذرد !!!

 

بايد بدانيم که تاريخ و وجدان ملی بدون تعارفات معمول به سراغمان خواهد آمد و تنها جنايتکاران روسياهان تاريخ نخواهند بود . بلکه همه آنانی هم که به گونه ای زمينه را برای جنايتکاری جنايتکاران آمـاده کرده اند و يا می کنند ، مورد بازخواست تاريخ و وجدان ملی قرار خواهند گرفت . آنانی که برای لقمه نانی ترجيح می دهند دکان و دستگاه خود را به گونه ای گرم نگه دارند که نه سيخ بسوزد و نه کباب !!! رسانه هايی که بنام بيان آزاد برای همگان ، خواسته و يا نخواسته  ، فرهنگ آخوندی را ترويج می کنند . بجای رساندن فرياد دانشجويان و جوانانی که جان و مال خود را در کارزار ملی از دست می دهند ، به نشـر چرنديات و فلسفه بافی های جمعی کافه نشين و راحت طلب که تنها به بقای وضع کنونی و گرم ماندن بساط مکتبی و فرقه ای خود مشغولند می پردازند . آنانی که فرصتهای طلائي ای همچون گرفتن جايزه نوبل را به هدر می دهند . جايزه ای که به يقين مصونيتی پولادين به دريافت کننده آن اهداء نمود . ولی بجای استفاده مفيد از اين فرصت خانم شيرين عبادی فريب تزوير آخوند را می خورد و خواسته و يا نخواسته به تداوم وضع موجود کمک می کند . تا چندی بيشتر از مردم در خيابانها از سرما بميرند ! چندی ديگر به دامان فساد و اعتياد بيافتند ! چندی ديگر در زندانها بپوسند ! چندی ديگر سنگسار بشوند ! چندی ديگر اعدام بشوند ! و ... جنايت و خيانت ادامــه يابــد !!!!  آيا تا به حال موردی را سراغ داريد که دفاعی از زندانی سياسی ای در نظام قضايی رژيم آخوندی ، موجب تبـرئه و يا موجب نجات از شکنجه  شده باشـد ؟؟؟ منظور ما خوديهای ديروزی نيستند که بازيچه رژيم شده اند و بازار به اصطلاح دموکراسی آخوندی را گرم نگه داشته اند . نـه ، منظورما  مبارزانی هستند ، که هيچ گاه تن به سازش ندادند و شعبده بازی سياسی آخوندی را از ابتدا کشف و بر ملا نمودند و همانها هستند که زندانهای قرون وسطايی رژيم را پر کرده اند و به اصطلاح وکيلان مدافع حقوق بشری به سراغ آنها نمی روند و اگر هم بروند با توجه به روش نادرستشان هيچ گونه شانسی برای دفاع مفيد از آنها را ندارند .

 

همچنان که بارها گفته ايم ، دفاع از حقوق بشر و حقوق مردم در ايران تنها برشمردن و محکوم نمودن ناقضين اين حقوق نيست . انتظار مردم تحت ظلم ايران بر ملا نمودن مسببين اين جنايات و سازماندهی مبارزه ای مفيد در تمام جوانب ممکن آن ، با ريشه ظلم است . اين مبارزه برای جاه و مقام نيست و منظور قهرمان سازی هم نيسـت . نجات برادران و خواهرانی که در زندانهای آخوندی در حال پوسيدن هسـتند ، پاسخ به حتک حرمت و بی احترامی به بزرگان و روشنفکران جامعه ، انجام وظيفه است و نه قهرمان بازی !!! مردم در بند به انتظارند که آنانی که اين رسالت بر دوششان است به وظيفه خود عمل کنند . شايد باز هم گفته شود که راه محافظه کارانه و اصلاح گرايانه ای که در پيش گرفته اند ، بهترين راه است ! اما آنانی که درد و رنج و خون را به چشم خود می بينند ، اين فلسفه بافيها و سفسطه گری ها را قبول ندارند . ديدن خون يک انسان مظلوم ، خون هر انساندوستی را بجوش می آورد . يافتن راه حل مناسب و هموار نمودن اين راه وظيفه مدعيان روشنفکری در جامعه ايرانی است . در اين مورد هيچ توجيهی مورد قبول نيست چرا که هر قطره خونی که ريخته می شود ، قطره خون انسانی مظلوم است که حق زيستن در فضايی مناسب را دارد . سـاختن اين فضـا وظيفه مــا و شماســت ! 

 

هم ميهنان ، انتخاباتی فرمايشی و طبق معمول در فضايی غير آزاد و تنها برای به قدرت نگه داشتن آخوند در پيش است و اين انتخابات با وجود تحريم گسترده مردم و عدم شرکت در آن ، موجب بقای آخوند بر قدرت خواهد شد . چرا که از طرفی متاسفانه مبارزه ای مفيد و کارساز در جريان نيسـت و از طرفی ديگر فضای بين المللی بر خلاف آنچه برخی در انتظار بوده اند ، برای تداوم حاکميت آخوند و غارت ايران مهيا و مساعد اسـت .

 

به باور ما تـحريم انتخابات سرآغازی بايد باشـد بر دورانی نوين ، که در آن نيروهای ظلم مستقيما در برابر مردم قرار می گيرند  و مبارزه ای شفاف و مفيد ممکن می گردد . باشـد که با توشه ای پُر قدم به اين دوران بگذاريم و از لعن و نفرين وجدان ملی مصون باشـيم  .

 

 تا تنـها آنـها که بـايد ،  روسـياه تـاريخ گردنـد !

 

 

 

جنبش آشتی ملی

23 آذر ماه 1382