در گذشت
پدر رضائی ها
غم
انسانهای
آزاده !
نوید
اخگر
Nawid_Akhgar@hotmail.com
خبر
کوتاه بود ولی
غم انسانهای
آزاده در سوک
پدر رضائی ها
با صد ها
خاطره به
پهنای زجری
است که خودش و
مردم ایران در
زیر سلطه
دیکتاتوریهای
شاه و شیخ
تحمل کرده و
میکنند.
پیکر
مشتعل احمد رضائی
در سیاه مختنق
دیکتاتوری
شاه در کنار
مشعل فروزان
پیکر رفقای
فدائی راه قهر
مشروع مردمی
را گشود و
دیگر راه ها را
بر سیاستمداران
نوع دیگر بست،
و بدین سان
قیام ضد سلطنتی
را برای
مردم ایران به
ارمغان آورد.
و کیست
که نبیند شعله
های مشتعل خون
سردار
خیابانی وآذر
رضائی،
رضا رضائی،
مهین رضائی را
که وام از
شعله های
مشتعل پیکر
احمد دارد.
قلم
خروشنده و
خروشانی که
همیشه در صحنه
ها میغرد،
ناگاه با
شنیدن خبر از
دست دادن مردی
با مقام پدر
رضائی ها بر روی
زانوانش خم
میشود. و
برای توصیف او
گوئی کم
میآورد.
ناگاه
احمد در
سرسرای خانه
ظاهر میشود،
پیراهن
خونینی در کف
دارد، انگشتش
بسمتی اشاره
رفته است،
درست مثل
همیشه تورا و
من را بسوئی
دعوت میکند،
بسوی کی ؟
بسوی چی؟
گوئی
شانزدهم آذر
نزدیک است،
آری فردا
یکشنبه
شانزدهم آذر
است،
دانشجویان
مشهد در پیامشان
نوشته اند که
قهرمانانه و
با قهری بر
آمده از وجدان
تمامی پدران و
مادران و
فرزندان آزاده
ایران زمین بر
حکومت جمهوری
اسلامی یورش خواهند
برد.
نگاهی
بر چهره احمد
میدوزم میبینم
میخندد و پیکر
مشتعلش
تاریخی را روشن
کرده است.
صدای خنده های
احمد را با
شانزدهم آذر و
پیام
دانشجویان
مشهد بهم گره
میزنم و میگویم:
پیام
دانشجویان
دانشگاه مشهد
را باید به
تمام خانواده
رضائی ها
تبریک گفت و
اول از همه به پدر
رضائی های
قهرمان.
قلم بر روی پا
دوباره قامت
راست میکند
محسن را در
آغوش میفشرد و
به فاطمه با
لبخندی بر لب
میگوید:
سلام
دانشجویان
مشهد را با
پیام احمد به
عزیز و مسعود
برسان.
نوید
اخگر
15 آذر
سال 1382
خورشیدی سوئد استکهلم